جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

بیوگرافی بیوگرافی عبدالکریم سروش

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته بیوگرافی دانشمندان و فیلسوفان توسط Arisa با نام بیوگرافی عبدالکریم سروش ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 291 بازدید, 6 پاسخ و 1 بار واکنش داشته است
نام دسته بیوگرافی دانشمندان و فیلسوفان
نام موضوع بیوگرافی عبدالکریم سروش
نویسنده موضوع Arisa
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط Arisa
موضوع نویسنده

Arisa

سطح
0
 
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز
Jul
678
2,774
مدال‌ها
1
اهمیت عبدالکریم سروش از آن روست که به عنوان یک دین‌پژوه به خاطر تجربه عملی خود درون یک نظام دینی به انتقاد از آن پرداخت. او که امروز هفتاد ساله شد، یکی از نواندیشان دینی است که سپهر اندیشه سیاسی ایران را طی سه دهه اخیر تحت تأثیر خود قرار داده است.
با شکل‌گیری جمهوری اسلامی مسئله نوع حکومت‌داری، دین، فقه و روحانیت و سازگاری اسلام و دموکراسی مسائلی بودند که دین‌پژوهان را دل‌مشغول خود کرد.
در چنین فضایی سروش تلاش کرد به این مسائل پاسخ دهد.
زندگی سروش را می‌توان به چهار دوره تقسیم کرد: دوره اول: تحصیل در یک رشته علمی و فلسفه‌اندوزی اسلامی؛ دوره دوم: عزیمت به لندن و آشنایی با فلسفه علم کارل پوپر؛ دوره سوم: انقلاب و دلبستگی او به نظام تازه تأسیس؛ دوره چهارم: آغاز انتقاد از نظام ایدئولوژیک دینی و روحانیت.

هر چند با کمی احتیاط می‌توان دوره پنجمی نیز اضافه کرد که او در آن به دلیل فشارهای سیاسی مجبور به اقامت در خارج از ایران شد. در این دوره گفتاری نظیر «محمد: روای رویاهای رسولانه» که به مسئله قرآن و وحی و «انسان تاریخی» می‌پردازد، باید در امتداد «بسط تجربه نبوی» دیده شود که در آن «سخن از بشریّت و تاریخیّت خود دین و تجربه دینی» است.
باید تاکید کرد که بحث‌های مناقشه‌آمیز سروش در بین دینداران مورد توجه است و از آنجا که جمهوری اسلامی خود را نظام ایدئولوژیک دینی می‌داند، افکار سروش همیشه حساسیت آن نظام را برانگیخته است. اهمیت سروش در سپهر سیاسی و فکری ایران از این منظر قابل توجه است.
به گفته مهرزاد بروجردی، نویسنده «روشنفکران ایرانی و غرب»، یکی از منتقدان سروش باور دارد که عقاید او از عقاید «مارکس و فروید...زننده‌تر است زیرا [سروش] از درون به پایه‌های ایدئولوژیک حکومت اسلامی حمله می‌کند.» (ترجمه جمشید شیرازی، ص ۲۶۲)
 
موضوع نویسنده

Arisa

سطح
0
 
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز
Jul
678
2,774
مدال‌ها
1

دوره اول​

حسین حاج فرج دباغ (بعدا عبدالکریم سروش) در ۲۵ آذر ۱۳۲۴ در تهران زاده شد.
او در دبیرستان علوی تحصیل کرد که در سال ۱۳۳۵ از سوی چند متدین بنیان گذاشته شده بود. برخی از مبارزان و مسئولان جمهوری اسلامی در این دبیرستان دینی با محوریت شیعه تحصیل کردند. دبیرستان علوی در میان مردم متدین شهرت و محبوبیت زیادی داشت.
سروش پس از اتمام دبیرستان به دانشکده داروسازی دانشگاه تهران رفت. او با علی شریعتی و مرتضی مطهری آشنا شد «که هر دو از استوانه‌های فکر شاخص در ایران قبل از انقلاب بودند.» (سیاست-نامه، عبدالکریم سروش، ص ۲۶۹).
 
