جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

نقد شورا نقد شورای داستانک مال منی

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته نقد شورا توسط azammahmoud با نام نقد شورای داستانک مال منی ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 394 بازدید, 7 پاسخ و 2 بار واکنش داشته است
نام دسته نقد شورا
نام موضوع نقد شورای داستانک مال منی
نویسنده موضوع azammahmoud
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط azammahmoud
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
موضوع نویسنده

azammahmoud

سطح
0
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Mar
1,206
6,470
مدال‌ها
1
نام داستانک:مال منی
نام نویسنده:پريسا گلچشمه
ژانر:عاشقانه
عضو گپ نظارتS.O.W(۸)
خلاصه:
دوام می آورم
حتی بدون تکیه گاه
بدون همراه
بدون دلگرمی
حتی بدون آدم هایی که آخرین امید من بودند
دوام می آورم حتی اگر پای اعتمادم بشکند
حتی اگر زانوی باورهایم خم شود
حتی اگر شیشه ی احساسم ترک بردارد
من اما ادامه می دهم
من اما پیروز می شوم
اگرچه پشت هر بهار
هزار زمستان دفن کرده ام و پشت هر لبخند
هزار و یک بیتابی
اما دوام می آورم
دنیا به آدم های قوی نیاز
 
موضوع نویسنده

azammahmoud

سطح
0
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Mar
1,206
6,470
مدال‌ها
1
jpg-1.jpg
سم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
نویسنده عزیز ضمن درود و عرض وقت‌بخیری خدمت شما
سپاس‌گذاریم بابت اعتماد شما از نقد آثار خود در انجمن رمان بوک
منتقد رمان شما: @ماه زده!
*لطفا تا قبل از قرار‌گیری نقد توسط منتقد در این تایپک چیزی ارسال نکنید!
*همچنین پس از ارسال نقد این تایپک به مدت دو روز باز خواهد بود تا شما نظر خود را نسبت به نقد اعلام نمایید!
*در صورتی که از نقد خود ناراضی بودید یا شکایتی از تالار نقد داشتید، می‌توانید شکایت خود را در تایپک زیر ثبت کنید تا مورد بررسی قرار گیرد!
🔷️تایپک جامع انتقادات، پیشنهادات و شکایات

به امید موفقیت روز افزون شما
مدیریت تالار نقد|
@ஜdelavaஜ
 

~مَهوا~

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Nov
510
2,492
مدال‌ها
2
« به نام خالق قلم »
« نقد داستانک مال منی »
عنوان:
اولین چیزی که یه خواننده می‌بینه، اسم اثر هستش و این اسم هرچی جدیدتر و جذاب‌تر باشه، خواننده بیشتری جذب می‌کنه.
- اسم داستانک شما، با ژانر انتخابی‌تون(عاشقانه) تناسب داشت اما عنوان جذابی نبود و به نوعی کلیشه محسوب می‌شد.
می‌تونین کلمه‌های مد نظرتون رو داخل واژه‌یاب سرچ کنید و از مترادف‌های اون‌کلمه در صورت کلیشه نبودن، استفاده کنید.
عنوان شما با بدنه‌ی رمان ارتباط داشت و به رابطه‌ی بین سینا و نسترن اشاره می‌کرد.

