جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

نقد شورا نقد شورای رمان زندگی لجباز

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته نقد شورا توسط azammahmoud با نام نقد شورای رمان زندگی لجباز ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 263 بازدید, 2 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته نقد شورا
نام موضوع نقد شورای رمان زندگی لجباز
نویسنده موضوع azammahmoud
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط azammahmoud
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
موضوع نویسنده

azammahmoud

سطح
0
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Mar
1,206
6,470
مدال‌ها
1
نام رمان: زندگی لجباز
نام نویسنده: مرام فواضلی
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی، جنایی
عضو گپ نظارت: S.O.W(۱)

خلاصه رمان: زندگی مانند دریاست، روزی آرام، و روزی طوفانی‌ست. روزی موج‌های بزرگ ما را درخودش غرق می‌کند. تلاش می‌کنم غرق نشم. می‌جنگم شاید بازنده من بودم... ولی جنگیدم، جنگیدن را یاد گرفتم... .
(پایان خوش)
 
موضوع نویسنده

azammahmoud

سطح
0
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Mar
1,206
6,470
مدال‌ها
1
jpg-1.jpg


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
نویسنده عزیز ضمن درود و عرض وقت‌بخیری خدمت شما
سپاس‌گذاریم بابت اعتماد شما از نقد آثار خود در انجمن رمان بوک
منتقد رمان شما: @
ஜdelavaஜ
*لطفا تا قبل از قرار‌گیری نقد توسط منتقد در این تایپک چیزی ارسال نکنید!
*همچنین پس از ارسال نقد این تایپک به مدت دو روز باز خواهد بود تا شما نظر خود را نسبت به نقد اعلام نمایید!
*در صورتی که از نقد خود ناراضی بودید یا شکایتی از تالار نقد داشتید، می‌توانید شکایت خود را در تایپک زیر ثبت کنید تا مورد بررسی قرار گیرد!
🔷️تایپک جامع انتقادات، پیشنهادات و شکایات

به امید موفقیت روز افزون شما
مدیریت تالار نقد| @ஜdelavaஜ
 
موضوع نویسنده

azammahmoud

سطح
0
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Mar
1,206
6,470
مدال‌ها
1
به نام نامی یزدان

عنوان رمان: عنوان رمان شما زندگی لجباز بود. نام رمان شما از دو بخش زندگی+لجباز تشکیل شده بود. اندازه عنوان استاندارد بود ولی استفاده از کلمات زندگی و لجباز در ترکیب اسم باعث ایجاد کلیشه‌ی زیادی در عنوان شده بود. نام رمان از کلمات ساده‌ای تشکیل شده بود و همچنین نام رمان کل داستان را لو نداده بود و از این نظر انتخاب مناسبی بود. عنوان ارتباط محسوسی با ژانر اجتماعی داشت اما هیچ ارتباطی با دو ژانر دیگر(عاشقانه و جنایی) نداشت. همچنین عنوان رمان ارتباط محسوسی با بدنه داشت.


ژانرها: شما از سه ژانر اجتماعی، عاشقانه و جنایی در رمانتان نام بردید. ژانر اجتماعی با توجه به اتفاقاتی که برای شخصیت رمان( رها) افتاد و شغل خانواده‌ی او و خلافکار بودنشان به طور محسوس در رمان وجود داشت. رگه‌هایی از ژانر عاشقانه نیز با توجه به احساسات شخصیت رمان (رها) به شخصیت دیگر (سیاوش) وجود داشت اما بسیار کمرنگ بود. بهتر است ژانر عاشقانه را در رمانتان پررنگ‌تر کنید. همچنین ژانر جنایی هم با توجه به خلافکار بودن خانواده رها در رمان وجود داشت. در کل هر سه ژانر به طور محسوس در رمان وجود داشتند و به درستی انتخاب شده‌اند اما بهتر است ژانر عاشقانه را در رمانتان بیشتر کنید.


خلاصه رمان: خلاصه رمان اندازه مناسبی داشت و از کلمات ساده‌ای تشکیل شده بود. خلاصه رمان دور از کلیشه بود با دادن سرنخ‌های کوچک و مبهم به اندازه کافی باعث کنجکاو کردن خواننده میشد. خلاصه با داشتن آرایه‌ی تشبیه و بازی با کلمات موجب جذب خواننده میشد. همچنین خلاصه به طور محسوس با بدنه و ژانر اجتماعی ارتباط داشت اما ژانر عاشقانه و جنایی در آن دیده نمیشد و با این دو ژانر ارتباطی نداشت.