موضوع نویسنده

Arisa

سطح
0
 
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز
Jul
678
2,774
مدال‌ها
1

دوره دوم​

سروش برای تکمیل تحصیلات در رشته شیمی تحلیلی عازم لندن شد.
در لندن به فلسفه علم علاقه‌مند شد و چنانکه خود می‌گوید در سال ۱۳۵۲ به کتاب «صد سال با فلسفه» نوشته جان پاسمور برخورد و در این کتاب با نام و نظرات کارل پوپر، فیلسوف اطریشی-انگلیسی آشنا شد.
پوپر فیلسوفی است که ناقد مارکسیسم و معتقد به ابطال‌پذیری نظریه در علم است.
سروش گفته است «نام پوپر... از همان زمان در ذهن و چشم من پررنگ شد. ایده ابطال‌پذیری او جاذبه ویژه‌ای برای من داشت و احساس کردم که سخنی متفاوت و قابل تأمل است.» سروش در آن زمان از «ایده‌های اجتماعی و سیاسی پوپر» اطلاعی نداشت و فلسفه علم او برایش جذاب بود.
سروش پیش از عزیمت به لندن، در مورد فلسفه اسلامی مطالعاتی کرده بود و با نقدهای محمد حسین طباطبایی و مرتضی مطهری بر مارکسیسم آشنا بود. مارکسیسم برای او دشمن اسلام بود و از این‌رو نظریات پوپر را بر مقابله با رواج مارکسیسم در ایران مفید دانست.
سروش پس از حدود پنج سال در آستانه وقوع انقلاب به ایران بازگشت. «در آن موقع برای من، فهمیدن و شناخت اسلام مطرح بود و گمان می‌کردم که با فهم ضعف‌های مارکسیسم می‌توانم به اندیشه اسلامی خدمت بیشتری بکنم.»
 
موضوع نویسنده

Arisa

سطح
0
 
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز
Jul
678
2,774
مدال‌ها
1

دوره سوم​

به این ترتیب سروش می‌خواست فلسفه علم پوپر را در خدمت بسط فلسفه اسلامی بگیرد در آن مقطع زمانی هنوز فلسفه سیاسی و لیبرالی پوپر مورد توجه‌اش نبود.
دو کتاب «علم چیست؟ فلسفه چیست؟» و «تضاد دیالکتیکی» نوشته سروش در سال ۵۷ چاپ شدند که می‌توان نقد مارکسیسم را در آنها دید.
با وقوع انقلاب به همدلی و هم فکری با نظام تازه تأسیس پرداخت. اما به گفته خودش تنها «پست دولتی» او در جمهوری اسلامی «عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی با نصب امام خمینی» بود. اما در سال ۶۶ با اختلاف نظری که با ستاد پیدا کرد از آن استعفا داد و به کار تحقیق و تدریس پرداخت.
در رابطه با «ستاد انقلاب فرهنگی» و «شورای عالی انقلاب فرهنگی» مناقشه بسیار است. برخی سروش را به دست داشتن در پاکسازی دانشگاه‌ها متهم می‌کنند و او در پاسخ بین «ستاد» و «شورا» تفکیک قائل می‌شود و گفته است که پاکسازی ربطی به او نداشته و مقامات وقت، خود راسا به پاکسازی دانشگاه‌ها مشغول بودند.
البته او می‌پذیرد که روند به سمت اسلامی کردن دانشگاه‌ها و مراکز فرهنگی و پژوهشی بود و این روند به خانه‌نشینی یا کوچ اجباری استادان زیادی منجر شد.
 
