جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

نقد شورا نقد شورا | بزرگ‌زاده‌ی متواری

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته نقد شورا توسط Kosarvalipour با نام نقد شورا | بزرگ‌زاده‌ی متواری ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 237 بازدید, 2 پاسخ و 2 بار واکنش داشته است
نام دسته نقد شورا
نام موضوع نقد شورا | بزرگ‌زاده‌ی متواری
نویسنده موضوع Kosarvalipour
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط آوا...
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
موضوع نویسنده

Kosarvalipour

سطح
1
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Feb
4,148
9,255
مدال‌ها
4
نام رمان: بزرگ‌زاده‌ی متواری(فصل دوم زیبای سلطنتی)

نام نویسنده: ماها کیازاده [pen lady]

ژانر: عاشقانه، تاریخی، درام

عضو گپ نظارت(۲) S.O.W

خلاصه:
عشق شاهدخت به او لحظه به لحظه بیشتر می‌شد، دلداده‌تر می‌شد؛ اما زندگی ورق جدیدش را نمایان کرد و فاصله‌ای طولانی بین آن‌ها انداخت. سرانجام زمانی که شعله‌های عشق‌ پدرام قصر را می‌سوزاند، زمانی که کلمه‌ی متواری کنار اسم شاهدخت قرار گرفت زمانی که عشقی جدیدی در قلب کوچک قُل شاهدخت شکوفه زد او... .
 
موضوع نویسنده

Kosarvalipour

سطح
1
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Feb
4,148
9,255
مدال‌ها
4
IMG_۲۰۲۳۰۹۱۰_۱۹۵۴۰۸ (2) (1) (1) (1).jpg
بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحیم

نویسنده عزیز ضمن درود و عرض وقت‌بخیری خدمت شما: @pen lady

سپاس‌گذاریم بابت اعتماد شما از نقد آثار خود در انجمن رمان بوک

منتقد رمان شما: @آوا...

*لطفا تا قبل از قرار‌گیری نقد توسط منتقد در این تایپک چیزی ارسال نکنید!

*همچنین پس از ارسال نقد این تاپیک به مدت دو روز باز خواهد بود تا شما نظر خود را نسبت به نقد اعلام نمایید!

*در صورتی که از نقد خود ناراضی بودید یا شکایتی از تالار نقد داشتید، می‌توانید شکایت خود را در تاپیک زیر ثبت کنید تا مورد بررسی قرار گیرد!
🔷️تایپک جامع انتقادات، پیشنهادات و شکایات

به امید موفقیت روز افزون شما
|کادر مدیریت تالار نقد|
 

آوا...

سطح
3
 
کاربر محروم شده
کاربر محروم شده
Nov
1,139
4,717
مدال‌ها
8
به نام سر آغاز آنچه که کلمات را به هم پیوسته دلنشین‌ترین متن کرده.

نقد رمان بزرگ‌زاده‌ی متواری🌱📕

*عنوان رمان
عنوان رمان از سه واژه بزرگ و زاده و متواری تشکیل شده که از نظر حجم مناسب است و خودِ کلمه‌ی بزرگ‌زاده به عنوان کلمه‌ی کاملی معنی می‌دهد.
کلمه متواری دارای بیست درصد کلیشه است و با این حال دو واژه بزرگ‌زاده‌ی متواری در کنار هم ترکیبی ساخته که می‌تواند تا حد مناسبی برای خواننده جذاب باشد.
نام رمان به عنوان فصل دوم رمان زیبای سلطنتی انتخاب شده و از این جهت که نویسنده برای فصل دوم عنوان جدیدی را برگزیده می‌توان این عمل را خلاقانه دانست.
عنوان با ژانر تاریخی، مقدمه، خلاصه و تا حدود کمی با جلد هم‌خوانی کافی را دارد.


