جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

ادبیات نوشتاری جوجه‌تیغی و چتر باران

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته ادبیات نوشتاری و صوتی کودکان توسط AZHHAR با نام جوجه‌تیغی و چتر باران ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 46 بازدید, 6 پاسخ و 3 بار واکنش داشته است
نام دسته ادبیات نوشتاری و صوتی کودکان
نام موضوع جوجه‌تیغی و چتر باران
نویسنده موضوع AZHHAR
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط AZHHAR
موضوع نویسنده

AZHHAR

سطح
2
 
{ارشد بخش عمومی}
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
همیار سرپرست ادبیات
همیار سرپرست کتاب
ویراستار انجمن
منتقد ادبیات
ناظر کتاب
ناظر تایید
گوینده آزمایشی
Nov
3,854
22,777
مدال‌ها
6


"اختصاصی اینجانب"
 
موضوع نویسنده

AZHHAR

سطح
2
 
{ارشد بخش عمومی}
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
همیار سرپرست ادبیات
همیار سرپرست کتاب
ویراستار انجمن
منتقد ادبیات
ناظر کتاب
ناظر تایید
گوینده آزمایشی
Nov
3,854
22,777
مدال‌ها
6
روزی روزگاری، در جنگلی سرسبز، جوجه‌تیغی کوچولویی به نام «تیگی» زندگی می‌کرد. تیگی همیشه دوست داشت بیرون بازی کند و با دوستانش در جنگل بدود. اما او یک مشکل داشت: وقتی باران می‌بارید، همیشه سرد و خیس می‌شد و نمی‌توانست بازی کند.
 
موضوع نویسنده

AZHHAR

سطح
2
 
{ارشد بخش عمومی}
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
همیار سرپرست ادبیات
همیار سرپرست کتاب
ویراستار انجمن
منتقد ادبیات
ناظر کتاب
ناظر تایید
گوینده آزمایشی
Nov
3,854
22,777
مدال‌ها
6
یک روز صبح، وقتی خورشید هنوز پشت ابرها بود، تیگی تصمیم گرفت برای جمع‌آوری میوه به جنگل برود. او با هیجان از خانه خارج شد و شاد و خوشحال می‌دوید. ناگهان ابرهای خاکستری جمع شدند و باران شدیدی شروع شد. تیگی کوچک سردش شد و زیر باران می‌لرزید.
 
موضوع نویسنده

AZHHAR

سطح
2
 
{ارشد بخش عمومی}
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
همیار سرپرست ادبیات
همیار سرپرست کتاب
ویراستار انجمن
منتقد ادبیات
ناظر کتاب
ناظر تایید
گوینده آزمایشی
Nov
3,854
22,777
مدال‌ها
6
او سعی کرد به خانه برگردد، اما زمین گل‌آلود و لغزنده بود و پاهایش به سختی حرکت می‌کردند. ناگهان صدای خنده و پریدن سنجابی کوچک را شنید. سنجاب با چتر رنگی‌اش زیر باران می‌دوید و خوشحال بود.
 
موضوع نویسنده

AZHHAR

سطح
2
 
{ارشد بخش عمومی}
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
همیار سرپرست ادبیات
همیار سرپرست کتاب
ویراستار انجمن
منتقد ادبیات
ناظر کتاب
ناظر تایید
گوینده آزمایشی
Nov
3,854
22,777
مدال‌ها
6
سنجاب مهربان گفت: «تیگی! بیا، از چتر من استفاده کن!»
تیگی خجالت کشید و گفت: «اما این چتر خیلی بزرگ است و تو مجبور می‌شوی زیر باران بمانی!»
سنجاب با لبخند گفت: «نمی‌مانم، بیا با هم زیر چتر برویم.»
 
موضوع نویسنده

AZHHAR

سطح
2
 
{ارشد بخش عمومی}
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
همیار سرپرست ادبیات
همیار سرپرست کتاب
ویراستار انجمن
منتقد ادبیات
ناظر کتاب
ناظر تایید
گوینده آزمایشی
Nov
3,854
22,777
مدال‌ها
6
تیگی با خوشحالی زیر چتر رفت و همراه سنجاب به خانه برگشت. در مسیر، تیگی فهمید که دوستی یعنی کمک کردن به یکدیگر، حتی وقتی شرایط سخت است.
 
موضوع نویسنده

AZHHAR

سطح
2
 
{ارشد بخش عمومی}
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
همیار سرپرست ادبیات
همیار سرپرست کتاب
ویراستار انجمن
منتقد ادبیات
ناظر کتاب
ناظر تایید
گوینده آزمایشی
Nov
3,854
22,777
مدال‌ها
6
از آن روز به بعد، تیگی یاد گرفت که وقتی مشکلی پیش می‌آید، با دوستان مهربان می‌توان آن را آسان‌تر پشت سر گذاشت و حتی در روزهای بارانی هم خوشحال بود.
 
بالا پایین