موضوع نویسنده

Arisa

سطح
0
 
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز
Jul
678
2,774
مدال‌ها
1

دوره چهارم​

به نوشته مهرزاد بروجردی، با شکل‌گیری جمهوری اسلامی و پرسش از نوع حکومت‌داری اسلامی، روحانیون به دو گروه عمده تقسیم شدند. برخی طرفدار فقه سنتی بودند و برخی خواهان فقه پویا.
«بحث هنگامی بالا گرفت که سروش در کیهان فرهنگی در اردیبهشت ۱۳۶۷ نخستین مقاله از یک سلسله مقالات خود را تحت عنوان «نظریه قبض و بسط شریعت» منتشر ساخت.»
این مقالات طی اردیبهشت ۶۷ تا خرداد ۶۹ نوشته شدند که حساسیت حاکمیت را برانگیخت. سروش و هم فکرانش برای ادامه کار از کیهان فرهنگی که نشریه دولتی بود به ماهنامه کیان کوچ کردند. گفته می‌شود حلقه کیان بر حیات سیاسی تأثیر زیادی گذاشت و به باور برخی، حتی مقدمه دوم خرداد ۷۶ بود.
سروش در این مجموعه نوشته‌ها، گفت که باید فهم از دین را از حقیقت دین جدا کرد. فهم از دین متغیر است، اما حقیقت دین تغییرناپذیر است.
او عقیده داشت که «فهم دینی در طول زمان تغییر می‌کند و متحول می‌شود؛ فهم‌های عمیق‌تر... جایگزین فهم‌های سطحی... می‌شود... همه فهم‌های از شریعت برخاسته و پیوسته به همان حوزه و حال و هوایی است که عالم دینی در آن می‌زید نیز وابسته به میزان پیشرفت علوم انسانی و مطالعات دینی در حوزه زیست آنهاست.» (سیاست-نامه، ص ۲۷۱).
به گفته سروش، چون معرفت دینی یکی از معرفت‌های بشری است بنابراین مانند هر نظریه علمی می‌تواند ابطال‌پذیر و قابل جایگزین با معرفتی بهتر باشد. بنابراین معرفت دینی مقدس نیست. او نتیجه می‌گیرد که باید «داد و ستدی مستمر بین فهم شریعت و انواع معرفت‌های غیردینی بشری وجود» داشته باشد.
انتشار چنین عقایدی باعث صف‌آرایی مخالفانی از درون حاکمیت و روحانیت در برابر سروش شد. طی نیمه دوم دهه هفتاد، به هم خوردن مکرر جلسات درس و سخنرانی سروش، حمله به او و حتی تهدیدش به مرگ نشان داد که مباحث مطرح شده تا چه حد برای بخشی از حاکمیت حیاتی و حساسیت‌برانگیز بوده است.
ناگفته نماند که در هر نظام ایدئولوژیک، هر وقت که از درون آن نظام منتقدانی سر بلند می‌کنند، با شدت و حدت با آنها برخورد می‌شود.
سروش با این رویکرد دریافت که برای جستجوی معرفت بهتر و طرح آزادنه افکار، موانع سیاسی وجود دارد. پس مخالفت خود را با اسلام ایدئولوژیک آشکار کرد.
او با نقد شریعتی که به باور سروش تلقی ایدئولوژیک از دین اسلام داشت، آغاز و کار را به نقد حکومت دینی و روحانیت کشاند.
از نظر سروش «خصلت رسمی بودن ایدئولوژی حاکم و نیز وجود مفسران رسمی ایدئولوژی دینی مانع و مزاحم اصلی رشد و توسعه آزادنه فهم دینی می‌شود.» (سیاست-نامه، ص ۲۷۵).
تجربه زندگی در ساختار حکومت دینی و شدت مخالفت‌ها با طرح آزادنه نظریات و عقاید که از آغاز دهه شصت راه را برای حذف منتقدان سیاسی و روشنفکران هموار کرده بود، به تدریح دامن سروش را گرفت.
در اینجا فلسفه پوپر بار دیگر به کمک او آمد و فلسفه سیاسی پوپر برای او برجسته شد.
«وقتی سال‌ها در این مملکت زیستم و تجربه سیاسی اندوختم، عمق پاره‌ای از آموزه‌های پوپر برای من نمودارتر شد و به اهمیت پوپر بسیار بیشتر پی بردم... خوانده بودم که ایدئولوژی‌ها به جای بهشت، جهنم می‌سازند، اما هیچ وقت نمی‌توانستم آن را آن‌گونه بفهمم که ۱۵ سال بعد از انقلاب فهمیدم.»
نگرش سیاسی و لیبرالی پوپر «قبلاً» برای سروش «معلومات» بود اما آن را «بعداً به طور زنده تجربه» کرد. از نظر سروش «لیبرالیسم یعنی مکتب حقوق‌مداری.»
از نظر این دین‌پروژه، «ایدئولوژی اسلامی به جای مشروعیت بخشیدن به حکومت، مزاحم دین است.»
حرف‌های سروش به مذاق حاکمیت خوش نمی‌آمد و به این ترتیب عرصه چنان برای او تنگ شد که او را واداشت سرانجام همان مسیری را طی کند که بسیاری از محذوفان دوران انقلاب فرهنگی حدود سی سال پیشتر رفته بودند: مهاجرت.
 
