جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

معرفی کتاب دماغ

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته قفسه کتاب توسط Nirvana با نام دماغ ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 26 بازدید, 8 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته قفسه کتاب
نام موضوع دماغ
نویسنده موضوع Nirvana
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط Nirvana
موضوع نویسنده

Nirvana

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
94
479
مدال‌ها
2
نام کتاب: دماغ
نویسنده: نیکلای گوگول
این اثر در دسته داستان‌های کوتاه تقسیم‌بندی می شود و بن‌مایه‌ای طنز دارد و به نقد رده‌بندی‌های اجتماعی که در دوره پتر کبیر در روسیه باب شد می‌پردازد. «دماغ» درباره یکی از مقامات رسمی سن پترزبورگ است که بینی‌اش از روی صورت او فرار کرده و زندگی تازه‌ای همراه با پیشرفت برای خود آغاز می‌کند.
 
موضوع نویسنده

Nirvana

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
94
479
مدال‌ها
2
یک داستانِ کوتاه از نیکلای گوگول است که در سال ۱۸۳۶ نوشته شد. این داستان کوتاه طنز توسط نیکولای گوگول است که در زمان زندگی در سن پترزبورگ نوشته شده‌است. در این مدت، آثار گوگول در درجه اول متمرکز بر سوررئالیسم و گروتسک بودند، با یک پیچ و تاب عاشقانه.
 
موضوع نویسنده

Nirvana

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
94
479
مدال‌ها
2
«بینی» که بین سالهای ۱۸۳۵ و ۱۸۳۶ نوشته شده، داستان یک مقام رسمی سن پترزبورگ را نشان می‌دهد که بینی اش صورتش را ترک می‌کند و زندگی خود را توسعه می‌دهد. «دماغ» در اصل در مجله The Contemporary، یک مجله ادبی متعلق به الکساندر پوشکین منتشر شد.
 
موضوع نویسنده

Nirvana

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
94
479
مدال‌ها
2
بریده کتاب.
«فقط یک نفر غیرنظامی در بین ما بود. حدود سی‌وپنج سال داشت، به همین دلیل به چشم بزرگ‌تر به او می‌نگریستیم. تجربیاتش خیلی برایش مفید واقع می‌شد؛ کم‌حرفی همیشگی او، رفتار جدی و قاطعی که داشت و زبان تند و نیش‌دارش، بر ذهن خام ما تاثیر عمیقی گذاشته بود.
 
موضوع نویسنده

Nirvana

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
94
479
مدال‌ها
2
بریده کتاب.
یک چیز او خیلی اسرارآمیز بود؛ ظاهرش به روس‌ها می‌خورد، اما اسمش خارجی بود. در گذشته افسر ممتاز هوسار بود. هیچ‌ک.س نمی‌دانست چه چیز او را بر آن داشته بود تا از خدمت کناره‌گیری و در یک روستای کوچک و نکبت‌بار زندگی کند. زندگی فلاکت‌باری داشت، در عین حال خیلی هم مرفه می‌زیست.
 
موضوع نویسنده

Nirvana

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
94
479
مدال‌ها
2
بریده کتاب.
مدام پیاده بود و پالتوی زهواردررفتۀ سیاهی به تن داشت، اما همیشه درِ خانه‌اش به روی افسران هنگ ما باز بود. درست است که غذاهایش هرگز از دو یا سه پرس دست درازی نمی‌کرد ـ که تازه آن را هم یک سرباز بازنشسته می‌پخت ـ اما تا دلت بخواهد شامپاین داشت. کسی نمی‌دانست اوضاع و احوالش چگونه بود و حقوقش از کجا تامین می‌شد، البته کسی جرئت پرسیدنش را هم نداشت.
 
موضوع نویسنده

Nirvana

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
94
479
مدال‌ها
2
بریده کتاب.
او مجموعۀ بزرگی از کتاب داشت که بیشترشان مربوط به مسائل نظامی بودند و بین‌شان رمان نیز پیدا می‌شد. با اشتیاق آن‌ها را به ما قرض می‌داد تا بخوانیم و هرگز سراغ‌شان را نمی‌گرفت؛ از طرفی خود او هم کتاب‌هایی را که قرض می‌گرفت، پس نمی‌داد. تفریح اصلی‌اش هم تیراندازی با یک تپانچه بود.
 
موضوع نویسنده

Nirvana

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
94
479
مدال‌ها
2
بریده کتاب.
دیوار اتاقش از گلوله سوراخ‌سوراخ شده بود و به لانۀ زنبور می‌مانست. تنها چیزی که در کلبۀکوچک او تجملی به حساب می‌آمد، مجموعۀ ارزشمندی از تپانچه بود. مهارتی که با اسلحۀ مورد علاقه‌اش به‌دست آورده بود، باورنکردنی بود. اگر از کسی می‌خواست یک گلابی را روی سرش بگذارد تا او به آن شلیک کند، هیچ‌ک.س در قبول این خواسته شک به دلش راه نمی‌داد.»
 
بالا پایین