بسمه هو؛
عنوان:
عنوان شما متشکل از دو جزء جزای دلدادگی بود؛ از لحاظ اندازه مناسب بود و ۲۰ درصد کلیشه داشت. در عنوان اثری از ژانر اجتماعی نبود امّا ژانر عاشقانه در آن بهطور واضحی مشاهده میشد! عنوان انتخابی با بدنه رمان ارتباط داشت. عنوان رمان بهجز ژانر عاشقانه، ژانر تراژدی نیز به تصویر میکشید.
خلاصه:
خلاصه اندازهی مناسبی داشت. با ژانر عاشقانه مرتبط بود و همچنین، اثری از ژانر اجتماعی در آن به چشم نمیخورد! خلاصه جذابیت و کشش کافی برای جذب مخاطب را نداشت و بازی با کلمات را که باعث جذابیت خلاصه میشوند را دارا نبود. خلاصه با محتوای رمان مرتبط بود ولی در کل؛ بهتر است خلاصه را تعویض کنید و با استفاده از آرایهها و بازی با کلمات، به خلاصه زیبایی ببخشید. خلاصه مقداری از رمان را لو داده بود و بهطوری بود که مخاطب احساس میکرد با داستان کلیشهای رو به رو است!
جلد:
جلد رمان شما در نگاه اول نمیتواند گویای ژانر عاشقانه و اجتماعی باشد اما با کمی دقت به ژانر عاشقانه میتوان آن را ربط داد. همچنین، رنگ استفاده شده در جلد، بهتر بود که رنگ دیگری مانند سفید باشد. تکست با ژانر عاشقانه و بدنه مرتبط بود.
مقدمه:
اثر دارای مقدمه نبود! پیشنهاد میشود هرچه سریعتر مقدمه را به اثر خود اضافه کنید.
ژانر:
ژانرهای انتخابی شما؛ اجتماعی و عاشقانه بودند که عاشقانه بهطور واضح دیده میشد ولیکن ژانر اجتماعی نمیتواند به عنوان ژانر اصلی این اثر باشد! پیشنهاد میشود بهجای ژانر اجتماعی، از ژانر تراژدی استفاده کنید.
آغاز:
آغاز شما صحبت دو شخصیت اصلی رمان درباره ازدواج یکی از آنها برای حرف پدربزرگش، با شخصی که به او علاقه ندارد بود. آغاز به دور از کلیشه بود ولیکن در آن اثری از ژانر تراژدی، توصیفاتی همچون توصیف زمان و مکان به چشم نمیخورد! به دلیل پردازش ضعیف شروع اثر، کلیشهای نبودن به چشم نمیآید و مخاطب رمان خوان حرفهای ممکن است به سرعت خواندن اثر را رها کند!
میانه:
میانه شما، دزدیدن آتوسا توسط اصلان و آزارهای اصلان و... بود. میانه کلیشهای نداشتید اما مانند اغاز، پردازش ضعیف باعث کم شدن بسیار جذابیت میانه بود!
لحن و بافت:
بافت یک دست بود و مشکلی نداشت!
سیر اثر:
سیر اثر با توجه به «داستانک» بودن آن، متعادل بود.
دیالوگ و مونولوگ:
دیالوگها و مونولوگها در بعضی جاها زیاده روی بود؛ مونولوگها اطلاعات کافی نمیداد و دیالوگها نیز همینطور! در بعضی موارد نیز دیالوگ محور کار کردید.
شخصیت پردازی:
شخصیت پردازی ضعیفی داشتید، مخاطب اخلاق، رفتار و... شخصیتها در ذهنش نمیماند و در بعضی مواقع واکنش شخصیتها به دور از باور بود!
توصیف مکان:
چنین توصیفی در اثر به چشم نمیخورد.
توصیف زمان:
توصیف زمان شما بسیار کم بود، در حدی که مخاطب گیج میشد که در چه زمان و وقتی شخصیتها قرار دارند.
توصیف آوا:
چنین توصیفی در اثر به چشم نمیخورد. بهتر است به بم و نازکی صدا، دور یا نزدیک بودن و... آواها توجه بیشتری کنید!
توصیف احساسات:
در این توصیف بسیار ضعیف و دور از باور عمل کردید.
زاویه دید:
زاویه دید از زبان راوی بود و پرش موقعیت«از موقعیت آتوسا به فرزان» داشتیم که بهتر است بگویم در بعضی پارتها نیاز به این پرش موقعیت نبود!
کشمکش و تعلیق:
تعلیق قابل توجهی در اثر به چشم نمیخورد که مخاطب مشتاق ادامه دادن شود!
و کشمکشهای بیرونی را میتوانیم به آتوسا و اصلان و درونی را به فشارهایی که شخصیتها تحمل میکردند ربط دهیم.
ایده و پیرنگ:
ایده چه بود؟ دو فرد که به هم علاقه دارند و سر موضوعاتی شخصیت پسر، مجبور به ازدواج با فرد دیگری به نام ستاره میشود. پدربزرگ فرد در تلاش برای منصرف کردن دختر از علاقه به شخصیت پسر میشود و... . ایده میزان زیادی کلیشه ندارد اما نمیتوانیم بگوییم که نو است! همچنین، پردازش ضعیف موجب ضعف بسیار شما شد.
ایرادات نگارشی:
ایرادات نگارشی از قبیل نیم فاصلهها و دیالوگ و مونولوگ در اثر به چشم میخورد مثلا:
پدر آتوسا گفت:
پدر آتوسا:...
به این شکل باید نگاشته شود:
پدر آتوسا گفت:
- ...
سخن آخر:
هیچ اثری بینقص نیست! از مطالعه داستانتان لذت بردم، قلمتان مانا🌿