جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

نقد شورا نقد شورای رمان تیکاف

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته نقد شورا توسط azammahmoud با نام نقد شورای رمان تیکاف ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 333 بازدید, 3 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته نقد شورا
نام موضوع نقد شورای رمان تیکاف
نویسنده موضوع azammahmoud
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط ~مَهوا~
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
موضوع نویسنده

azammahmoud

سطح
0
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Mar
1,206
6,470
مدال‌ها
1

هو یا حق​

نام رمان: تیکاف​

نویسنده: مبیناحسینی‌فر​

ژانر: تراژدی، اجتماعی​

عضو گپ نظارت: S.O.V(1)

خلاصه:​

در تلاطم واهی روزگار، خجسته از دردهای عالم یاد گرفتند و حال نیز قهرمان شدند‌.
او آتش‌های موج‌فشانِ آتشفشان را خاموش کرد و این نیز بگذرد؛
تقدیری که برای او رقم خورده بود، وانحسی روزگار را برایش پدیدار می‌کرد؛ ولیکن دخترک قصه‌ی ما استوار ایستاد و حال نمی‌دانست، عشق در انتظارش است یا... .
 
موضوع نویسنده

azammahmoud

سطح
0
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Mar
1,206
6,470
مدال‌ها
1
jpg-1.jpg


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
نویسنده عزیز ضمن درود و عرض وقت‌بخیری خدمت شما
سپاس‌گذاریم بابت اعتماد شما از نقد آثار خود در انجمن رمان بوک
منتقد رمان شما: @ماه زده!
*لطفا تا قبل از قرار‌گیری نقد توسط منتقد در این تایپک چیزی ارسال نکنید!
*همچنین پس از ارسال نقد این تایپک به مدت دو روز باز خواهد بود تا شما نظر خود را نسبت به نقد اعلام نمایید!
*در صورتی که از نقد خود ناراضی بودید یا شکایتی از تالار نقد داشتید، می‌توانید شکایت خود را در تایپک زیر ثبت کنید تا مورد بررسی قرار گیرد!
🔷️تایپک جامع انتقادات، پیشنهادات و شکایات

به امید موفقیت روز افزون شما
مدیریت تالار نقد| @
ஜdelavaஜ
 

~مَهوا~

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Nov
510
2,492
مدال‌ها
2
« بسم الله الرحمن الرحیم »
« نقد رمان تیکاف »
عنوان:
عنوان رمان، اولین چیزی هستش که یه خواننده می‌بینه و اون رو ترغیب به خوندن اون رمان می‌کنه.
عنوان هرچه‌قدر جدیدتر باشه و نویسنده توی نوشتن اون خلاقیت به خرج بده، خواننده بیشتری جذب می‌کنه.
- عنوان انتخابی شما تیک آف بود به معنی¹ بلند کردن هواپیما،²یک باره به حرکت در آوردن موتور یا ماشین به طوری که چرخ‌های آن اندکی از زمین فاصله بگیره و یا پریدن از روی یک تخته.
عنوان انتخابی شما جذابیت لازم برای جذب یک خواننده رو داره و کلیشه نیست،
عنوان با خلاصه و بدنه ارتباط و اندازه‌ی مناسبی داره.

