برادر بزرگ ما
ژانر
فانتزی تاریک، اکشن، ماجراجویی، درام، حماسیخلاصه داستان
پنج هزار سال پیش، مردی به نام کیروش اقوام مختلف جهان را متحد کرد و امپراتوری طلایی مقدس را بنیان گذاشت. اما بسیاری از نژادها از جمله گابلینها، ترولها، غولها و دیگر موجودات تاریکی این اتحاد را نپذیرفتند. جنگی عظیم میان امپراتوری طلایی و نیروهای تاریکی آغاز شد که سه هزار سال به طول انجامید.در پایان جنگ، مردی برگزیده با علامتی مرموز روی چشم چپش ظاهر شد و امپراتوری تاریکی را شکست داد. اما قدرت عظیم علامت او را به سوی تاریکی کشاند. دو فرشته، فرشته روشنایی و فرشته تاریکی، در برابر او ایستادند و سرنوشتش به افسانهای فراموششده تبدیل شد.
هزاران سال بعد، در روستای والن، پسری به نام سینا با همان علامت روی چشم چپ متولد میشود. پدرش آراد، بنیانگذار والن، و مادرش لیا هستند. خواهرش سوفیا، برادرش اریک و دوستان نزدیکش آدرین و میا هستند.
پس از مرگ آراد و لیا، زاروک، فرمانروای امپراتوری تاریکی، به والن حمله میکند. روستا نابود میشود و سینا خانواده و خانه خود را از دست میدهد. پس از این فاجعه، او کودکی یتیم به نام آنا را به فرزندخواندگی میپذیرد و سفری دهساله را برای پیدا کردن اریک و سوفیا آغاز میکند.
آرکهای ده سال سفر سینا
- سقوط والن
- شهر زنجیرها
- شوالیههای شکارچی علامت
- دهکده خاموش
- ملاقات با شوالیه مرگ
- کودک اژدها
- گلادیاتور سیاه
- شاهزاده گمشده
- شهر برفی
- ارتش بچهها
- سایه زاروک
- کاروان خاکستر
- کتابخانه زیر آب
- شکارچیان شب
- زندان ناقوسها
- شهر نقابها
- پل شکسته
سینا سپس راهی شهر افسانهای اِلوریا میشود؛ شهری پنهان که اسرار مربوط به علامت چشم چپ را در خود نگه داشته است. پس از گذر از آزمونهای اِلوریا، او زره الهی پادشاه باستانی را به دست میآورد و به وارث قدرتی تبدیل میشود که قرنها در انتظار صاحب جدید خود بوده است.
همزمان آدرین رهبری ملتهای آزاد را بر عهده میگیرد و قیامی بزرگ علیه امپراتوری تاریکی آغاز میشود. سینا، آنا و ریون به شکار فرماندهان تاریکی میروند تا راه را برای پیشروی ارتش متحد مقدس باز کنند.
در نهایت، تمام مسیرها به پایتخت امپراتوری تاریکی میرسد؛ جایی که سینا با زاروک روبهرو میشود و سرنوشت دو امپراتوری، دو فرشته و تمام جهان در نبردی نهایی تعیین میشود.