جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

نقد شورا نقد شورای رمان آن‌ها کنار من هستند

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته نقد شورا توسط azammahmoud با نام نقد شورای رمان آن‌ها کنار من هستند ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 313 بازدید, 2 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته نقد شورا
نام موضوع نقد شورای رمان آن‌ها کنار من هستند
نویسنده موضوع azammahmoud
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط *SHAKIBAgh*
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
موضوع نویسنده

azammahmoud

سطح
0
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Mar
1,206
6,470
مدال‌ها
1
نام رمان: آنها کنار من هستند
نام نویسنده: فائزه عیسی‌وند
ژانر: ترسناک، تخیلی، معمایی
ناظر: عصو گپ نظارت:۳ S.O.W
خلاصه: نسیم، دختری که بعد از اتفاقات مشکوک و ماورائی که توی زندگی براش رخ میده کنجکاو به دونستن حقیقت میشه ‌که چرا این اتفاقات براش افتاده و اون رو به چالش‌های زیادی کشونده؛ با موجودات و اجنه درگیر میشه که نسیم رو به اشتباه با یک شخص یا موجود دیگه‌ایی گرفتن.
با افرادی آشنا میشه از طبار سیاهی و آتش؛ عشقی که بین خاک و آتش پدیدار میشه، خاکی که قراره اون آتش رو خاموش کنه.
سرنوشت این کنجکاوی و آشنایی نسیم با این افراد چی میتونه باشه؟
عشق یا سوختن؟
 
موضوع نویسنده

azammahmoud

سطح
0
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Mar
1,206
6,470
مدال‌ها
1
jpg-1.jpg
سم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
نویسنده عزیز ضمن درود و عرض وقت‌بخیری خدمت شما
سپاس‌گذاریم بابت اعتماد شما از نقد آثار خود در انجمن رمان بوک
منتقد رمان شما: @*SHAKIBAgh*
*لطفا تا قبل از قرار‌گیری نقد توسط منتقد در این تایپک چیزی ارسال نکنید!
*همچنین پس از ارسال نقد این تایپک به مدت دو روز باز خواهد بود تا شما نظر خود را نسبت به نقد اعلام نمایید!
*در صورتی که از نقد خود ناراضی بودید یا شکایتی از تالار نقد داشتید، می‌توانید شکایت خود را در تایپک زیر ثبت کنید تا مورد بررسی قرار گیرد!
🔷️تایپک جامع انتقادات، پیشنهادات و شکایات

به امید موفقیت روز افزون شما
مدیریت تالار نقد| @
ஜdelavaஜ
 

*SHAKIBAgh*

سطح
2
 
کَشیپ شِرلی
کاربر ویژه انجمن
May
1,262
15,344
مدال‌ها
5
به نام خالق یکتا

عنوان رمان:
آنها کنار من هستند، عنوان منتخب نویسنده که متشکل از چهار جزء آنها + کنار + من + هستند است. ساختار جمله به خود دارد و از لحاظ اندازه، استاندارد است و بیش از حد طولانی نیست؛ واژگان ثقیل و ساده‌ای در ساخت آن به کار برده شده و همچنین تکراری و یا کلیشه‌ای نیستند. عنوان منتخب، ارتباط محسوسی با هر دو ژانر ترسناک و معمایی دارد؛ به گونه‌ای که در وهله اول مواجهه با این جمله، حس حضور فرد یا موجودی بیگانه در کنارش به او القا می‌شود و ذهن مخاطب به سمت و سوی رمان‌های ترسناک و فیلم‌های ژانر هیجانی کشیده می‌شود؛ و پس از آن، این پرسش که منظور از «آنها» چگونه موجودات یا افرادی است؟ ذهن مخاطب را به فضایی کاملاً متفاوت با زمینه‌ی معمایی می‌برد. غالباً ژانرهای فانتزی و ترسناک با یک‌دیگر تناسب داشته و یک‌دیگر را هم پوشانی می‌کنند. به همین دلیل در این عنوان ژانر ترسناک بیشتر از ژانر فانتزی نمود داشته و از جلوه‌های ژانر فانتزی کاسته است. البته قابل ذکر است که مخاطب می‌تواند با فلسفه چینی‌های اندکی، نتیجه بگیرد که قرار است با موجوداتی غیر معقول و یا ماورای تصور، روبه‌رو شود.
عنوان از واژگان ساده‌ای تشکیل شده که داستان را فاش نکرده و تنها بنیان‌های اصلی رمان را تا حدودی مشخص کرده است. با وجود جمله بودن عنوان این رمان، اندازه‌ی مناسب و سادگی کلمات جذابیت به خصوصی در آن ایجاد کرده و با شیوه‌ی خاص خود، مخاطب را برای شروع رمان ترغیب می‌کند.
از ابتدای کار ارتباط زیادی با بدنه و محوریت کلی داستان داشته است و نیز ارتباط خود را حفظ می‌کند.