موضوع نویسنده

Arisa

سطح
0
 
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز
Jul
678
2,774
مدال‌ها
1

زندگینامه عبدالکریم سروش در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند .​

مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند .

در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان .

قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم .

در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” عبدالکریم سروش ” ، نویسنده ی ایرانی و خالق اثر ” قم*ار عاشقانه” را ورق می زنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند
 
موضوع نویسنده

Arisa

سطح
0
 
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز
Jul
678
2,774
مدال‌ها
1

زندگینامه عبدالکریم سروش​

حاج فرج الله دباغ ، معروف به عبدالکریم سروش ، متولد بیست و پنجمین روز از ماه آذر سال ۱۳۲۴ است. او یکی از برزگترین نظریه پردازان دینی و ادبی ایران است. او علاوه بر اینکه مسند استادی دانشگاه را بعهده دارد ، یکی از توانا ترین نویسندگان ، با سواد ترین مترجمین و قدرتمندترن سخنرانان نه تنها در ایران بلکه در دنیا محسوب می شود .
او فیلسوفی است که به جد جهان به او تعظیم می کند. او یکی از چهره های برتر در زمینه ی فلسفه در جهان است و به انتخاب بسیاری از نشریات ، یکی از صد نفری است که در طول تاریخ بشریت ، توانسته است به علم در دنیا کمک های شایان توجهی کند و مرز های علم را گسترش دهد .
وی پس از ورود به دنیای علم و آغاز نظریه پردازی هایش ، اسم عبدالکریم سروش را بعنوان اسم ادبی و هنری خود انتخاب می کند . بنا بر گفته ی خویش این اسم ترکیبی از دو اسمی است که برای فرزندان خود گذاشته است و با آن یک ارتباط ویژه ی روحی دارد .
او ابتدا به امر در دانشگاه علوم پزشکی تهران به تحصیل رشته ی داروسازی می پردازد و سپس به لندن می رود و در آنجا شیمی تجزیه و فلسفه ی غرب می خواند . او پس از اینکه تحصبلات خویش را در غرب به اتمام می رساند ، نخستین بنیان های تفکر خویش را در کتابی به نام نهاد ناآرام جهان بنا می نهد و خود را یک مفسر و فیلسوف نظریه پرداز می نامد بنا به گفته ی خودش ، علم او و کلام او ، یک کلام جدید است و مکتب فکری او یک مکتب نو معتزلی است .
او در ایران منتقدان و مخالفان بسیاری دارد و از سوی دیگر نیز موافقان و دوستداران زیادی نیز او را دنبال می کنند . البه این مخالفت ها عمدتا بر سر مسائل علمی است و ذات علم نیز این است که همیشه نظریه پردازان با یکدیگر بر سر مسائل علمی جدال می کنند .
اما نمی توان این امر را انکار کرد که سروش یکی از تاثیر گذار ترین شخصیت های سی سال اخیر تاریخ علوم انسانی بوده است. سروش در حوزه های مختلفی فعالیت کرده است .
اگر بخواهیم هر کدام از این حوزه ها را بیان کنیم باید این چنین بگوییم که وی نخست پا در مسائل دینی گذاشت و در این حوزه فعالیت کرده است. سروش ابتدا به امر بنا بر تحصیلات و مطالعاتی که در حوزه ی دین و دین پژوهی داشت ، شروع به ارائه ی تفسیری نو و همگام با دانش روز از دین کرد و این مسئله او را کم کم بر سر زبان ها انداخت .
سپس او دین را و مسائل دینی را به زندگی مردم تعمیم داد و سعی کرد که آموزه های دینی را با زندگی معمول و روزمره ی مردم پیوند دهد . او همچنین سعی بر این داشت و همچنان نیز در این حوزه تلاش می کند که مفهومی از دین ارائه دهد که با زندگی امروز مردم مطابقت داشته باشد .
در واقع او همیشه خواستار این نکته بوده است که دینی همگام با زمانه ی خویش ارائه دهد. پس از آنکه در دین پژوهی ، قابلیت هایش اثبات شد ، به سراغ فلسفه رفت .
وی در فلسفه نیز توانایی های بالای خود را به رخ همگان کشید. او در اوایل انقلاب چندین کتاب فلسفی از خود به جای گذاشت و همگام با روحانیون بزرگ آن عصر ، در بسیاری از مناظره های فلسفی دوران خود که آن زمان از صدا و سیما هم پخش می شد ، شرکت کرد و آرا نویی را به نمایش گذاشت .
پس از فلسفه به سراغ ادبیات رفت. البته بنا بر آنچه که خود گفته است ، ادبیات مقوله ای بوده است که از دوران دبیرستان او را در خود غرق کرده بوده است و این طور نبوده که یکباره در زندگی او طلوع کند .
او عاشق مولانا بوده و هست و در این باب نیز بسیار بسیار زحمات فراوانی کشیده است . او در صدا و سیمای ایران ، برنامه ای برای مولانا شناسی برگزار می کند و آنچنان کلامش به دل و جان مردم می نشیند که از آن پس همه سروش و مولانا را دو نامی می بینند که از یکدیگر غیر قابل تفکیک هستند .