جلد رمان: تصویر جلد ارتباط محسوس و کاملی با ژانر عاشقانه داشت. عکس پسر و دختر در تصویر، نیمکت و رنگ تیره تصویر ارتباط محسوسی با این ژانر‌ داشتند. اما در جلد ارتباطی با دو ژانر جنایی و اجتماعی دیده نمیشد و بیشتر گویای رمانی با ژانر غمگین بود. همچنین فونت استفاده شده برای عنوان رمان در جلد مناسب بود و چینش خوبی داشت. تکست جلد نیز با ژانر اجتماعی ارتباط محسوسی داشت ولی با ژانر جنایی و عاشقانه ارتباطی نداشت. همچنین تکست جلد ارتباط محسوس و کاملی با بدنه رمان داشت.


مقدمه: مقدمه‌ی رمان شما در حد استاندارد بود. مقدمه از کلمات و جملات ساده‌ای تشکیل شده بود و در آن از آرایه تشبیه استفاده شده بود که موجب جذاب‌تر شدن مقدمه شده بود. در مقدمه توصیف خاصی از اشخاص و مکان دیده نمیشد. مقدمه دور از کلیشه بود و با دادن سرنخ‌هایی کوچک و ایجاد ابهامات لازم، خواننده را به خواندن ادامه رمان تشویق می‌‌کند. اما در مقدمه، در جمله‌ی <گودال من تاریکه یا روشن‌ست؟> دوگانگی لحن دیده میشد که موجب کمتر شدن جذابیت ان برای خواننده شده بود. مقدمه ارتباط محسوس و کاملی با ژانر اجتماعی دارد اما ارتباطی با ژانر جنایی و عاشقانه در آن دیده نمی‌شود‌ همچنین ارتباط مقدمه با بدنه بسیار کم‌رنگ و نا‌محسوس بود.


آغاز: آغاز رمان شما با صحنه‌ای شروع شد که دختری به همراه پسری بعد هز مدت‌های از خارج از کشور به ایران و پیش خانواده‌ش برگشته . آغاز رمان به دور از کلیشه بود و به قدر کافی مبهم بود و باعث جذب و کنجکاو شدن خواننده شده بود‌‌. اما در آغاز رمان، توصیف خاصی از مکان، صدا‌ها و آوا‌ها دیده نمیشد. بهتر است برای جذاب تر شدن رمان، در آغاز از توصیفات نیز استفاده کنید‌. آغاز رمان به طور ناگهانی اطلاعات زیادی را به خواننده نمی‌داد و از این نظر نیز انتخاب مناسبی بود.


میانه: میانه‌ی رمان شما با دادن ماموریت به سیاوش، ورود پلیس به داستان، شک کردن رها به سیاوش، فهمیدن خلافکار بودن خانواده‌ی رها توسط رها، همکاری با پلیس و سرد شدن ارتباطش با سیاوش ادامه میابد. فهمیدن خلافکار بودن خانواده‌ی رها توسط رها نقطه اوج داستان بود. همچنین میانه رمان به دور از کلیشه بود و جذب و کنجکاوکنندگی لازم را برای خواننده دارد.


لحن و بافت: لحن رمان شما هم در دیالوگ‌ها و هم در مونولوگ‌ها قالباً ادبی بود ولی این لحن در متن به خوبی رعایت نشده بود که موجب دوگانگی لحن و کم شدن حذابیت و درک داستان برای خواننده شده بود. به طوری‌که به خاطر این دوگانگی در متن، گاهی خواننده رشته‌ی داستان را گم می‌کرد. از این رو بافت رمان یکدست نبود و بهتر است در این باره دقت بیشتری شود.


سیر رمان: سیر رمان متاسفانه سرعت بالایی داشت. اتفاقات همه پشت سر هم می‌افتادند. بازگشت رها و سیاوش، دادن ماموریت به سیاوش، ورود پلیس به داستان، فهمیدن راز خانواده توسط رها، همکاری با پلیس و... همگی خیلی سریع اتفاق افتادند و خواننده فرصت هضم و درک اتفاقات را پیدا نمی‌کرد. بهتر است سرعت سیر رمان کمتر شود و به هر اتفاق بیشتر پرداخته شود.


دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها: تناسب بین دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها تقریباً رعایت شده بود ولی گاهاً پارت‌هایی دیده میشد که دیالوگ محور یا مونولوگ محور باشند. متفاوت بودن دیالوگ شخصیت‌ها باهم رعایت شده بود و همچنین دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها اطلاعات کافی را به خواننده می‌دادند. بهتر است از علائم نگارشی مناسب با توجه به نوع بیان و حالت جمله استفاده شود. همچنین بهتر است که توصیفات در دیالوگ‌ها انجام شود.