*ژانر‌های رمان
ژانر‌های انتخابی داستان از عاشقانه و تاریخی تشکیل شده است که با توجه به خلاصه و مقدمه و همچنین آغاز رمان، ژانرهای انتخابی به درستی جایگزین شده‌اند و از این بابت خورده‌ای به نویسنده گرفته نمی‌شود.
اما با توجه به اوایل و همچنین میانه‌ی داستان و روند رمان، و همچنین نقاط اوجی که خواننده را با خود همراه می‌ساخت، بهتر است نویسنده ژانر درام را به عنوان ژانر سوم قرار دهد.
ژانر تاریخی و همچنین عاشقانه به خوبی در خلاصه و مقدمه دیده می‌شود و خبر از عشقی بین ارباب و رعیت را به خواننده می‌دهد که در کنار کلیشه‌‌ی متوسطی که در این بین به همراه دارد می‌تواند برای خواننده جذاب باشد.


*جلد رمان
اولین چیزی که در این مورد یعنی همان جلد رمان مورد توجه‌ی خواننده قرار می‌گیرد عنوان است که در این‌جا شاهد گرافیک درهم و بسیار سخت خوانی از عنوان خواهیم شد.
تصویر دختر و پسری در جاده‌ای طولانی خبر از متواری و همان بخش هم‌خوان جلد با عنوان است که از این بابت مشکلی نیست.
اما بهتر است گرافیک عنوان که تاثیر و جلوه‌ی زیادی برای خواننده دارد کمی قابل خواندن و واضح‌تر باشد، البته که به زیبایی و کار خوب طراح خورده‌ای گرفته نمی‌شود و با کمی ویرایش و تغییر قابل حل است.
جلد با ژانر تاریخی رمان هیچ ارتباطی ندارد و چه بسا حسی از تصویری فانتزی و جدیدی را به خواننده القا می‌کند.


*خلاصه رمان
می‌توان گفت که خلاصه‌ی رمان، تقریباً اندازه‌‌ای استاندارد داشت. خلاصه با جمله بندی زیبایی به قلم کشیده شد و خواننده را با تعریف‌های زیبایی به خواندن داستان عاشقانه‌ای از بزرگ‌زاده یا همان ارباب و رعیت تشویق می‌کرد و با عنوان تا حدود زیادی ارتباط داشت و خوش بختانه از اضافه گویی در خلاصه و لو دادن داستان پرهیز شده بود.
به فصل اول رمان اشاره‌ای آنچنان واضح نشده بود با این حال جذابیت کافی را برای خواننده و شروع داستان داشت.


*مقدمه رمان
در مقدمه باید از کلماتی مناسب. در این حال درصد کم کلیشه استفاده کرد تا خواننده را جذب کنند. و این نکته به خوبی رعایت شده بود.
متنی ادبی‌ست که توسط خود نویسنده نوشته شده، جذابیت مناسب و بالایی برای جذب خواننده دارد و همچنین اندازه‌ای استاندارد داشت.
مقدمه هم باید بین سه تا نه خط باشد. مقدمه تا حد بسیار کمی با ژانر تاریخی و تا حد بسیار زیادی با ژانر عاشقانه ارتباط دارد. با تصویر جلد ( از لحاظ دو نفره بودن)، آغاز و میانه و عنوان رمان هم هم‌خوانی خوبی دارد.


*آغاز رمان
از توصیفات و جملات خلاقانه‌ای استفاده شده بود؛ مثل)
( امواج چشمه جسمش را به درون خود فرو برده و راه تنفسش را بستند) و ( به فاصله‌ی کم‌شان، به دستان ورزیده‌ای که او را به خود می‌فشرد، به تیله‌گان آبیش که دو‌دو می‌زد و به لبانی که اسم گلرخ از آن جاری می‌شد.) و ( آبتین نگاهی به سیمای چشم آهویی کرد، به چشمان خمارش که بیان‌گر خستگیش بوده ، به امواج موهای بلندش که پریشان شده بود. شاهدخت وقتی نگاه خیره او را دید رنگ باخت)
نویسنده به خوبی از پس توضیحات و پیش بردن آغاز رمان با جمله بندی درست و خلاق و از طرفی روند عاشقانه‌‌ی رمان که از بابت فرار ارباب و رعیت و باهم بودن جذاب می‌نمود، بر آمده بود.
توصیفات غیرمستقیم تقریباً حرفه‌ای به کار گرفته شده بود. و همچنین توصیف آوا و مکان به کیفیت بالای قلم نویسنده افزوده بود.