ژانرها:
سه ژانر ترسناک، فانتزی و معمایی، با اولویت ژانر ترسناک در مشخصات رمان ذکر شده که در بدو شروع رمان ژانر ترسناک با حضور واژگانی همچون ترس و صدای کشیده شدن پا و... به جریان افتاده و خودنمایی می‌کند. در همین حین ژانر فانتزی نیز به عنوان ژانر مکمل وارد شده و نقش آفرینی می‌کند. موجود عجیب و سایه‌های روان نشان‌گر همین ژانر هستند.
با مراجعه نسیم و مادرش به پیرزن رمال، ژانر معمایی نیز به جریان افتاده و پرسش‌هایی من باب آن که ر پشت پرده‌ی این کابوس‌ها و توهمات چیست؟ را در ذهن مخاطب شکل می‌دهد.
با توجه به خلاصه داستان و تغییر زادوه دید از نسیم به آیهان و کل‌کل‌های این دو شخصیت با یکدیگر، حضور ژانر عاشقانه نیز در رمان احساس می‌شود.

خلاصه:
خلاصه‌ی رمان با لحن محاوره‌ای، فرمی ساده و ثقیل به خود دارد و سعی می‌کند با طرح پرسش، برای مخاطب فضای خالی ایجاد کرده و او را به خود جذب کند. ترفند جدیدی نیست و عموم نویسندگان از این روش برای جذب مخاطب استفاده می‌کنند.
اصلی‌ترین پرسشی که می‌تواند در ذهن مخاطب ایجاد کند آن است که قضیه از چه قرار است؟ ارتباط میان نسیم و این موجودات چیست و آیا قرار است شاهد یک عشق ممنوعه باشیم؟ عیضاً خلاصه مذکور محوریت کلی داستان را بیان کرده و مخاطب را با وجود هاله‌ای از ابهام، در جریان کلی اتفاقات قرار می‌دهد. ارتباط محسوسی با ژانر فانتزی و معمایی داشته و اثرات خیلی کمی هم از ژانر ترسناک در آن مشاهده می‌شود.

جلد رمان:
حضور غالب طیف مشکی و تیره به همراه فونت قهوه‌ای رنگ و عیضاً تصویر جلد و فونت نام رمان به خوبی ژانر ترسناک و فانتزی داستان را به تصویر می‌کشند و حضور دخترکی تنها در یک جنگل مه آلود در تصویر بر اهمیت ژانر ترسناک دلالت می‌کنند. تصویر نمایانگر فضایی مرموز و عجیب است که به ژانر معمایی اشاره دارد. همچنین تکست جذاب در ذیل جلد، مهر تاییدی بر حضور فعال هر دو ژانر ترسناک و معمایی است.

مقدمه: مقدمه رمان همان تکست مورد استفاده در جلد است و همان‌طور که در بخش قبل اشاره شد، متن کوتاه و جالبی است که به خوبی ژانرهای ترسناک و معمایی را در قالب خود حفظ کرده و اثری از ژانر فانتزی در آن نیست.با میانه نیز کاملا در ارتباط است.

