جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

دفتر خاطرات {زندگی من} اثر [رقیه کروشاتی کاربر انجمن رمان‌بوک]

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته دفترخاطرات توسط rogaye2۷ با نام {زندگی من} اثر [رقیه کروشاتی کاربر انجمن رمان‌بوک] ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 104 بازدید, 4 پاسخ و 9 بار واکنش داشته است
نام دسته دفترخاطرات
نام موضوع {زندگی من} اثر [رقیه کروشاتی کاربر انجمن رمان‌بوک]
نویسنده موضوع rogaye2۷
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط rogaye2۷
موضوع نویسنده

rogaye2۷

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Apr
47
153
مدال‌ها
2
عنوان: زندگی من
ژانر: اجتماعی،درام
عضو گپ رصدخانه‌ی ادبی یکم
اسم نویسنده: رقیه کروشاتی
خلاصه: درمورد زندگی دختری که خیلی سختی ها کشیده آیا پایان خوش است یا تلخ؟ عین کوه استوار ماند آسیب دید ولی تسلیم نشد. دختری که در دستش علامت بستنی قیفی هست متفاوتش کرده.
 
آخرین ویرایش:

آریانا

سطح
5
 
{سرپرست بخش ادبیات}
پرسنل مدیریت
سرپرست انجمن
مدیر تالار رمان
Mar
3,736
14,278
مدال‌ها
7
1000191432.png
بسمه تعالی

عرض ادب و احترام خدمت دلنویس عزیز و ضمن تشکر بابت انتخاب "رمان بوک" برای انتشار آثار ارزشمندتان.
حتما پیش از آغاز نوشتن، تاپیک زیر را مطالعه کنید تا دچار مشکل نشوید:
[
قوانین تایپ دلنوشته کاربران]


پس از بیست پست، در تاپیک زیر درخواست نقد شورا دهید:
[
تاپیک جامع درخواست نقد دلنوشته]


بعد از ایجاد تاپیک نقدر شورا برای دلنوشته‌تان، می‌توانید در تاپیک زیر درخواست تگ بدهید:
[
درخواست تگ دلنوشته | انجمن رمان‌بوک]

پس از گذاشتن بیست پست از دلنوشته، می‌توانید در تاپیک زیر برای آن درخواست جلد دهید:
[
تاپیک جامع درخواست جلد دلنوشته و اشعار]

و انشاءالله پس از به پایان رسیدن دلنوشته‌تان، در تاپیک زیر اعلام کنید:
[
اعلام پایان - دلنوشته کاربران]

دلنویسان عزیز، هرگونه سوالی دارید؛ می‌توانید در اینجا مطرح کنید:
[سوالات و مشکلات دلنویسان]

با آرزوی موفقیت برای شما،
[تیم مدیریت تالار ادبیات]
 
موضوع نویسنده

rogaye2۷

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Apr
47
153
مدال‌ها
2
زمانی که به دنیا اومدم خیلی وابسته پدرم بود دوسال شد پدرم زن گرفت مارو فراموش کرد بی حواس بودم افسرده بودم تا اینکه مهد کودک رفتم با بچه‌های مهد بازی می‌کردم اوایلش نمی‌خواستم مهد کودک برم به مادرم وابسته بودم. هر جا مادرم می‌رفت باهاش بودم.
 
موضوع نویسنده

rogaye2۷

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Apr
47
153
مدال‌ها
2
یک روز سرم به تخته نانوایی خوردم از سرم خون اومد کلی گریه کردم اول دبستان بودم مادرم من رو برد دکتر بخیه زده شد حتی یک‌بار کلاس اول بودم دوستام از من تقلبی می‌خواستن منم مادرم رو براشون آوردم بهشون فحش می‌دادم. حتی یک بار از دوست کناریم شپش گرفتم که مادرم زود فهمید سرم رو تمیز کرد.
 
موضوع نویسنده

rogaye2۷

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Apr
47
153
مدال‌ها
2
یادمه تا دوم راهنمایی پدرم پیشمون نبود. زن گرفته بود یک بار کوچیک بودم، سوار موتور پدرم شد و من خوشحال شدم حتی خرجی من و خواهرام و برادرم رو به زور می‌داد. یک خونه درب و داغون زندگی می‌کردیم. باغچه تو حیاطمون درست کردیم. حتی خواهر بزرگم واسم داستان پیامبران می‌آورد.
 
بالا پایین