خلاصه:
خلاصه یعنی یک چکیده از داستانی که که خواننده باید بخونه و این چکیده نه باید کل داستان رو لو بده و نه باید خیلی کلیشه به نظر برسه و خواننده رو از خوندن منصرف کنه.
- خلاصه‌ی شما یک شعر از خانوم صرافیان طوفان بود.
هیچ اطلاعاتی درباره‌ی داستان دریافت نکردیم و به نوعی خلاصه‌ی شما، مقدمه بود.
با توجه به اینکه رمان شما فاقد مقدمه بود، خلاصه‌ای که درحال حاضر گذاشتید رو به عنوان مقدمه در نظر بگیرید و یک خلاصه با قلم خودتون بنویسید.
ژانر:
ژانر انتخابی شما عاشقانه بود و با بدنه‌ی داستان تناسب داشت.
پیشنهاد می‌کنم ژانر تراژدی رو هم به ژانرهاتون اضافه کنید.
مقدمه:
همین‌طور که توی قسمت خلاصه ذکر کردم، داستان شما فاقد مقدمه بود.
مقدمه رو نویسنده می‌تونه هم خودش بنویسه و هم از نوشته‌های سایر نویسندگان استفاده کنه.
پیشنهاد بنده استفاده کردن از متنی که به عنوان خلاصه در نظر گرفتید به جای مقدمه‌اس.
جلد:
عکس انتخاب شده برای جلد گویای ژانر عاشقانه هستش و تکست استفاده شده روی جلد هم، یه قسمت از خلاصه‌ای هستش که برای اون در نظر گرفتید و این تکست با بدنه و ژانر انتخابی ارتباط داره.
جلد با بدنه و عنوان داستان هم ارتباط داره‌.
شروع داستان:
شروع داستان شما کلیشه نبود و اطلاعات زیادی به خواننده نمی‌داد.
شروع داستان شما درباره‌ی پسری بود که خاطرات زمان هفت سالگیش رو تعریف می‌کرد.
چیزی که خیلی عجیب بود توی شروع رمان، رفتار خانواده‌ی شخصیت اصلی داستان بود.
اینکه پدر به بچه‌اش بگه تو برو آدم بکش من دیه‌اش رو میدم خیلی با عقل جور در نمیاد/:
نقطه اوج:
نقطه اوج داستان شما، زمانی بود که پدر و مادر سینا فوت کردند.
نقطه‌ی اوج کلیشه‌ای نبود.
توصیفات مکان:
بدون توصیف‌⁦.
- توصیف مکان یعنی بگین که فضایی که شخصیت الان حضور داره چه جوریه، مثلا اگه اتاقشه می‌تونین این‌جوری توصیف کنین:
¹نگاهی به کمد قهوه‌ای رنگم انداختم.
²دستی به رو تختی مشکی‌ام کشیدم.
³فضای پنجاه متری اتاق رو زیر نظر گرفتم.
⁴تم مشکی اتاق به من آرامش می‌داد.
و.....
توصیفات زمان:
توصیفات زمان نسبت به سایر توصیفات شما بهتر بود، اما این بهتر بودن به این معنی نیست که خوب بود.
در یه سری موارد فقط تونستیم روز و شب رو تشخیص بدیم و سن شخصیت رو متوجه بشیم.
- برای توصیف زمان می‌تونین این‌جوری بنویسید:
¹به خورشید که درحال غروب بود نگاهی انداختم.
²نگاهم میخ عقربه‌های ساعت شد که عدد ده را نشان می‌داد.
و.....
توصیفات آواها و صداها:
بدون توصیف⁦⁦.
- چند نمونه توصیف براتون مثال می‌زنم:
¹با صدای زمختش گفت:
²صدای پرندگان به گوشم رسید.
³صدای ماشین‌هایی که از خیابان می‌گذشتند بر روی اعصابم خدشه می‌انداخت.
و.....
شخصیت پردازی:
بدون توصیف⁦.
از ظاهر شخصیت‌ها بی‌تفاوت گذشتید و ما تصویری از ظاهر شخصیت‌های شما نداریم.
می‌تونین از توصیفات مستقیم و یا غیر مستقیم استفاده کنید.
دقت کنید که در داستان باید توصیف کنید تا خواننده بتونه تجسم کنه.
لحن و بافت متن:
لحن داستان شما محاوره بود، پرش لحن نداشتید و بافت داستان یک دست بود.
اما یک پارت شما بلند بود و پارت دیگری کوتاه، لطفاً این مورد رو درست کنین.
مورد بعدی، بیش از اندازه پرش داشتید و از یه موضوع به موضوع دیگه و زمان دیگه پرداخته بودید.
برای مشخص کردن این موارد باید از *** استفاده کنید تا خواننده متوجه بشه که به زمان دیگری پرش داشتید.
زاویه دید:
زاویه دید رمان شما اول شخص بود اما یه سری از اتفاقات دوبار تکرار شده بود و من اصلأ متوجه نشدم که چی شد
حس می‌کنم که دو نفر در یه قسمتی از داستان، روایت کننده بودند( سینا و نسترن )، اما متاسفانه به خاطر نبود علائم نگارشی و مشخص نکردن تغییر روایت کننده، این موضوع قابل فهم نبود و خواننده رو آزار می‌داد.
علائم نگارشی:

داستان شما فاقد علائم نگارشی بود.
علامت دیالوگ (-) این هستش جانم نه (+_).
بعد از کلمه‌هایی مثل گفت، گفتم از (:) استفاده کنید.
نیم‌فاصله‌ها رو رعایت نکرده بودید.
می‌دونی✔️ میدونی❌
می‌کنن✔️ میکنن❌
و....
شکسته نویسی خیلی توی داستان شما دیده میشد.
مهم نیست✔️ مهم نی❌
دوچرخه‌ام✔️ دوچرخم❌
گریه‌ات✔️گریت❌
اشتباه نگارشی توی‌کلمات هم زیاد به چشم می‌خورد:
ترجیح ✔️ترجیه❌
تهدید✔️تحدید❌
- نبود علایم نگارشی باعث شد که خیلی جاها برای خوندن داستان شما به مشکل بخورم، پیشنهاد می‌کنم قبل نوشتن کلمه‌هایی که توی درست بودن اون‌ها شک دارید از واژه یاب استفاده کنید و برای علایم نگارشی هم آموزشات ویراستاری رو مطالعه کنید.
- از ایموجی نباید توی پارت‌ها استفاده کنید❌
- نیازی نیست بنویسید پارت چندم هستش❌
مونولگ‌ها و دیالوگ‌ها:
دیالوگ‌ها نسبت به مونولگ‌ها بیشتر بودن و در کل یه داستان دیالوگ محور بود.
زیاد بودن دیالوگ‌ها باعث خستگی خواننده میشه به خصوص اگه حرف‌های روزمره باشن و اطلاعات زیادی به خواننده ندن.
ایده‌ی داستان:
ایده‌ی داستان درباره‌ی پسری بود که از زمان کودکی خانواده‌اش اون رو به سمت دعوا سوق دادن و اون نسبت به اطرافیانش بی‌توجه شده به طوری که حتی خانواده‌اش رو مثل دختر دایی، دختر عمو و...رو نمی‌شناسه.
این وسط، نسترن( دختر عموش ) رو وارد حریمش می‌کنه و با هم وارد رابطه میشن.
بعد از مدتی که با هم در ارتباط هستن به خاطر وسطی بازی کردن نسترن با دو پسر، رابطه‌شون بهم می‌خوره و پدر و مادر سینا، تصادف می‌کنن و میمیرن.
نسترن هم به خاطر اصرار پدرش زن یکی دیگه میشه و شب عروسی‌شون خودکشی می‌کنه.
ایده در ظاهر کلیشه نیست اما به خاطر پردازش نادرست، باعث شده که کلیشه به نظر برسه و خواننده رو خسته کنه.
کشمکش و تعلیق:
داستان بدون تعلیق .
کشمکش هم بیشتر کشمکش جسمی به چشم خورد:
دعوای سینا در بچگی، دعوای سینا با نسترن و دعوای پدر سینا با پدرش.
باور پذیری:
باور پذیری داستان شما صفر بود.
اینکه پدر و مادر به بچه‌شون بگن برو دعوا کن، بزن طرف رو بکش و اگه مرد دیه‌اش رو میدم خیلی با عقل جور در نمیاد.
نکته‌ی بعدی، هرطور حساب کنیم زمان زندگی شخصیت شما، گوشی هوشمند اونم s8 وجود نداره.
مورد بعدی توی ماجرای تصادف پدر و مادر سیناست، مگه میشه این‌ها تصادف کنن و اقوام نفهمن؟!
شخصیت‌های بزرگسال داستان شما، همه بد دهن بودند و فحش می‌دادند؛ مگه میشه؟!
آخرین مورد که خیلی عجیب بود، بالا رفتن سینا از دیوار و رسیدن به پنجره‌ی اتاق نسترن ( هم زمان خاستگاری و هم شب عروسی ) بود، مگه مرد عنکبوتیه جانا که از دیوار راست بره بالا؟!

سیر داستان:
سیر داستان به شدت تند بود، اتفاقات پشت سر هم رخ می‌داد بدون این که دلیل منطقی داشته باشن.
دلیل این سیر تند نبود توصیف هستش، اگه اندکی توصیف چاشنی داستان‌تون کنید، از سیر تندش کاسته میشه⁦.

سخن آخر:
بهترین‌ها سخت به دست میان، مهم اینه که توی مسیر خسته نشین و با قدرت به راه‌تون ادامه بدید.
امیدوارم توی مسیر نویسندگی، ثابت بمونید و پیشرفت چشمگیری داشته باشید.
منتظر اثار بعدی‌تون هستم، قلم‌تون مانا یاعلی مدد!
 

Pariisa8

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Sep
71
106
مدال‌ها
2
الان چیشد!
 

Pariisa8

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Sep
71
106
مدال‌ها
2
الان دارم ویرایش میکنم
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا پایین