*میانه رمان
سرعت را در پرداختن و رد شدن از لحظات و نقطه اوج‌های تاریخی و عاشقانه رعایت کردن به خصوص در میانه رمان بسیار مهم است و خوشبختانه نویسنده این موضوع را جدی گرفته ‌است و اضافه گویی در میانه دیده نمی‌شد و این موجب خوش خلقی خواننده می‌شود.
همچنین با لمس عاشقانه‌ای از شخصیت‌های اصلی و شخصیت پردازی آبتین و قلم خوب نویسنده، خواننده احساس همزاد پنداری با شخصیت داستان می‌کند.
نویسنده با رعایت علائم نگارشی از پرش زمانی بی‌هدف و گیج شدن خواننده جلوگیری کرده است و روند رمان متعادل پیش می‌رود؛ حوادث و اتفاقات به درستی و به موقع رخ می‌دهند و این جذابیت داستان را برای خواننده بیشتر می‌کند. نویسنده با قلم روانش به خوبی از پس نگارش وقایعی با ژانر تاریخی و عاشقانه برآمده است. همچنین سیر داستان از کلیشه به طور است، برعکس ایده‌‌ی کلی که قبل‌تر هم گفتم با کلیشه همراه است.


*لحن و بافت رمان
رعایت لحن و بافت رمان در تمامی پارت‌ها دیده میشد.
مونولوگ‌ها ادبی و دیالوگ‌ها هم ادبی هستند و این در همه جای متن داستان رعایت شده است. بین دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها تناسب خوبی وجود دارد.
حوصله سر نبوده و دیالوگ‌ها هم تاکید و هیجان کافی را برای باور پذیری خواننده آن هم در یک داستان تاریخی را به همراه داشتند.
مثل) (آبتین بی‌توجه به کنجکاوی او دستان بنفش دخترک را به روی لباس کرمی‌رنگش مالید و بعد از اتمام کارش لبخندی حرصی زد و گفت:
- بفرمایید شاهدخت.
گلرخ که به خودش آمده بود با دهانی که همچو دهان ماهی باز و بسته می‌شد و چشمانی که احساس می‌کرد قصد بیرون آمدن از جایشان را دارند نگاهی به دستانش سپس پیراهن رنگی شده‌ی آبتین کرد. با ناراحتی نالید:
- چرا این کار رو کردید حالا از کجا می‌خواید لباس بیارید‌؟
مرد شانه‌ایی بالا انداخت و به راهش ادامه داد:
-‌ می‌شورمش.
گلرخ به دنبالش رفت و با تعجب گفت:
چی‌‌؟ می‌خوای لباست رو بشوری؟ تو‌؟
آبتین آبی دریایش را به سمت او سوق داد با صدای بمش گفت:
- معلومه، این‌جا که بهنوش نیست... .) ( دارا بودن تاکید و جذابیت کافی✅)


*سیر رمان
به عنوان یک داستان عاشقانه و تاریخی می‌توان گفت که سیر رمان، متعادل بوده و خواننده به خوبی با شخصیت همراه شده و با نقطه اوج‌های مناسب و به جایی که نویسنده به قلم کشیده است، خواننده هم همزاد پنداری کرده و با هیجانات رمان همراه می‌شود.
همچنین توصیف حالات شخصیت‌ها هم در این مورد بی‌تاثیر نبوده است و به خوبی به آوا‌ها پرداخته شده است.


*دیالوگ و مونولوگ‌های رمان
با رعایت علائم نگارشی و جای‌گذاری آن‌ها به درستی در دیالوگ‌ها‌ی ادبی و مونولوگ‌های ادبی داستان، سطح کیفیت قلم بالا رفته است.
دیالوگ‌ها به جا گفته شده و هر کدام با معنا و و مفهومی‌ست و اضافه گویی نشده است و تناسب خوبی دارند.


