جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

متفرقه دلنوشته| امـام حسینــ

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته متفرقه توسط (:Shaparak با نام دلنوشته| امـام حسینــ ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 143 بازدید, 4 پاسخ و 1 بار واکنش داشته است
نام دسته متفرقه
نام موضوع دلنوشته| امـام حسینــ
نویسنده موضوع (:Shaparak
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط (:Shaparak
موضوع نویسنده

(:Shaparak

سطح
1
 
ارشد بازنشسته
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
Apr
1,123
2,907
مدال‌ها
4
با آن همه بازی عاشقانه ای که با خدا کردی

مگر جایی برای ما هم هست…

آنقدر حواس خدا را با دوست داشتنت برده ای

که برای لبخندش

باید نام تو را صدا کنیم

ح س ی ن . . .
 
موضوع نویسنده

(:Shaparak

سطح
1
 
ارشد بازنشسته
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
Apr
1,123
2,907
مدال‌ها
4
بی حسین بن علی احساس پیری می کنم…

نی که پیری بلکه احساس حقیری می کنم…

گفت سائل از چه رو محکم به سی*ن*ه می زنی ؟

گفتم از آیینه ی دل گردگیری می کنم ….

می دونم ارباب الان که دارم مینویسم گناهام از همه عالم بیشتره …

اما چه کنم هر کار هم که کرده باشم بازم نوکره خودتم…

دوست دارم ارباب جونم
 
موضوع نویسنده

(:Shaparak

سطح
1
 
ارشد بازنشسته
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
Apr
1,123
2,907
مدال‌ها
4
این کاروان نیست که پیش می رود؛ حادثه است. این بیابان های داغ است که گام های کاروان را به دوش می کشد. این ظهر دم کرده بیابان های تفتیده اتفاق است که بر تن دقایق، عرق کرده است. کاروان، آرام آرام رهسپار می شود با صدای زنگ شتران و شیهه اسبان. کربلا، نفس نفس می زند و فرات، تشنه تر از همیشه، در خویش می جوشد و سر بر جداره ها می کوبد
 
موضوع نویسنده

(:Shaparak

سطح
1
 
ارشد بازنشسته
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
Apr
1,123
2,907
مدال‌ها
4
باز دلم رفته کنج شش گوشه زانو بغل گرفته و روضه ی عطش را زار می زند …

انگار همه روضه ی تو را می خوانند حسین
 
موضوع نویسنده

(:Shaparak

سطح
1
 
ارشد بازنشسته
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
Apr
1,123
2,907
مدال‌ها
4
من به عشق تو

و به شوق تو

و به هوای بال زدن در بیکران محبت تو

به این دنیا آمده ام

آمده ام بلبلی باشم

فرسنگ ها دور از گل

ولی عاشقش…

و پرستویی که به شوق رسیدن به تو

هر سال

مسیر سخت کوچ را طی می کند…

تو بودی که

با همان دستی که انگشتی نداشت

راه خدا را به من نشان دادی
 
بالا پایین