Tara Motlagh
سطح
6
مدیر تالار نقد
پرسنل مدیریت
مدیر تالار نقد
منتقد کتاب انجمن
مخاطب رمان برتر
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده انجمن
عضو تیم تعیین سطح کتاب
- Dec
- 7,505
- 44,369
- مدالها
- 7
در حالی که ناامیدانه تلاش می کرد تا برای کمک به مادرش برسد، در محاصرهی مردان و بچه های بیشتری که در حال خنده بودند، قرار گرفت. حالا سپیددندان، شرمساری را می شناخت. آتش او را آزار داده بود؛ ولی خندهی آدم ها خیلی بیشتر او را آزرد. وقتی شب فرارسید، سپیددندان دلش بیشتر و بیشتر برای خانهاش تنگ شد. این سرزمین خیلی پر سر و صدا بود. مردان خیلی قدرتمند بودند. جدال بین سگ ها هرگز پایان نمی یافت. همهمه هرگز قطع نمی شد.—از کتاب «سپید دندان» اثر «جک لندن»