*شخصیت پردازی
شخصیت‌های اصلی رمان و مونولوگ‌های گفته شده همگی برای خواننده جذب کافی را به همراه داشته است‌.
خوشبختانه نویسنده با توصیف به جا و به موقع و همچنین به دور از کلیشه در مورد شخصیت‌ها به زیبایی به شخصیت پردازی پرداخته است و خواننده می‌تواند به راحتی در ذهن فضا و حتی خورده شخصیت‌های اصلی رمان را تصور کن .
توصیف شخصیت‌ شامل شخصیت پردازی درونی یا رفتاری و همچنین بیرونی و ظاهری کم و بیش صورت گرفته است.
مثل) (زمانی که شب قبل با شاهدخت چشم آهویی تنها در چشمه ) یا (جوانی بسیار زیبارو که غرور از چشمانش سرازیر بود. پسر دستان قفل شده‌اش را باز کرد و به سمتش قدم برداشت،)
بهتر است توصیفات شخصیت‌های بیرونی را برای دیگر شخصیت‌ها هم به همین قوت در پیش بگیرند تا به کیفیت قلم و شخصیت‌ پردازی‌های رمان افزوده شود.
همان‌طور که خواننده به راحتی با گلرخ و آبتین داستان حتی پیرزن پست ۵۷ ارتباط برقرار می‌کند، نشان از شخصیت پردازی خوب و قلم سطح بالای نویسنده را دارد.


*کشمکش و تعلیق رمان
و اما نکته‌ی بسیار مهمی که در رمان‌های عاشقانه و چه بسا تاریخی هم بسیار مورد نقد قرار می‌گیرد همان تعلیق و کشمش‌ها هستند.
داستان اوج و فرود مناسبی دارد و همان‌طور که قبل‌تر گفتم نقطه‌ اوج‌های به جا و درستی نوشته شده است هرچند که می‌تواند بیشتر و خلاق‌تر هم باشد.
کشمکش و تعلیق بیرونی به خوبی در سیر داستان اتفاق افتاده است. و همین اتفاقات و ماجراهایی که برای شخصیت‌های رمان پیش می‌آید، خواننده را برای خواندن ادامه رمان تشویق می‌کند. البته که کار کردن در نقاطی از کشمش‌ها باعث بهتر شدن و باور پذیری بیشتری می‌شود.
مثل ) در این قسمت از رمان نقطه اوجی را مشاهده می‌کنیم که بهتر است روی توصیفات آوا و مکان بیشتر کار شود به خصوص اینکه اعتراف و بخش مهمی از عاشقانه‌‌ی داستان را به همراه دارد.
(او ترسیده بود که قبل گفتن سخنانش شاهدخت برود! قبل از رسیدن پیش برادرش، قبل دیدن دو قلوهای هنگامه ترکشان کند. چشمانش می‌سوخت و تار می‌دید؛ انگار که دیگر نمی توانست خود را کنترل کند و اشک در دیدگانش موج گرفته بود. صدای پیرزن را که هراسان از خانه‌اش بیرون آمده و فریاد می‌زد، نوای گوشش شد:
- برید طبیب رو بیارید سریع برید!
روی زانوهایش افتاد و به نقطه‌ای از زمین خیره شد چهره‌ی گلرخ جلوی‌ چشمانش جان گرفت دختری که با گیجی و رنگ پریدگی زمزمه کرد:
- عاشقش شده‌!
آبتین نالید:
- عاشقش شده... عاشقش شده... عاشقش شده... .
فریاد زد:
- احمق عاشقت شدم... عاشقت شدم... .)



