جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

بیوگرافی بیوگرافی ایمانوئل کانت

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته بیوگرافی دانشمندان و فیلسوفان توسط ASHVAN با نام بیوگرافی ایمانوئل کانت ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 270 بازدید, 1 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته بیوگرافی دانشمندان و فیلسوفان
نام موضوع بیوگرافی ایمانوئل کانت
نویسنده موضوع ASHVAN
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط ASHVAN
موضوع نویسنده

ASHVAN

سطح
6
 
ارشد بازنشسته
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
Aug
8,033
27,717
مدال‌ها
8
اندیشه‌های ایمانوئل کانت، فیلسوف خردگرای آلمانی نه تنها تا به امروز از اعتباری جهانی برخوردار است، بلکه تا آن هنگام که انسان ارباب عقل طبیعت‌داده‌ی خود نگردد، کانت راهنمای او خواهد ماند.

این تصور که خورشید به دور زمین می‌گردد و از اینرو از شرق برمی‌آید و در غرب فرومی‌رود، به‌مدت سده‌ها یقینی بود که هیچ انسانی نسبت به آن شک به خود راه نمی‌داد. اغلب انسان‌ها امروز نیز باور دارند که خورشید از شرق طلوع و در غرب زمین غروب می‌کند. ولی دیگر کمتر کسی باور دارد که خورشید به دور زمین می‌‌گردد. در این رابطه در مرحله‌ی نخست، یک مسئله و یک فکر ساده به ذهن نیکلاوس کوپرنیک (۱۴۷۳ − ۱۵۴۳ میلادی) راه گشود. مسئله‌ی کوپرنیک این بود که وی "در توضیح حرکت جرم‌های آسمانی، بر پایه‌ی این فرض که سپاه اختران سراسر پیرامون نگرنده می‌گردند، به شیوه‌ای مطلوب توفیق نیافت". وی با یک فکر ساده "کوشید تا ببیند آیا بهتر موفق نخواهد شد اگر نگرنده را پیرامون خود بگرداند و ستارگان را به حال خود گذارد؟" (کانت: سنجش خرد ناب، B XVI، با اندک تغییر برگرفته از ترجمه‌ی ادیب‌سلطانی).

فلسفه‌ی کانت − که بسیاری صاحبنظران آن را نسخه‌ی فلسفی تأملات کوپرنیک می‌دانند − با "مسئله" آغاز می‌‌شود؛ اینکه تنها با عزیمت از تجربه نمی‌توان به یک دانستن ِ مطمئن دست یافت. ما هر روزه به دانستن ِمبتنی بر تجربه اتکا می‌جوییم؛ چه آن را در زندگی روزمره کسب کرده باشیم و چه در علوم طبیعی. چه آنگاه که مثلا صبح پس از بیداری سماور را برای دم کردن چای روشن می‌کنیم و یا شامگاه نوشابه‌ای خنک را از یخچال برمی‌داریم. ولی برای فیلسوف‌ها این نتیجه‌گیری کفایت نمی‌کند که با روشن کردن سماور آب داغ می‌شود و تجربه می‌گوید، نوشابه به این دلیل خنک است که در یخچال بوده است. فیلسوف‌ها می‌خواهند چیزی فراتر از این بدانند، به این معنا که می‌پرسند، آیا ما مطمئن هستیم که چنین است؟ در حالیکه انسان‌های عادی در برابر این پرسش می‌گویند که همیشه چنین بوده است، فیلسوف‌ها فقط می‌گویند: مسئله‌ی استقراء. یعنی آنها در اینجا این پرسش را طرح می‌‌کنند که: بر اساس این "بوده" (فاکت) که ارتباط‌های معینی همیشه چنین بوده‌اند، نمی‌توان نتیجه گرفت که در آینده نیز چنین خواهد بود، مگر آنکه اصلی را بپذیریم که به ما اجازه‌ی چنین نتیجه‌گیری‌ای را می‌دهد. ولی این اصل را چگونه می‌توان مدلل ساخت؟ از روی تجربه؟ اگر چنین است، آنگاه به اصلی نیاز داریم که به کمک آن بتوانیم از تجربه بیاموزیم، زیرا که درست همین تردید نسبت به تجربه بوده که ما را برای یافتن چنین اصلی برانگیخته است.

Screenshot_۲۰۲۱۱۰۲۶-۱۹۰۷۲۷_Google.jpg
 
موضوع نویسنده

ASHVAN

سطح
6
 
ارشد بازنشسته
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
Aug
8,033
27,717
مدال‌ها
8
پرسش از پی یک «دانستن ِ مطمئن» را می‌توان نزد کانت ذیل پرسش از پی یک «دانستن ِ پیشینی» (a priori) یافت، یعنی دانستنی مستقل از تجربه که بتواند یک دانستن ِ تجربی را برای ما امکانپذیر سازد. از اینرو کانت مسئله‌ی دانستن ِ مطمئن را چنین عبارت‌پردازی کرده است: "اگر قرار باشد که شهود (سهش) (Anschauung)، خود را با سرشت موضوع (Gegenstand) سازگار کند، من درنمی‌یابم که چگونه انسان بتواند بطور پیشینی چیزی درباره‌ی موضوع بیاموزد." این امر در مورد مفهوم‌هایی نیز صدق می‌کند که ما درک و شهود خود را توسط آنها بیان می‌داریم. یعنی در صورتی که این شهود تنها متوجه موضوع باشد، آنگاه نمی‌توان به دانستن ِ مطمئن دست یافت، زیرا که تجربه اصولا می‌تواند ما را به گمراهی بکشاند. اما کانت راه حل دیگری پیش پا می‌گذارد: "ولی وارون آن، اگر موضوع، (...) خود را با قوه‌ی شهود ما سازگار گرداند، آنگاه من این توانش را سخت نیکو به تصور توانم آورد" − و این توانش یعنی دستیابی به یک دانستن ِ مطمئن. همین نکته در مورد مفهوم‌ها نیز معتبر است: اگر نگاه مفهوم‌ها معطوف به موضوع‌ها باشند، آنگاه نمی‌توانیم چیزی مطمئن از آنها بدانیم، ولی می‌توانیم وارون ‌آن را فرض کنیم که "موضوع‌ها (...) یا تجربه، که موضوع‌ها تنها در آن (...) شناخته می‌‌شوند، خود را همخواند با این مفهوم‌ها سازگار می‌کند". (همانجا، B XVII
 
بالا پایین