جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

معرفی نویسنده مارک تواین

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته معرفی کمیک توسط baran-83 با نام مارک تواین ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 40 بازدید, 1 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته معرفی کمیک
نام موضوع مارک تواین
نویسنده موضوع baran-83
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط baran-83
موضوع نویسنده

baran-83

سطح
0
 
مدیر آزمایشی تالار کمیک
پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
1,526
1,060
مدال‌ها
2
«ساموئل کلمنز» که در میان علاقه مندان به ادبیات با نام «مارک تواین» شناخته می شود، نویسنده و طنزپرداز برجسته ای بود که از شغل ملوانی در رودخانه ی «میسی‌سیپی»، به جایگاهی افسانه ای در «ادبیات آمریکا» دست یافت. آثار او، تمام وجوه جدیِ زندگی را در بر می گیرد اما همزمان، نگرش هایی طنزپردازانه و سرشار از شوخی ها و ظرافت های کلامی را درباره ی همه ی جنبه های زندگی ارائه می کند. برجسته ترین اثر «تواین»، کتاب «هاکلبری فین» است که یکی مهم ترین آثار در «ادبیات آمریکا» به شمار می آید.
 
موضوع نویسنده

baran-83

سطح
0
 
مدیر آزمایشی تالار کمیک
پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
1,526
1,060
مدال‌ها
2
اندکی بعد از جا پرید و دنبال من دوید. توی کلبه دنبالم دوید و مرا فرشته ی مرگ نامید. یک بار پشت کُتم را گرفت. فکر کردم چیزی نمانده مرا بکشد، اما به سرعت برق و باد از کت بیرون خزیدم و خودم را نجات دادم. کمی بعد دوباره خسته شد، روی زمین افتاد و به در تکیه داد. اندکی بعد خوابش برد. با سرعت بلند شدم، روی صندلی ایستادم و اسلحه را برداشتم. وقتی مطمئن شدم که گلوله دارد، آن را روی بشکه ای گذاشتم و رو به بابا نشانه گیری کردم. سپس نشستم و منتظر شدم تا او حرکت کند. و زمان چقدر آرام و آهسته گذشت.
از کتاب «هاکلبری فین»
 
بالا پایین