جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

معرفی کتاب روانی

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته قفسه کتاب توسط Nirvana با نام روانی ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 23 بازدید, 7 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته قفسه کتاب
نام موضوع روانی
نویسنده موضوع Nirvana
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط Nirvana
موضوع نویسنده

Nirvana

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
94
479
مدال‌ها
2
نام کتاب: روانی.
نویسنده: رابرت بلاک.
مترجم: شاهپور عظیمی.

فیلم سینمایی روانی ساخته آلفرد هیچکاک بر اساس رمانی به همین نام و نوشته رابرت بلاک ساخته شده است. رمانی که نورمن بیتس شخصیت اصلی آن میانه‌سال و چاق است و در تمام طول رمان با ترفندهایی به خواننده گفته می‌شود که مادر نورمن زنده است. در واقع با خواندن این رمان به تفاوت‌های بنیادین سینما و ادبیات پی می‌بریم. این کتاب هم رمان را در خود دارد و هم فیلم‌نامه آلفرد هیچکاک و تفاوت این دو اثر را به خوبی در خود نشان می‌دهد.
 
موضوع نویسنده

Nirvana

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
94
479
مدال‌ها
2
بریده کتاب:
نورمن حتی برای لحظه‌ای انگار آن صدا را شنید، اما به خاطر آورد که باران و صدای پاهایی که می‌شنید ریتم مشابهی با ضربات استخوان بر طبل داشتند. او تقریباً بی‌آنکه لازم باشد این صدای پا را بشنود، از وجود آن آگاه بود.
 
موضوع نویسنده

Nirvana

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
94
479
مدال‌ها
2
بریده کتاب.
هر وقت مادرش وارد می‌شد به‌راحتی می‌توانست وجود او را تشخیص دهد. حتی لازم نبود سرش را بالا کند و او را ببیند.
 
موضوع نویسنده

Nirvana

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
94
479
مدال‌ها
2
بریده کتاب.
در واقع او سرش را هم بالا نکرد و به‌جای آن وانمود کرد که دارد کتابش را ادامه می‌دهد. مادر در اتاق خودش می‌خوابید و نورمن می‌دانست هر وقت او از خواب بیدار می‌شود چقدر غرغرو و بداخلاق می‌شود.
 
موضوع نویسنده

Nirvana

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
94
479
مدال‌ها
2
بریده کتاب.
برای همین بهترین کار این بود که حرفی نزند و در دلش آرزو کند که مادرش دچار یکی از همان حالت‌های بدش نشده باشد.

«نورمن، می‌دونی ساعت چنده؟»
 
موضوع نویسنده

Nirvana

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
94
479
مدال‌ها
2
بریده کتاب.
او آهی کشید و کتاب را بست. الان دیگر می‌دانست که مادرش دارد شروع می‌کند. همین سؤال نشانهٔ ستیزه‌جویی بود. مادر برای آنکه بیاید اینجا مجبور بود از جلوی ساعت دیواری پدربزرگ رد شود و به‌راحتی می‌توانست ببیند که ساعت چند است.
 
موضوع نویسنده

Nirvana

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
94
479
مدال‌ها
2
بریده کتاب.
با این حال منطقی نبود که قضیه را بزرگ کند. نورمن نگاهی به ساعت مچی‌اش انداخت و سپس تبسمی کرد. «یه‌کمی از پنج گذشته. حواسم به خوندن کتاب بود، واسه همین نفهمیدم که این‌قدر دیر شده...»
 
بالا پایین