جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

متفرقه حرف دلت را بگو:)

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته تعامل ادبی توسط .AiKa. با نام حرف دلت را بگو:) ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 145,268 بازدید, 3,339 پاسخ و 13 بار واکنش داشته است
نام دسته تعامل ادبی
نام موضوع حرف دلت را بگو:)
نویسنده موضوع .AiKa.
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط 0titi0

آراد

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Jul
854
12,247
مدال‌ها
2
شب داستانش فرق میکند؛ همه چیز یکدفعه ساکت و خاموش میشود، زمان دیر می‌گذرد، خیابان تاریک می‌شود، آدم ها سکوت می‌کنند، در آخر تو میمانی با اندوه و خاطرات و دلتنگی و شبی که شاید هرگز به صبح نرسد.
 

آراد

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Jul
854
12,247
مدال‌ها
2
پاهایش را بسته بودند....
اما در سرش،هنوز به دویدن ادامه میداد
جسم را شاید بتوانند متوقف کنند..
اما روح را هرگز!
 
آخرین ویرایش:

MARYA☆

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Oct
183
5,021
مدال‌ها
2
پاهایش را بسته بودند....
اما در سرش،هنوز به دویدن ادامه میداد
جسم را شاید بتوانند متوقف کنند..
اما رو را هرگز!
داستان همون اسبه؟
🎀چه باحال و مسخره دقیقا شبیه تیمارستانی هایی که دست و پاشون میبندن ولی باز غد بازی در میارن...
 

آراد

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Jul
854
12,247
مدال‌ها
2
داستان همون اسبه؟
🎀چه باحال و مسخره دقیقا شبیه تیمارستانی هایی که دست و پاشون میبندن ولی باز غد بازی در میارن...
معنای زیادی دارد ...
مونده چه برداشتی داشته باشی
 

0titi0

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Oct
130
370
مدال‌ها
2
من سوختم در آتشی که خود ساخته بودم باور براینکه آخر این آتش خاموش میشود.️
 
بالا پایین