آغاز:
رمان با مونولوگی اخبار گونه آغاز می‌شود که سعی بر آن دارد فضایی از یک کابوس ترسناک را به تصویر بکشد و البته بدون توضیح و پردازش چندانی سریع موضوع را فیصله داده و نسیم از خواب بیدار می‌شود. پیچیدگی خاصی در خود ندارد و اطلاعات خاصی به مخاطب نمی‌دهد. صرفاً نشان می‌دهد که نسیم دختری درگیر با کابوس‌ها و ترس‌هایش است.
این آغاز پتانسیل نسبتاً خوبی برای به چالش کشیدن ذهن مخاطب و جذب آن را دارد و اما مونولوگ‌های اولیه به قدری قوی و گُنگ نیستند که او را تا حدودی در جریان داستان فرو برده و وی را برای یافتن پرسش‌های ذهنی خود هم که شده تحریک به ادامه مطالعه و ارضای کنجکاوی خود کند. شاید اگر کابوس نسیم کمی بیشتر و هدفمندتر پردازش می‌شد، این خلاء برطرف شده و معمای کار به جریان می‌افتاد.
آغاز آنها کنار من هستند فضای نچندان مبهمی از یک کابوس ترسناک یک دختر جوان را القا می‌کند که کاملا گواه بر حضور ژانر ترسناک در رمان است؛ مونولوگ‌های به کار برده شده ساده و ثقیل هستند و حالتی از ابهام در خود ندارند. حداقل تا اواسط پارت دوم اثری از ژانر فانتزی به چشم نمی‌خورد و ژانر معمایی نیز تا نیمه‌های رمان به جریان نمی‌افتد.

میانه:
میانه با تداوم کابوس‌ها و توهمات نسیم، افشای راز ازدواج پدر و مادر او، مراجعه به پیرزن رمال و گشایش درهای جدیدی از حقیقت به روی نسیم، نقل مکان او به خانه مادر بزرگش و آشنایی با آیهان و ملورین و غیره همراه است. در میانه رمان کلیشه‌ای به چشم نمی‌خورد اما روند رمان اندکی تند است که تحت تاثیر کمبود توصیفاتِ ظاهر، مکان و حالات و مونولوگ‌های لازم به وجود آمده است و می‌تواند باعث زده شدن مخاطب از پیشروی شده و همچنین پرش‌های زمانی بسیار زیاد، وی را گیج و گمراه می‌کند. لذا نویسنده بایستی پرش‌های زمانی را مقداری کاهش داده و با پردازش و فضاسازی صحیح بر حجم هر بازه زمانی بیافزاید. از نظر من رمان هنوز نقطه‌ی اوجی نداشته اما تا به این لحظه، آشنایی نسیم و ملورین و همچنین کابوس دزدیده شدن نوزاد نقاط برجسته رمان به شمال می‌آیند.

لحن و بافت:
لحن حاکم بر داستان، دیالوگ‌ها و مونولوگ‌های محاوره‌ی است و در سراسر آن حفظ شده است. بافت داستان نیز تماماً یکدست بوده و به خوبی جذابیت داستان را حفظ کرده است.

سیر رمان:
در ابتدای کار، داستان با سرعت مطلوبی جریان داشت اما پس از کابوس و توهم نادیا، به دلیل کمبود فضاسازی و پردازش، سرعت تندی به خود گرفت به گونه‌ای که در هر پارت حداقل دو پرش زمانی به چشم می‌خورد و این شرایط تا اینجای رمان حفظ شده است. با این حال نویسنده عزیز می‌تواند برای بر طرف کردن این مشکل، با استفاده توصیفات و فضاسازی و عیضاً شخصیت پردازی بیشتر، سرعت را کاهش داده و جذابیت کار را دوچندان کند.

دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها:
توازن میان دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها رعایت شده است، هر دو بار اطلاعات زیادی را بر دوش داشتند و دائماً نکات مهمی در ‌آنها به چشم می‌خورد. مسلسل‌وار یکی پس از دیگری قرار نمی‌گیرند و همچنین علائم نگارشی با توجه به حالت کلام به درستی استفاده شده و کیفیت کار را بسیار بالا برده است.
مونولوگ‌ها به خوبی احساسات را منتقل می‌کنند و در انجام این وظیفه خود موفق هستند. همچنین به دلیل کمبود شخصیت پردازی و توصیف ظاهر و غیره دچار ضعف و کاستی هستند.

