جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

متفرقه [ حرف‌های تلخ نویس ]

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته تعامل ادبی توسط اول شخص مفرد با نام [ حرف‌های تلخ نویس ] ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 33,002 بازدید, 583 پاسخ و 30 بار واکنش داشته است
نام دسته تعامل ادبی
نام موضوع [ حرف‌های تلخ نویس ]
نویسنده موضوع اول شخص مفرد
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط sbamzy

Tara Motlagh

سطح
6
 
ناظر کیفی کتاب
ناظر کیفی
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده انجمن
Dec
7,982
49,742
مدال‌ها
7
روزگاری گمانم این بود:
عاشقی می‌کنم
کار می‌کنم
زندگی می‌کنم
شادی را از بر می‌شوم
و اگر غم بیاید، می‌ماند اما کوتاه
گفتن ندارد که هیچکدام نشد
اگر هم روزی بشود دیگر مهم نیست...
 

آراد

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Jul
875
12,375
مدال‌ها
2
كم غـاب غيرُكِ لم أشعُر بغَيبتِهِ
وأنتِ إن غبتِ لاحت لِي سَجاياكِ
أراكِ مِلءَ جِهاتِ الأرضِ مُنعكِسًا
كأنما هذهِ الدنيا مَرَاياك
 

اوین

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
766
8,714
مدال‌ها
2
اگه تلخم اگه سردم اگه دیگه نمیخندم
اگه ماتم اگه مبهوت اگه دنیای پردردم
واسه اینه که احساسم شده بازیچه دستت
شکستی تو دل ساده م دروغه اون همه عشقت
 
آخرین ویرایش:

Tara Motlagh

سطح
6
 
ناظر کیفی کتاب
ناظر کیفی
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده انجمن
Dec
7,982
49,742
مدال‌ها
7
?Geçiyor mu*

Geçmiyor, Geçmez..., Geçen sadece zaman..., Acı geçmaz, sen acıya alışersın​
 

آراد

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Jul
875
12,375
مدال‌ها
2
من ساده‌ام قانونِ حاشا را نمی‌دانم
اینجا دلی تنگ است، آنجا را نمی‌دانم...
 

اوین

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
766
8,714
مدال‌ها
2
‏بعضی شبا زیادی شبن
اونقدر که دلشوره و دلهره و دلتنگیِ همه‌ی دنیا
یهو میریزه توی دل آدم...
و نه میشه، بخوابی
و نه میشه، بیدار بمونی
فقط میشه، زل بزنی به شب و منتظر بشی تا بگذره...
 

آراد

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Jul
875
12,375
مدال‌ها
2
گاهی سکوت میکنی
چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرف بزنی
گاهی سکوت میکنی چون واقعا حرفی برای گفتن نداری
سکوت گاهی یک اعتراضه و گاهی هم انتظار
اما بیشتر وقتها سکوت برای اینه که
هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که تو وجودت داری توصیف کنه.....
 
مدیر تالار علوم اجتماعی
پرسنل مدیریت
مدیر تالار علوم اجتماعی
May
625
2,035
مدال‌ها
2

وقتی که مرگ به سراغم خواهد آمد، خواهم گفت که چرا دیر آمدی ای بی وفا؟ چرا دیر آمدی تا جانم را بگیری؟

آن زمان هایی که جانم از تنم رفت، در آتش سرنوشت شومم سوختم کجا بودی؟

وقت هایی که درد و سوختن را با ذره ذره ی سلول هایم تا عمق جان حس کردم، کجا بودی که جانم را بستانی؟

حالا که جز یک مرده ی متحرک چیزی بیش نیستم چرا آمدی تا جانم را بگیری؟
من همانی بودم که مرگ را پیش از مردنم تجربه کردم.
هزاران بار مرگ را چشیدم و مردم و مردم!
 
بالا پایین