جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

گل معنی گل اسمرالدو

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته طبیعت و محیط زیست توسط آریادخت با نام معنی گل اسمرالدو ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 144 بازدید, 13 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته طبیعت و محیط زیست
نام موضوع معنی گل اسمرالدو
نویسنده موضوع آریادخت
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط آریادخت
موضوع نویسنده

آریادخت

سطح
4
 
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز
Jul
5,152
7,975
مدال‌ها
3
گفته می‌شده که در زمان های قدیم، در شهر اسمرالدو در شمال ایتالیا، مردی بود با ظاهری زشت، در یک قلعه دور از مردم زندگی می‌کرد.
 
موضوع نویسنده

آریادخت

سطح
4
 
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز
Jul
5,152
7,975
مدال‌ها
3
اون مرد روزش رو با کاشت و پرورش گل در باغش می‌گذروند و هیچ وقت وارد شهر نمی‌شه.

در اینجا می‌خوام قسمت هایی از آهنگ the truth untold از بی تی اس رو بزارم، که البته بی ربط به این داستان نیست
 
موضوع نویسنده

آریادخت

سطح
4
 
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز
Jul
5,152
7,975
مدال‌ها
3
"پر از تنهاییه

این باغ شکوفا

پر از خاره

خودم رو توی این قلعه شنی حبس کردم"

یکی از شب‌ها، مرد متوجه میشه که دختری از دیوارهای قلعه بالا میاد، گل‌ها را می‌چینه و می‌ره
 
موضوع نویسنده

آریادخت

سطح
4
 
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز
Jul
5,152
7,975
مدال‌ها
3
چند وقتی به همین روال گذشت و هر شب، دختر می‌امد، گل‌ها رو می‌چید و مرد تماشاش می‌کرد.

تا اینکه در یکی از روزا، مرد تصمیم گرفت گلی بکاره که تا اون زمان کسی ندیده باشه
 
موضوع نویسنده

آریادخت

سطح
4
 
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز
Jul
5,152
7,975
مدال‌ها
3
این حال به دختر نزدیک نشد؛

چون فکر می‌کرد دختر از چهره‌ی مرد میترسه. پس خودش رو به خواب زد و بعد از اون دختر رو تعقیب کرد. فهمید که اون فقیر و بیماره و گل‌ها را برای ادامه زندگی خودش می‌فروشه
 
موضوع نویسنده

آریادخت

سطح
4
 
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز
Jul
5,152
7,975
مدال‌ها
3
اسمت چیه؟

جایی برای رفتن داری؟

اوه میتونی به من بگی؟

من دیدم که توی این باغ مخفی شدی
 
موضوع نویسنده

آریادخت

سطح
4
 
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز
Jul
5,152
7,975
مدال‌ها
3
تو میدونی که من نمیتونم خودم رو بهت نشون بدم

نمیتونم خودمو بهت بدم

نمیتونم صورت زشتم رو بهت نشون بدم
 
موضوع نویسنده

آریادخت

سطح
4
 
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز
Jul
5,152
7,975
مدال‌ها
3
پس دوباره ماسکم رو میزنم و به دیدنت میام

‌اما هنوزم میخوامت‌

اما می‌دونم که نمیتونم همیشه این کار رو انجام بدم
 
موضوع نویسنده

آریادخت

سطح
4
 
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز
Jul
5,152
7,975
مدال‌ها
3
‌مجبورم خودم رو قایم کنم‌چون من یه هیولام‌"

برای اینکه دختر بتونه با فروختن اون پول بیشتری بدست بیاره همین باعث شد که گل smerlado رو کاشت.
 
موضوع نویسنده

آریادخت

سطح
4
 
کاربر ممتاز
کاربر ممتاز
Jul
5,152
7,975
مدال‌ها
3
تنها کاری که میتونم بکنم

توی این باغ، توی این دنیا

تنها کاری که میتونم انجام بدم
 
بالا پایین