شخصیت پردازی:
شخصیت پردازی‌ کمی در رمان صورت گرفته؛ با این حال به هیچ عنوان درگیر کلیشه نبودند و غیر مستقیم بیان شده بودند. برای مثال در ابتدا نسیم دختریست علاقه‌ی زیادی به دانستن درباره‌ی موجودات محیر العقول و موضوعات ترسناک دارد اما نه بدان گونه که دنبال دردسر باشد. سر نترسی دارد و روحیه کنجکاوی و پیگیری در وجودش بیداد می‌کند. مادر خوانده‌اش زنی وسواسی و تا حدودی بد ذات است که در تمام مدت مقابل نسیم نقش بازی می‌کند و در اصل از او بیزار است. مادربزرگ نسیم پیرزنیست که از تا حدودی از قضایای گذشته آگاه است و روزی ناگهان از رمان خارج شده و معلوم نیست به کجا رفته است. هانا دختر خاله‌ی نسیم است که نقش همدم و هم راز او را دارد و در تمام مدت سعی می‌کند تکیه‌گاهی برای نسیم باشد. اما مابقی شخصیت‌های داستان من جمله نادیا، نگین، پدرشان، آیهان، ریها و... با وجود تعدد کاراکتر و نقش موثر داشتن اما شخصیت پردازی برایشان صورت نگرفته و ناشناخته هستند. شخصیت پردازی در سطح مناسبی قرار ندارد اما برای این مورد همیشه جای پیشرفت هست!

توصیف مکان:
نویسنده در توصیف مکان ضعیف عمل کرده بود. برای مثال تنها توصیف مختصری درباره اتاق ریها وجود دارد درباره فضای خانه و اتاق خودش، خانه مادربزرگ، مکانی که در کابوس‌هایش می‌بیند، فضای کوچه و خیابان‌ها و غیره هیچ گفته نشده. بهتر است من باب درک بهتر محیط داستان برای خواننده، توصیفات مکان بیشتر شوند.

توصیف آوا:
نسبت به تمام موارد توصیفی، توصیفات آوا در سطح بالاتری هستند و آواهای مشهود در رمان، صدای راه رفتن، شکستش، جیغ و فریاد، لحن و آواهای ترسناک و ناله است. این مقدار راضی کننده است اما نویسنده عزیز همچنان برای درک بهتر فضا می‌تواند برای خواننده، توصیف بیشتری درباره‌ی صدا‌ها و آوا‌های محیط به کار ببرد.. برای مثال آواهای موجود در محیط مانند خش‌خش برگ‌ها، صدای پرندگان، پیچیدن نسیم در میان برگ‌های درختان و... . همین‌طور تن صدای شخصیت‌ها مثل بم، زیر و... . عیضاً لحن و حالت صدا و آواها: خشن، عصبی، ترسیده، مغموم و... .

توصیف حالات و احساسات:
نسبت به دیگر موارد بهتر بود اما همچنان دچار کاستی بود و در پیش از دیالوگ‌ها یا حین مونولوگ‌ها زیاد به چشم نمی‌خورد. با پیشروی داستان کیفیت کار بالاتر رفته است اما کافی نیست. احساس ترس توأم با سردرگمی و نارضایتی در نسیم مشهود است و نگین گویی نقش سوهان روح را دارد؛ آیهان پسری‌ست که سعی بر شاد بودن دارد اما غم زندگی‌اش را فرا گرفته است، ولی با این حال بی‌هدفی پدر نسیم و نادیا و هانا بسیار خودنمایی می‌کند.

توصیف ظاهر:
نویسنده در این مورد ضعیف عمل کرده؛ با آن که توصیفاتش پراکنده است اما مقدار کمی دارند و در ذهن مخاطب ماندگار نیستند. برای مثال از تمام چهره و اندام و ظاهر آیهان تنها به رنگ چشمان او اشاره کرده و خانواده نسیم را عملاً سفید باقی گذاشته و می‌توان گفت توجه نویسنده در توصیف ظاهر فقط بر روی موجودات غیر انسانی یا همان بخش فانتزی داستان است. البته لازم به ذکر است که ریها هم دختری بسیار زیبا و به زیبایی ی فرشته توصیف شده است. نویسنده بایستی بر روی قلم خود کار کرده و ظاهر کاراکترهای خود را در تمام طول داستان و در سراسر دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها توصیف کند. در حال حاضر من به عنوان خواننده رمان هیچ تصویر ذهنی از خانواده نسیم، مادربزرگش، هانا و خاله‌اش، ملورین و مهم تر از همه خود نسیم، ندارم که این به نوبه خود نقطه ضعف بزرگیستً

زاویه دید:
زاویه دید میان دو نقشِ نسیم و آیهان در گردش است که در این مورد نویسنده به خوبی عمل کرده است.

