جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

مطالب طنز سرای خنده

  • نویسنده موضوع خاتون
  • تاریخ شروع

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته مطالب طنز توسط خاتون با نام سرای خنده ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 2,103 بازدید, 57 پاسخ و 11 بار واکنش داشته است
نام دسته مطالب طنز
نام موضوع سرای خنده
نویسنده موضوع خاتون
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط خاتون
خ
موضوع نویسنده

خاتون

مهمان
ساعت 5 صبح واسم مسيج اومد. به سختی از زیر پتو دراومدم دیدم نوشته:



شهر فرش شعبه دیگری ندارد

انقد خوشحال شدم که نگو



همش فکر میکردم یه شعبه دیگه دارن و به من نمیگن
 
خ
موضوع نویسنده

خاتون

مهمان
زنگ زدم پشتیبان کنکورم گفتم رتبه‌م ۶۴ هزار شده میتونم فوریت های پزشکی قبول شم ؟
گفت اره
گفتم چجوری ؟؟
گفت میزارنت رو سقف امبولانس بگو ویو ویو ویو
 
خ
موضوع نویسنده

خاتون

مهمان
دیدین میرن رستوران همه مخلفاتو میگیرن و بدون توجه به قیمت هی سفارش میدن؟

منم لاکچری ترین حرکتی که تو رستوران زدم این بود که صدا زدم :

گارسن یه پیاز بیار

هوار کشید : پونصد تومنه هااااا

صدامو صاف کردم و‌گفتم :
بیار بابا نترس پول هست😂😂😂
 
خ
موضوع نویسنده

خاتون

مهمان
دکتر مشهور و موفقی که سه تا زن گرفته بود مورد سرزنش زن مسنی که مریضش بود قرار گرفت:


زن مسن گفت تو که دکتری با فرهنگ و روشنفکری پس چرا سه تا زن گرفته ای؟
دکتر در پاسخش گفت اولی دختر عمویم بود و آنرا بخاطر رضایت پدرم گرفتم.
دومی هم دختر دائیم بود و آنرا بخاطر رضایت مادرم گرفتم.
سومی را خودم خواستم و برای رضایت دل خودم گرفتم.
پیرزنه گفت : بیا منم برای رضای خدا بگیر... 😂😂‎‌‌‌‌‌‌
 
خ
موضوع نویسنده

خاتون

مهمان
تو توالت بودم مامانم هی صدا میزد کجایی منم نمیتونستم جوابشو بدم بابام از تو اتاق گفت: تو توالته دهنش پره نمیتونه جواب بده😬
چه وضعه برخورد با بچس
 
خ
موضوع نویسنده

خاتون

مهمان
داشتم پياده روي ميكردم و از هوا لذت ميبردم





يه دفه به خودم اومدم گفتم اين قرتي بازيا چيه،


زنگ يه خونه رو زدم فرار كردم😂😂😂
 
بالا پایین