شخصیت پردازی: شخصیت پردازی شما کلیشه‌ای و مستقیم و همین‌طور بسیار بسیار کم بود. بهتر است توصیفات خود را غیر مستقیم انجام دهید تا شخصیت‌ها آرام آرام و در طول داستان شناخته شوند و از توصیف ناگهانی و مستقیم خودداری شود. همچنین صفات اخلاقی شخصیت‌ها با یکدیگر تناسب داشت. اما متاسفانه توصیف شخصیت‌ها بسیار کم بود در مورد برخی شخصیت‌ها اصلا وجود نداشت. به طوری که خواننده هیچ تصوری از چهره برخی شخصیت‌ها نداشت. بهتر است برای درک و فهم بیشتر رمان، توصیف بیشتری برای شخصیت‌های رمان داشته باشید.

توصیف مکان: توصیف مکان مستقیم بود و بسیار کم بود. بهتر است برای هر مکان توصیف بیشتری انجام شود تا درک و تصور موقعیت برای خواننده راحت تر شود.


صداها و آواها: توصیف صدا و آوا در متن شما بسیار کم بود‌. بهتر است برای انتقال و درک بهتر فضا برای خواننده، توصیف بیشتری درباره‌ی صداها و آواهای اشخاص و محیط داشته باشید. برای مثال تن صدای شخصیت‌ها مثل بم، زیر و ... . و همین‌طور آواهای موجود در محیط مثل خش‌خش برگ‌ها، صدای پرندگان و... . همین‌طور جهت صدا‌ و آوا‌ها مثل پشت‌سر، جلو، کنار و... . یا حالت صدا مثل ترسیده، متعجب، خوشحال و... .



احساسات: توصیف احساسات شخصیت‌ها در رمان بسیار کم بود و گاهی اصلا وجود نداشت. بهتر است برای هضم و درک بهتر هر شخصیت توصیف بیشتری درباره‌ی احساسات آن شخصیت انجام دهید.



زاویه دید: زاویه‌ دید در رمان بسیار زیاد و بدون دلیل عوض شده بود و تقریبا از زبان اکثر شخصیت‌ها گفته شده بود که گاهاً این تغییر زاویه دید بی‌مورد بود نیازی نبود که موجب گیج شدن خواننده شده بود. بهتر است زاویه دید را تند‌ تند و بی‌دلیل عوض نکنید.

کشمکش و تعلیق: کشمکش‌‌های درونی و بیرونی افراد در رمانتان محسوس بود. کشمکش‌های درونی مثل فکر‌ها و احساسات مختلف شخصیت اصلی(رها) و کشمکش‌های بیرونی مثل حمل محموله‌ها و ماموریت پلیس کاملا محسوس و قابل درک بود. همچنین دلیل نفرت و انتقا‌جویی امیر علی از خانواده رها تعلیق مناسب و کنجکاو کننده‌ای برای داستان بود.



ایده و پیرنگ: پیرنگ داستان درباره‌ی دختر یک خانواده‌ی خلافکار است که برای نابودی باند خلافکاری خانواده‌ش با پلیس همکاری می‌کند. ایده کلیشه‌ای بود و پردازش تند و ایرادات گفته شده موجب ضعیف شدن پردازش رمان شده بود. در کل رمان دارای ایده کلیشه‌ای و پردازش ضعیفی بود.



ایرادات نگارشی: ایرادات نگارشی و املایی در رمان کم بود و در این زمینه دقت کافی شده بود. اما ایراد زیادی در نیم فاصله‌ها بود. بهتر است در گذاشتن نیم‌فاصله‌ها بیشتر دقت شود.


باور پذیری: رمان شما از نظر باور پذیری در سطح پایینی قرار داشت. برای مثال امکان ندارد دختری حتی با وجود خلافکار بودن خانواده‌ش انقدر سریع راضی به همکاری با پلیس برای دستگیری آن‌ها شود. یا این‌قدر سریع نسبت به کسی که ادعای عاشقی آن را داشت دل‌سرد شود.


سخن آخر: پیشرفت‌های بزرگ، حاصل تلاش‌های کوچک است. امیدوارم این نقد برایتان مفید بوده‌ باشد. از خواندن رمان زیبایتان لذت بردم.
 
  • گل
واکنش‌ها[ی پسندها]: MARYM.F
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا پایین