کشمکش و تعلیق:
جدال‌ها و کشمکش‌های درونی و بیرونی را می‌شد میان نسیم و آیهان و نسیم و اجنه مشاهده کرد. کشمکش‌های درونی مانند کابوس‌ها و احساسات منفی نسیم نسبت به خانواده دایی‌اش یا کنجکاوی و تلاش او برای فهمیدن حقیقت؛ و کشمکش‌های بیرونی مانند درگیری نسیم با اجنه و بحث کردن با آیهان یا صمیمیت و دوستی عمیق او با دختر خاله‌اش هانا. از نظر من به عنوان یک خواننده، داستانِ پشت پرده‌ی رمان یعنی راز جدایی نسیم از مادر واقعی‌اش و آن مرد که نوزاد را با خود برده بود و علت از بین رفتن جنیان درست‌کار و شخصیت سفید و مرموز پدر نسیم تعلیق مناسب و جذابی را برای ادامه‌ی داستان به وجود می‌آورد که تا به حال به هیچ یک از موارد پاسخی داده نشده است.

ایده و پیرنگ:
پیرنگ رمان درباره دختر جوان و دانشجویی‌است که مدتیست درگیر کابوس‌ها و افاقات عجیبی شده و رابطه جندان مسالمت‌آمیزی هم با خانواده‌اش ندارد و در این بین حقایقی را در مورد ماهیت و ذات اصلی خود می‌فهمد که مسیر زندگی‌اش را به کلی منحرف می‌کند. پیرنگ جدیدی‌ست و به دور از کلیشه است. این داستان و رازهای مخفی در آن پتانسیل بالایی برای جذابیت زیاد و به چالش کشیدن مخاطب را دارد اما متاسفانه به دلیل پردازش نچندان مناسب و کوتاه، مطابق میل مخاطب پیش نرفته و بسیار سریع اتفاقات را به نمایش می‌گذارد و پرش‌های زمانی بسیار زیادی دارد. در کل می‌توان گفت این داستان ایده‌ی خیلی خوب با پردازش نچندان مناسب دارد.

باور پذیری:
از آنجا که ژانرهای اصلی داستان ترسناک و فانتزی هستند پس باورپذیری آن بسیار ناچیز است و با گذشت زمان به صفر می‌رسد که طبیعی است و نیازی به تغییر ندارد.

ایرادات نگارشی:
ایرادات نگارشی بسیار کم و انگشت شماری در سراسر داستان به چشم می‌خورد. نیم فاصله‌ها تماماً رعایت شده‌اند.

نقاط قوت و ضعف:
از نقاط قوت رمان می‌توان به ایده جدید و خیلی خوب، جلد مرتبط و زیبا، ایرادات نگارشی خیلی کم و از نقاط ضعف می‌توان به کمبود توصیفات و فضاسازی اشاره کرد.

در پایان نه از دیدگاه منتقد، بلکه از نظر یک مخاطب می‌گویم:
« این رمان واقعا پتانسیل خوبی برای قوی ظاهر شدن و قدرت نمایی در عرصه‌ی خودش را دارد و حتی می‌تواند با پردازشی مناسب و کافی به یک رمان فانتزی عالی تبدیل شود. کافیست نویسنده کمی بیشتر خلاقیت به خرج داده و موقعیت‌ها را بیشتر و بهتر پردازش کرده و از کمیت اتفاقات کاسه و بر کیفیتشان بیافزاید و رازهای موجود در داستان را بیشتر بال و پر بدهد. سپاس از نویسنده که فرصت مطالعه این رمان جالب و زیبا را برای من به ارمغان آورد؛ قلمتان مانا»
SHAKIBA.gh
@nargil
 
آخرین ویرایش:
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا پایین