- Jan
- 294
- 674
- مدالها
- 3
پلوتارک از مرگ آنتونی نیز مینویسد. وقتی که سپاهیانش او را ترک کردند و به لشکر اوکتاویان پیوستند، او فریاد میکشد که کلئوپاترا به او خ*یانت کردهاست. کلئوپاترا هراسان از از خشم آنتونی، خود را به همراه دو ملازمش در آرامگاهش محبوس کرد و برای آنتونی پیغام فرستاد که او (کلئوپاترا) مردهاست. آنتونی که مرگ کلئوپاترا را باور کرده بود شمشیر را در شکمش فرو برد و در حالت مرگ بر روی زمین افتاد. با افتادن او بر روی زمین جریان خون قطع میشود و او از هر ک.س و ناکسی میخواهد که جانش را بگیرد و زندگیاش را پایان بخشد. پیغام دیگری از کلئوپاترا میرسد که آنتونی را پیش او بیاورند و آنتونی که از زنده بودن کلئوپاترا به وجد آمدهاست پیشنهاد کلئوپاترا را میپذیرد.