جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

دلنوشته {عشیق} اثر •عسل کاربر انجمن رمان بوک•

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته دل نوشته های کاربران توسط AsAl° با نام {عشیق} اثر •عسل کاربر انجمن رمان بوک• ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 216 بازدید, 7 پاسخ و 7 بار واکنش داشته است
نام دسته دل نوشته های کاربران
نام موضوع {عشیق} اثر •عسل کاربر انجمن رمان بوک•
نویسنده موضوع AsAl°
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط AsAl°
موضوع نویسنده

AsAl°

سطح
1
 
کپیست انجمن
کپیست انجمن
Feb
2,927
11,578
مدال‌ها
4
به نام خدایی که نوری بی‌نهایت و روشنایی بی‌منت است.

نام اثر: عشیق
ژانر: عاشقانه، تراژدی
نام نویسنده: عسل
ناظر: @سپید

مقدمه:
تو رفتی و من در میان خاطرات گم شدم، با پرسشی بی‌پاسخ که چرا این فاصله هیچ‌گاه تمام نمی‌شود. هر لحظه‌ای که با هم بودیم، اکنون در دل من زخمی است که هیچ‌چیز نمی‌تواند درمانش کند. هر گام که برداشتم، به دنبال تو بودم، اما تنها خالی از تو بود که می‌یافتم. در این شب‌های بی‌پایان، صدای سکوت، تنها همراه من است. آیا این فاصله همیشه در من خواهد ماند؟ یا روزی دیگر، نگاه‌هایمان در هم خواهند پیچید؟

 
آخرین ویرایش:

DLNZ

سطح
7
 
🝢مدیر ارشد بخش ادبیات🝢
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مدیر تالار موسیقی
ناظر ادبیات
کاربر ویژه انجمن
نویسنده ادبی انجمن
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
May
3,442
12,893
مدال‌ها
17
1683008322482 (1).png

عرض ادب و احترام خدمت دلنویس عزیز و ضمن تشکر بابت انتخاب "رمان بوک" برای انتشار آثار ارزشمندتان.
حتما پیش از آغاز نوشتن، تاپیک زیر را مطالعه کنید تا دچار مشکل نشوید:
[قوانین تایپ دلنوشته کاربران]

پس از بیست پست، در تاپیک زیر درخواست نقد شورا دهید:
[تاپیک جامع درخواست نقد دلنوشته]

بعد از ایجاد تاپیک نقدر شورا برای دلنوشته‌تان، می‌توانید در تاپیک زیر درخواست تگ بدهید:
[درخواست تگ دلنوشته | انجمن رمان‌بوک]

پس از گذاشتن بیست پست از دلنوشته، می‌توانید در تاپیک زیر برای آن درخواست جلد دهید:
[تاپیک جامع درخواست جلد دلنوشته و اشعار]

و انشاءالله پس از به پایان رسیدن دلنوشته‌تان، در تاپیک زیر اعلام کنید:
[اعلام پایان - دلنوشته کاربران]

دلنویسان عزیز، هرگونه سوالی دارید؛ می‌توانید در اینجا مطرح کنید:
[سوالات و مشکلات دلنویسان]

با آرزوی موفقیت برای شما،
[تیم مدیریت تالار ادبیات]
 
موضوع نویسنده

AsAl°

سطح
1
 
کپیست انجمن
کپیست انجمن
Feb
2,927
11,578
مدال‌ها
4
روزها در میان نگاه‌های بی‌پاسخ، همچون ابرهای عبوری، بی‌آنکه بارانی بیاورند، گذشتند. هر لحظه در جستجوی چیزی بودم که دیگر در دنیای بی‌تو معنایی نداشت. تو آن‌جا بودی، اما فاصله‌ات را از میان دستانم حس می‌کردم. قلبم همچنان در پی آن لحظه‌ای است که برای همیشه از آن دور شدم، لحظه‌ای که هر واژه‌اش دیگر به سکوت ختم شد. آیا ممکن است راهی برای برگشتن به گذشته‌ای که هیچ‌گاه به پایان نرسید، پیدا کنم؟