خلاصه:
خلاصه یعنی یه چکیده از رمان، این چکیده نه باید کل رمان رو مشخص کنه و نه جوری نوشته شه که رمان کلیشه به نظر بیاد.
- خلاصه‌ی شما اندازه‌ی مناسبی داشت، کل ماجرای داستان رو لو نمی‌داد و پیچیدگی داشت تا خواننده رو ترغیب به خوندن رمان کنه.
منتهی به خاطر مشکل علائم نگارشی، توی خوندن و فهم اون به مشکل خوردم.
بازی با کلمات و استفاده از آرایه‌ها توی خلاصه‌تون به چشم می‌خورد و باعث زیبایی اون شده بود.
ژانر:
ژانرهای انتخابی شما، تراژدی و اجتماعی بود. ژانرهای صحیحی هستند و پیشنهاد میکنم ژانر عاشقانه رو هم به لیست ژانر‌ها اضافه کنید، چون به نظر میرسه که یه اتفاق عاشقانه توی گذشته بوده و قراره مجدد بهش پرداخته شه.
به هر دو ژانر به خوبی پرداخته شده و امیدوارم تا آخر رمان این تعادل رو حفظ کنید.
مقدمه:
مقدمه‌ی شما گویای ژانر تراژدی بود و به خوبی این ژانر رو به تصویر کشیده بود. مقدمه اندازه‌ی مناسبی داشت، احساسات به خوبی به نمایش گذاشته شده بود و ارتباط کمی با ژانر اجتماعی داشت.
جلد:
جلد شما عکس یک دختر بود که گویای شخصیت اصلی داستان هستش، تکست استفاده شده روی جلد گویای ژانر تراژدیِ و خیلی کم با ژانر اجتماعی داره.
جلد با بدنه‌ی رمان هم ارتباط داره.
شروع رمان:
شروع رمان شما، با نقاشی کشیدن شخصیت‌تون شروع شد. شروع کلیشه نبود، اطلاعات زیادی به خواننده نمی‌داد و باعث ترغیب خواننده میشد که به ادامه‌ی رمان بپردازه.
دقت کنین که شروع رمان خیلی مهمه، و خواننده اگه از چند صفحه‌ی اول رمان خوشش نیاد، اون رو رها می‌کنه و خوشبختانه شروع رمان شما، این خاصیت رو داشت که خواننده رو به سمت خودش بکشونه. چون به نوعی به گذشته‌ی نامعلوم شخصیت اشاره می‌کرد.
نقطه اوج:
نقطه اوج فرستاده شدن نامه‌هایی مربوط به گذشته برای مریلا و جاسمین بود. نقطه اوج کلیشه نبود و به موقع بهش پرداخته شد تا خواننده رو جذب رمان کنه.
ایده‌ی رمان:
ایده‌ی رمان درباره‌ی دختری بود که توی گذشته بر اثر یک اتفاق فردی به اسم سامر که به نظر میرسه عشقش بوده رو از دست میده. از اون زمان به بعد معتاد میشه و به نوعی به بیراهه میره. بعد از شش سال سر و کله‌ی بایرام که گویا پسرعموی مریلا بوده، پیدا میشه و داستان به سمت دیگه‌ای میره‌.
این وسط یک فرد با مریلا شریک میشه، این شریک به مریلا توجه خاصی داره و به نظر میرسه که یه رابطه‌ی احساسی بین این‌ها شکل می‌گیره.
ایده‌ی رمان کلیشه نبود و به خوبی پردازش شده بود. منتها شغل شخصیت اصلی رو متوجه نشدم!
یک‌جا معمار بود و جای دیگه درباره‌ی طراحی لباس حرف می‌زد و جای دیگه صحبت درباره‌ی خطاطی بود. این مورد رو مشخص کنین که خواننده گیج نشه.
کشمکش و تعلیق:
تعلیق توی رمان به وضوح به چشم می‌خورد، این که توی گذشته چه اتفاقی افتاده باعث می‌شد که خواننده به خوندن رمان ادامه بده و اون رو کنجکاو کنه.
کشمکش بیشتر از نوع انسان با انسان توی رمان دیده شد مثل بحث کردن مریلا با مامور پست، بحث جاسمین با بایرام و...
درگیری ذهنی مریلا که مدام به گذشته می‌پرداخت، هم یکی از انواع کشمکش بود که توی رمان دیده میشد.
شخصیت پردازی:
شخصیت پردازی رمان خوب بود اما نیازه که بیشتر بهش پرداخته شه. از چهره‌ی شخصیت‌ها چیزی توی ذهن نداریم و همین توصیفات اندک هم، بعد از یه مدت از ذهن خواننده فراموش میشد. نیازه که به توصیفات چهره‌ها بیشتر بپردازید و در طول رمان تکرارشون کنین تا خواننده فراموش نکنه. توصیفات شما غیر مستقیم و کلیشه نبود.
علاوه بر توصیف، با علایق شخصیت‌ها تا حدودی آشنا شدیم مثلا مریلا آهنگ‌های تتلو رو دوست داره. لازمه که به این نوع از پردازش شخصیت هم اندکی بیشتر بپردازید تا خواننده یک شخصیت کامل رو تصور کنه.
توصیف مکان:
توصیف مکان خوب بود، یعنی نه زیاد توی اون غرق شده بودید و نه فراموشش کرده بودید. اما در ادامه رمان سعی کنین که بیشتر از این بهش بپردازید تا با سلایق شخصیت و مکان‌هایی که اون‌جا حضور پیدا می‌کنه، بیشتر آشنا شیم.
توصیفات آب و هوا اندکی از نوع پوشش شخصیت‌ها قابل درک بود و حس کردم که رمان توی فصل تابستان داره روایت میشه. اما نیازه که بهش بیشتر پرداخته شه، این‌که هوا چه جوریه باعث میشه که خواننده متوجه شه شخصیت توی چه فضایی قرار داره.
توصیف زمان:
این نوع توصیف هم مثل بقیه توصیف‌ها، باید بیشتر از این بهش پرداخته شه. این که شبِ یا روز، توی چه فصلی رمان روایت میشه، چه روزی هستش، چه ماهی هستش... اگه غیر مستقیم بهشون اشاره شه نشون‌دهنده‌ی اینِ که نویسنده به همه‌ی جوانب رمان توجه کرده.
توصیف آواها و صداها:
خیلی کم به این توصیف پرداخته بودید، نیازه که بیشتر بهش پرداخته شه.
صدای ماشین‌ها، پرندگان، صدای جمعیت، بَم و نازک بودن صدای شخصیت و... چیزهایی هستش که می‌تونین با پرداختن به اون‌ها رمان‌تون رو جذاب‌تر کنید.
باورپذیری:
باور پذیری رمان شما در حد مطلوب رو به بالا بود. اتفاقات یک باره رخ نمی‌دادن و غیر قابل باور نبودن.
رفتارهای شخصیت‌ها مطابق واقعیت بود و چیز غیر قابل باوری رخ نمی‌داد.
ایرادات نگارشی:
- علائم نگارشی جای کار داره و نیازه مجدد رمان رو بررسی کنین.
- نیم فاصله‌ها رعایت شده بودن✔️
«همون لبخنده(✔️لبخندِ ) آروم، نگاهم رو از بوم گرفتم و به ماه دوختم. »
یه‌سری جاها کلمه‌ی لَب حذف شده بود که به نظرم فیلتر سایته، درستش کنین✔️
این‌قدر✔️ان‌قدر❌
اشتباه‌هات تایپی توی متن رمان به ندرت دیده شد، مثل:
«بعد از رسیدت (رسیدن✔️)به ماشین، با افکار نا به سامانی راه عمارت رو در پیش گرفتم. »
«عاشق تشریجات( ترشیجات✔️) بودم؛ اما چندین سال مجبور شدم به هیچ‌کدومشون نزنم! »
دقت کنین که قرار دادن علامت نگارشی درست باعث میشه که متن رمان، به راحتی خونده شه و قابل درک باشه، پس حتماً علائم نگارشی رو درست کنید.
«بعد از تصویه❌( تسویه✔️) حساب از صندوق، روی صندلی‌های فلزی سالن نشستم »
دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها:
بین دیالوگ‌ها و مونولگ‌ها تناسب وجود داشت، یعنی نه رمان توی مونولوگ‌ها غرق شده بود و نه دیالوگ‌های زیادی باعث خستگی خواننده میشد.
دیالوگ‌ها اطلاعات مفیدی به خواننده می‌دادن و به نوعی بیهوده و سخن‌های روزمره نبودن.
هر شخصیت نوع دیالوگ منحصر به خودش رو داشت و این یه نکته‌ی مثبت بود.
سیر داستان:
سیر داستان متعادل بود، اتفاقات به ترتیب رخ می‌دادن. نه زیاد تند بود که خواننده گیج بشه و نه زیاد کند که باعث خستگی خواننده شه.
امیدوارم تا آخر رمان این سیر رو حفظ کنید.
زاویه دید:
زاویه دید رمان شما، اول شخص بود. زاویه دید درستی انتخاب کرده بودید و به خوبی توصیفات رو با این زاویه دید درون رمان قرار داده بودید.
لحن و بافت متن:
لحن رمان شما محاوره بود، چندجایی از کلمات ادبی استفاده کرده بودید که زیاد به چشم نمی‌اومد و باعث نمیشد که بافت رمان یک‌دست دیده نشه.
« با رسیدن جلو ورودی عمارت، پاکتی از لای در خودنمایی می‌کرد، کنجکاوانه پاکت رو برداشتم❌( این جمله ایراد داره، به این صورت باید نوشته شه: با رسیدن به جلو ورودی عمارت، چشمم به پاکتی خورد که از لای در خودنمایی می‌کرد. کنجکاوانه پاکت رو برداشتم✔️) »
- چند پارت از رمان مجدد تکرار شده بودن، این‌ها رو درست کنین.
سخن آخر:
بهترین‌ها سخت به دست میان، مهم اینه که توی مسیر خسته نشین و با قدرت به راه‌تون ادامه بدید.
امیدوارم توی مسیر نویسندگی، ثابت بمونید و پیشرفت چشمگیری داشته باشید.
از خواندن رمان زیبا و قلم جذاب‌تون لذت بردم و منتظر آثار بعدی‌تون هستم.
سوالی بود درخدمتم، قلم‌تون مانا یاعلی!
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا پایین