این آوازه ی سروش کم کم به آن سوی مرزها می رسد و سروش به عنوان یک ادیب و یک فیلسوف بزرگ فعالیت هایش را به صورت جهانی آغاز می کند. او در آغاز انقلاب و به توصیه ی امام خمینی به غرب می رود و فلسفه را دنبال می کند .
او سال های سال در غرب تحقیق می کند و کتب بسیاری را تحریر می کند که همگی در باب معرفت دینی بوده است. پس از آن که وی به ایران می آید تا بار دیگر فعالیت های انقلابی خودش را آغاز کند و در کنار انقلاب باشد ، فضا را نامساعد می بیند و مسیر زندگی خود را از فضای سیاسی ممکلت جدا می کند و به خارج از کشور رفته و سعی می کند که فضای تحقیقاتی را بیشتر بر کار خود حاکم کند .
افراد بسیاری در طول این سال ها از سروش سخن گفته اند و از پیشینه ی قوی او چه در زمینه ی تحصیل و چه در زمینه ی نویسندگی سخن های بسیاری گفته اند اما آنچه که خود او درباره ی زندگی اش در مستندی به نام مدارا و مدیریت می گوید ، ذکر این نکته است که :
” من در محله ی میدان خراسان متولد شدم . پدرم بازاری بود اما با روحانیون بسیاری در ارتباط بود و این قضیه مرا از دوره ی کودکی در مسیری انداخت که جزعلم چیزی در خاطرم نمی گنجید . اما بعد زمانی که به دبیرستان علوی رفتم همه چیز برای من رنگی دیگر گرفت . دبیرستان علوی یکی از بزرگ ترین مراکز علمی آن زمان به لحاظ حضور متفکرین بود . من در آن زمان با تمامی زیر و بم علوم دینی آشنا شدم و در آنجا بود که حتی ادبیات به گونه ای دیگر برای من رنگ گرفت . من در ابتدا عاشق سعدی بودم . اما استادی در دبیرستان علوی داشتیم که ایشان در میانه ی درس خویش با اشعار مولانا کلاس را معطر می کرد و شاهد مثال او همیشه ابیات مولانا بود. آن اشعار باعث شد که من سری به مولانا بزنم ، ابتدا به امر اشعار مولانا برایم نسبت به سعدی بسیار ضعیف آمد ، چرا که سعدی به مراتب شاعری قوی تر از مولاناست ، اما ذره ذره عمق کلام مولانا باعث شد که من دل به مولانا بدهم و در زنجیر او گرفتار شوم و امروز پنجاه سال است که من با مولانا همنشین شده ام و روزی نبوده است که نامی از او نبرم و یا شعری از او را در خاطرم مرور نکنم. ” .
سروش ، در دوره ای زیست می کرد که تمامی نظریه پردازان بزرگ دینی و ادبی نیز در آن دوره فعالیت های گسترده ای داشتند. او در محضر افرادی چون مطهری ، شریعتی ، طالقانی و غیره ، چه مستقیم و چه غیر مستقیم درس آموزی کرده است .
همه ی این ها ساز و کاری را برای سروش ایجاد کرد که او در سال ۲۰۰۹ مقام هفتم از ده روشنفکر برتر جهان را بدست آورد . اما خروج سروش از ایران فعالیت هایی را برای او بهمراه داشت که شاید مسیر تفکر او را به گونه ای دیگر به گوش جهانیان دانست .
سروش بعد از مهاجرت به خارج از کشور تصمیم گرفت که بنیان باورهای دینی را اصلاح کرده و یک دین خالص ( به زعم ما) و یک دین پالایش شده از خرافات به گفته ی او را در دسترس مردم قرار دهد .
او برای این کار دو روند اساسی و دو خط مشی اصلی را در پیش گرفت . او نخستین کاری که کرد آن بود که یک بار دیگر باور های دینی را برای مردم تفسیر کرد . این تفسیر باورهای دینی ، به طور مستقیم با خوانش آثار دینی صورت گرفت و سروش سعی کرد بیش از اینکه مردم را به سمت تفسیر ها و گفته های بدون منبع ببرد ، آنها را با اصل متن آشنا کند و به قولی نه به تفسیر و نه به تعبیر دین ، بلکه به تعمیر باور دینی دست یابد .
اما دومین خط مشی ای که وی در پیش گرفت ، وارد کردن عنصری به نام عشق به باورهای دینی است . او سعی کرد که مردم را با عشق آشنا کند . از نگاه او و از نگاه بسیاری از منتقدین امر ، دین مقوله ای است که در آن عشق جایی ندارد .
اما سروش باور دینی را با باور عرفانی ایرانیان به هم پیوند زد و بر این باور بود که :
” رابطه ی دینی با خداوند ، اساسا یک رابطه ی عاشقانه است و اگر انسانی به این رابطه دست پیدا کند ، به سعادت دست یافته است.” .
او این عمل را با وارد کردن ادبیات و پیوند آن با متون دینی به ثمر رساند. مولانا در تمام سخنرانی های او نقش محوری را ایفا می کند. مولانا ، قرآن و پیامبر سه رکن اساسی سخن های سروش هستند که وی بر روی آن ها مانور بسیار داده و سخنرانی های بسیار ارزشمند به همراه کتب بسیار گران بهایی را خلق کرده است .
او هم اکنون استاد دانشگاه است و در کنار تدریس در دانشگاه مدرسه ای را به نام مدرسه ی مولانا در آمریکا راه اندازی کرده است که در آن به تدریس ادبیات و دین می پردازد. نقش سروش در گسترش علوم انسانی خصوصا دین پژوهی و ادبیات در تاریخ ایران ماندگار است و به جرئت می توان گفت که منش او در تالیف و روش او در تدریس در تاریخ تفکر ایران و جهان کم نظیر بوده است .