 
آخرین ویرایش:
موضوع نویسنده

AsAl°

سطح
1
 
کپیست انجمن
کپیست انجمن
Feb
2,927
11,578
مدال‌ها
4
در این روزهای بی‌تو، فضاهای خالی در ذهنم چون بادی سرد، بی‌وقفه می‌وزد. هر واژه‌ای که از زبانم می‌لغزد، در دل خود زخمی تازه می‌آفریند؛ زخمی که هیچ مرهمی به آن نمی‌نشیند. نگاه‌هایت، که روزی مانند دریای آرام به من می‌رسیدند، اکنون در پشت پرده‌ای از ابرهای بی‌امید گم شده‌اند. این فاصله‌ی میان ما، همچون یک رودخانه‌ی خشکیده، نه تنها بی‌آب است، بلکه پژواک هر اندوهی را در دل خود دارد. آیا روزی از این سکوت بی‌انتها رهایی خواهیم یافت، یا همچنان در تلاطم این گم‌شدگی به پیش خواهیم رفت؟

 
آخرین ویرایش:
موضوع نویسنده

AsAl°

سطح
1
 
کپیست انجمن
کپیست انجمن
Feb
2,927
11,578
مدال‌ها
4
صبحت یار که می‌شود، گویا همه‌‌ی جهان یک‌دم سکوت می‌کنند. آیا مگر عشقی عظیم به وسعت یار است؟ یاری که سرآغاز تمام جامندگان است! اوست که مختار جهان و زیبایی حقیقت است. او مرا در بدن خود و من او را در بدن خود حس می‌کنم. او اهورایی است که درکش برای جهانیان دشوار است. او اهورای من است.
 
موضوع نویسنده

AsAl°

سطح
1
 
کپیست انجمن
کپیست انجمن
Feb
2,927
11,578
مدال‌ها
4
در دل این شب‌های بی‌چراغ، گویی هر ستاره‌ای که به آسمان می‌دهم، در هیچ کجای دنیا نمی‌سوزد. هر بار که در آینه به خود نگاه می‌کنم، باز هم تصویر تو را می‌بینم، اما تصویرت شفاف نیست، گویی در پشت لایه‌ای از مه پنهان است. این قلب که روزی پر از نبض زندگی بود، اکنون همچون یک ساز شکسته، در سکوت نواخته می‌شود. آیا این سایه‌های دور، که روزی در کنار هم قدم می‌زدند، تنها در دنیای خاطرات خواهند ماند؟ یا این سکوت، روزی از هم خواهد شکست و صدای زندگی دوباره به گوش خواهد رسید؟
 
موضوع نویسنده

AsAl°

سطح
1
 
کپیست انجمن
کپیست انجمن
Feb
2,927
11,578
مدال‌ها
4
هر شب، باد پرده‌ها را کنار می‌زند، اما هیچ نشانی از تو در پس این قاب‌های خالی نیست. دیوارها هنوز نامت را به یاد دارند، اما صدایشان در هزارتوی سکوت گم شده است. زمان، چونان پرنده‌ای که در قفسِ تکرار بال می‌زند، هر لحظه مرا از تو دورتر می‌کند. دست‌هایم را در تاریکی دراز می‌کنم، اما تنها سرابِ گرمایی را لمس می‌کنم که دیگر نیست. آیا ممکن است روزی، این شبِ بی‌پایان، در روشنای حضورت فروبریزد؟

 
موضوع نویسنده

AsAl°

سطح
1
 
کپیست انجمن
کپیست انجمن
Feb
2,927
11,578
مدال‌ها
4
هر واژه‌ای که از لب‌هایم می‌گریزد، پیش از آن‌که به گوش کسی برسد، در هوای سرد این روزها یخ می‌زند. سایه‌ات هنوز روی دیوارهای خاطراتم جا مانده، اما هر بار که به سویش دست دراز می‌کنم، از میان انگشتانم می‌گریزد، چون مهی که در سحرگاهان کوهستان از میان دره‌ها می‌رود. من مانده‌ام با شب‌هایی که ماه ندارند، روزهایی که خورشید در آن‌ها خاموش است. آیا این بی‌زمانیِ بی‌تو، همیشه در من خواهد ماند، یا روزی، نسیمی خواهد وزید که این غبار را از خاطراتم بروبد؟

 
بالا پایین