جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

مشاعره با کلمه ما

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته مشاعره توسط AZHHAR با نام با کلمه ما ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 1,113 بازدید, 24 پاسخ و 2 بار واکنش داشته است
نام دسته مشاعره
نام موضوع با کلمه ما
نویسنده موضوع AZHHAR
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط Nirvana

اوین

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
674
7,597
مدال‌ها
2
ما تو را ساده و بی زیور و زر می خواهیم

در عوض بیش ، تو را شیفته تر می خواهیم

چشم اگر دوخته تا صبح نگاهم به نسیم

چون که از بافه زلف تو خبر می خواهیم

هر کجا حال طبیعت خوش و مطبوع تر است

از لبت چایی شیرین و شکر می خواهیم

دست بردار تو لجبازی و دستی برسان

ما تو را بیش تر از پیش به بر می خواهیم

عشق در مخمصه افتادن و رنجی است زیاد

ناگزیریم و به ناچار خطر می خواهیم

خیره ام گیج به سرخاب اناری لبت

دل همین خواسته ما نیز اگر می خواهیم

عاشقی حال عجیبی است که گاهی از چشم

جای دیدن همه ما دیده تر می خواهیم

با غزل آمده ام نزد تو بردار قدم

اندک آهسته که ما از تو نظر می خواهیم
 

اوین

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
674
7,597
مدال‌ها
2
ماییم و شب تار و دل تنگ و دگر هیچ!
در بند غمیم و صنما، میل سخن نیست..
 

Delaram*

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
May
609
6,558
مدال‌ها
2
ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون او به مقصد ها رسید و ما هنوز آواره ایم
 

سرگذشته

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Nov
20
361
مدال‌ها
2
ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است
 
  • گل
واکنش‌ها[ی پسندها]: Delaram*

Nirvana

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
55
473
مدال‌ها
2
ما آمدیم به هم، نه یکی، نه جدا ز هم
ما شد نفس‌کشیدنِ دل، در هوای هم

ما قطره‌قطره جمع شدیم از غبارِ درد
ما رود شد، گذشت ز دیوارِ ما و من

ما آینه شدیم و شکستیم خویش را
ما دیدیم خویش را، به تماشای هم

ما تا نگفتیم «ما»، جهان تنگ و سرد بود
ما وسعتیم، اگر بشویم هم‌قدم

ما عشق را نه واژه، که زیستن آموخت
ما زنده‌ایم، به تپشِ دائمِ هم​
 
  • گل
واکنش‌ها[ی پسندها]: Delaram*
بالا پایین