آثار عبدالکریم سروش​

کتاب‌ها
  • تضاد دیالیکتیکی
  • نهاد ناآرام جهان
  • چه کسی می‌تواند مبارزه کند؟
  • علم چیست، فلسفه چیست؟
  • فلسفه تاریخ
  • دانش و ارزش
  • علم و ایمان
  • ایدئولوژی شیطانی
  • تفرج صنع
  • قبض و بسط تئوریک شریعت
  • اوصاف پارسایان
  • قصه ارباب معرفت
  • حکمت و معیشت (دو جلد)
  • فربه‌تر از ایدئولوژی
  • حدیث بندگی و دلبردگی
  • مدارا و مدیریت
  • سیاست-نامه
  • آیین شهریاری و دینداری (سیاست‌نامه۲)
  • اخلاق خدایان
  • ادب قدرت ادب عدالت
  • از شریعتی
  • اندر باب اجتهاد (دربارهٔ کارآمدی فقه اسلامی در دنیای امروز) ـ به همراه حسین‌علی منتظری و مجتهد شبستری
  • بسط تجربهٔ نبوی
  • درس‌هایی در فلسفه علم‌الاجتماع
  • رازدانی و روشنفکری و دینداری
  • رسول آفتاب (قرائت گزیدهٔ غزلیات شمس توسط عبدالکریم سروش)
  • سروش قونیه (قرائت لب لباب مثنوی توسط عبدالکریم سروش)
  • سنت و سکولاریسم (به همراه مجتهد شبستری، مصطفی ملکیان، محسن کدیور)
  • صراط‌های مستقیم
  • قم*ار عاشقانه
  • ما در کدامین جهان زندگی می‌کنیم؟
ترجمه‌ها
  • فلسفه علوم اجتماعی (نوشته آلن راین)
  • مبادی مابعدالطبیعی علوم نوین (نوشته آدوین آرتور برث)
  • علم‌شناسی فلسفی
  • تبیین در علوم اجتماعی (نوشته دانیل لیتل)
تصحیح
  • مثنوی معنوی


 
بالا پایین