جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

کلاس و کتاب‌خوانی معرفی کتاب پیش از انکه قهوه سرد شود

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته کلاس‌ها و کتابخوانی توسط abrak با نام معرفی کتاب پیش از انکه قهوه سرد شود ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 118 بازدید, 8 پاسخ و 1 بار واکنش داشته است
نام دسته کلاس‌ها و کتابخوانی
نام موضوع معرفی کتاب پیش از انکه قهوه سرد شود
نویسنده موضوع abrak
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط abrak
موضوع نویسنده

abrak

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
May
390
497
مدال‌ها
2
5657816569493393.jpg
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: maria.na
موضوع نویسنده

abrak

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
May
390
497
مدال‌ها
2

درباره‌ی کتاب پیش از آنکه قهوه‌ات سرد شود:

کافه‌ای قدیمی در یکی از محلات کوچک توکیو، با تمام کافه‌های دنیا فرق دارد. این کافه‌ی منحصر به فرد قهوه‌ای ویژه سرو می‌کند که مشتریان با آن می‌توانند سفر در زمان را تجربه کنند. بازگشت به گذشته یکی از حسرت‌هایی‌ست که به نوعی همه‌ی انسان‌ها در دوره‌ای از زندگیشان تجربه می‌کنند؛ حالا در توکیو کافه‌ای وجود دارد که این رویا را محقق می‌کند، اما با قوانین خودش!
 
  • لاو
واکنش‌ها[ی پسندها]: maria.na
موضوع نویسنده

abrak

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
May
390
497
مدال‌ها
2

معرفی کتاب پیش از آنکه قهوه‌ات سرد شود

اگر می‌توانستید به گذشته‌تان سفر کنید چه کسی را ملاقات می‌کردید؟ کتاب پیش از آنکه قهوه‌ات سرد شود به قلم توشیکازو کاواگوچی، داستان تامل برانگیز و فانتزی کافه‌ای در توکیو را به تصویر می‌کشد که با قوانینی خاص می‌تواند انسان‌ها را به گذشته‌شان برگرداند.
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: maria.na
موضوع نویسنده

abrak

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
May
390
497
مدال‌ها
2
قوانین کافه این است که مشتریان وقتی به گذشته برمی‌گردنند، نمی‌توانند از اتفاقی جلوگیری کنند یا همه مشکلات در گذشته را حل کنند، آن‌ها تنها به اندازه‌ی زمان سرد شدن قهوه‌ی مخصوصشان فرصت دارند و زمانی که قهوه سرد شود به زمان حال برمی‌گردند. در این فرصت محدود آن‌ها می‌توانند هر کسی را که می‌خواهند ملاقات کنند اما هیچ کدام از کارهایی که در این سفر انجام می‌دهند، آینده‌شان را تغییر نمی‌دهد. پس با وجود این قوانین چرا باید به گذشته برگشت؟ این پرسشی‌ست که احتمالاً برایتان مطرح شده است. این سفر فرصتی ویژه محسوب می‌شود تا مشتریان بتوانند یکبار دیگر برای آخرین بار با هر کسی که می‌خواهند دیدار کنند.
 
  • لاو
واکنش‌ها[ی پسندها]: maria.na
موضوع نویسنده

abrak

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
May
390
497
مدال‌ها
2
توشیکازو کاواگوچی (Toshikazu Kawaguchi) با داستان جالب کتاب پیش از آنکه قهوه‌ات سرد شود (Before the Coffee Gets Cold) پرسشی تفکربرانگیز در ذهن همه‌ی ما ایجاد می‌کند؛ اگر هر کدام از ما به جای مشتریان کافه بودیم و تنها یک بار فرصت داشتیم تا برای چند دقیقه فردی در گذشته‌مان را ببنیم به ملاقات چه کسی می‌رفتیم؟ کتاب حاضر یکی از رمان‌های جذاب در ژانر فانتزی و تخیلی محسوب می‌شود که در آن شخصیت‌پردازی‌ها و فضای داستان مملموس و باورپذیر است و هر چهار شخصیت داستان به زیبایی داستان رمان را پیش می‌برند.
 
موضوع نویسنده

abrak

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
May
390
497
مدال‌ها
2
کتاب پیش از آنکه قهوه‌ات سرد شود مجموعه‌ای از چهار داستان تکان دهنده، غم‌انگیز و گاه خنده‌دار را دربردارد که به خوبی احساسات ما را با خود همراه می‌کنند و لذت خواندن رمانی لذت‌بخش را برای ما به ارمغان می‌آورند.
 
  • لاو
واکنش‌ها[ی پسندها]: maria.na
موضوع نویسنده

abrak

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
May
390
497
مدال‌ها
2

اقتباس سینمایی کتاب پیش از آنکه قهوه‌ات سرد شود:

در سال 2018 فیلمی با اقتباس از این رمان به کارگردانی ایوکو تسوکاهارا در کشور ژاپن ساخته شد.
 
موضوع نویسنده

abrak

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
May
390
497
مدال‌ها
2

در بخشی از کتاب پیش از آنکه قهوه‌ات سرد شود می‌خوانیم:

تابستان آن سال، موج گرمایی ژاپن را فراگرفته بود. درجۀ دما دائماً در سراسر کشور اعلام می‌شد. هر روز تلویزیون از هوای غیرعادی می‌گفت و غالباً به گرمایش جهانی اشاره می‌کرد. فوساگی مرخصی گرفته و باهم به خرید رفته بودند. روز واقعاً گرمی بود. به‌قدری گرم بود و چنان از این گرما اذیت شده بودند که فوساگی درخواست کرد به جایی خنک پناه ببرند و باهم دنبال جای مناسبی، مثل یک کافه گشتند. مسئله اینجا بود که همه همین فکر را کرده بودند. هیچ‌کدام از کافه‌ها یا رستوران‌های خانوادگی که داخلش قدم می‌گذاشتند، جای خالی نداشتند.
 
  • لاو
واکنش‌ها[ی پسندها]: maria.na
موضوع نویسنده

abrak

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
May
390
497
مدال‌ها
2
تصادفاً، تابلوی کوچکی را در یکی از کوچه‌های باریک دیدند. اسم کافه فونیکولی فونیکولا بود، مانند نام همان آهنگی که کوتاکه زمانی می‌شناخت. سال‌های زیادی از شنیدن آن آهنگ می‌گذشت، اما همچنان موسیقی آن را واضح به‌یاد داشت. متن ترانه دربارۀ صعود از یک کوه آتشفشانی بود. تصور مواد مذاب سرخ و سوزان در این روز داغ تابستانی همه‌چیز را گرم‌تر به‌نظر می‌رساند و دانه‌های همچون جواهرِ عرق بر روی پیشانی‌اش شکل گرفته بودند. به‌هرصورت، وقتی درِ چوبی سنگین را باز کردند و وارد شدند، کافه خنکای مطبوعی داشت. صدای دینگ‌دینگ زنگوله هم آرام‌بخش بود. و بااینکه سه میز دونفره و سه صندلی کنار پیشخان داشت، تنها مشتری آن، زنی با پیراهن سفید بود که در دورترین میز از درِ ورودی نشسته بود. چقدر خوش‌شانس بودند که چنین جای فوق‌العاده‌ای پیدا کرده بودند.
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: maria.na
بالا پایین