جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

داستان منتشر شده در سه شب از مریم فواضلی

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته آثار منتشر شده شما توسط DELVIN با نام در سه شب از مریم فواضلی ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 119 بازدید, 0 پاسخ و 1 بار واکنش داشته است
نام دسته آثار منتشر شده شما
نام موضوع در سه شب از مریم فواضلی
نویسنده موضوع DELVIN
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط DELVIN
Dar_se_shab.jpg
نام: در سه شب
نویسنده: @مریم فواضلی
ژانر: ترسناک، اجتماعی
خلاصه:
شب‌های دعا خواندن رسید، در این ایام مردم سه شب مستدام دعا می‌خواندند! با شروع آن شب اتفاقاتی می‌افتدد که آن زن گذشته را زنده می‌کند، نعره‌اش گوش‌ها را خراش می‌دهد، ناله‌اش دل را گریان می کند
تکه‌ای از اثر:
چشم هایم را باز کردم سر جایم نشست بودم و باباجی کتاب در دستش کنارم نشست بود. کلبه سجادی بودم، چشم هایم را بستم و دستم را روی شقیقه ام گذاشتم و زیر لب گفتم: ولى من کنار چاه بودم، چطور به اینجا اومدم؟ چشم هایم را باز کردم که ژاله آمد داخل و کنارم نشست، گفت: -حالت خوبه پریا؟ – من چطور اینجا اومدم؟ ژاله دستم را گرفت و گفت: -دیدم داشتی به سمت چاه میرفتی نگرانت شدم دنبالت رفتم که تو راه بیهوش پیدات کردم و آوردمت اینجا. مادر بزرگ وارد کلبه شد و کنارمان نشست، گفت: برای چی رفتی اونجا؟ خیلی نگرانت شدیم ترسیدم اتفاقی
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: Raaz67
بالا پایین