کشمکش درونی با توجه به مونولوگ‌های داستان، خواننده با شخصیت و کشمکش‌هایش همراه میشد و از این نظر نویسنده نکات را به خوبی رعایت کرده بود. در کل کشمکش درونی و همچنین تعلیق هم در داستان وجود دارد و شخصیت‌های اصلی، مدام در افکارشان با اتفاقاتی که رخ می‌دهد، با دیده‌ها و شنیده‌هایشان درگیر می‌شوند. تعلیق، اولین دلیلی است که ما یک داستان را دنبال می کنیم و به نحوی جذبش می‌شویم. اولین چیزی که یک ذهن خواننده را به حرکت و خواندن ادامه‌ی داستان مجبور می‌کند، محرک‌هایی است که از محیط می‌گیرد. این که چه طور دفاع کند، چه طور حس کند، چه طور خودش را نجات بدهد و چه طور برای این محرک، جوابی پیدا کند، تعلیق در اوایل آغاز رمان و همچنین خلاصه و تا حدودی مقدمه دیده می‌شود.


*توصیف مکان
می‌توان گفت به طور سطح بالایی و تا حدودی حرفه‌ای در اوایل و میانه‌ی رمان به کار گرفته شده بود و این برای نویسنده‌ی نو قلم و تازه وارد بسیار مورد تحسین و تشویق است.
در این میان توصیف‌ صدا و آواها نسبتاً خوب بود. و پیشنهاد می‌شود؛ همان‌طور که نویسنده‌ در اوایل داستان فضا سازی را به خوبی رعایت کرده است در اخر هم این نکته را در نظر بگیرد.
خواننده باید جدا از همزاد پنداری و تصور شخصیت‌های رمان، بتواند خودش را در گیر و بم داستان و مکان‌های به قلم کشیده ببیند؛ به طوری که اگر در جایی از رمان به صدای پرندگان اشاره شده باشد، خواننده هم با شخصیت داستان صداها را بشنود و هیجاناتشان یکسان شود.
به نظر من منتقد در پست‌های آخری که نوشته شده نسبت به توصیف آواها و مکان کمی کوتاهی شده و پیشنهاد می‌شود نویسنده‌ی عزیز این بخش‌ها را ویرایش کند تا قلم زیبایش مثل اوایل و میانه‌ی رمان به فوت خود باقی بماند.


*توصیف احساسات
توصیف احساسات خوب به کار گرفته شده بود و به نظرم نیمی از پرداختن به شخصیت‌های رمان و داستان، همین توصیف حالات و احساسات است که نویسنده به خوبی رعایت کرده بود.
بهتر و بیشتر از توصیفات دیگر در متن داستان دیده میشد و این مسئله باز هم به نظر منِ منتقد بسیار مهم است که خواننده بتواند با روحیات و احساسات عوامل و شخصیت‌های رمان ارتباط بگیرد و همزاد پنداری کند و چه بسا در جایی از رمان با شخصیت رمان مثل آبتین، حس کنجکاوی و خوشحالی و غم در خواننده هم بیدار شود و حسی همچون کافی نبودن رعیتی در مقابل بالا مقامی منتقل شود.
پیشنهاد می‌شود تا آخر رمان، نویسنده از توصیف احساسات شخصیت‌ها جا نماند و حتماً حرفه‌ای به قلم کشیده شود تا ذوق و شوق و همچنین همزاد پنداری خواننده را همراه داشته باشد.


*زاویه دید رمان
از دید سوم شخص تعریف و گفته می‌شد و خوش‌بختانه در تمامی پارت‌ها مونولوگ‌های ادبی به خوبی رعایت شده بود و این در سیر داستان به خوبی رعایت شده است.
دیالوگ‌ها و زبان ادبی که به طوری که در زمان قدیم بین شخصیت‌ها رد و بدل میشد به جذابیت و کیفیت سطح قلم نویسنده افزوده بود.


*ایده و پیرینگ رمان
کلیت رمان، ایده‌ای عاشقانه را به همراه دارد. ( که البته ادامه‌ای از داستانی کامل شده و فصل جدیدی را تعریف می‌کند)
داستانی درباره‌ی بزرگ‌زاده ای که عاشق آبتین قصه می‌شود و چه بسا رفتن های این دو و اتفاقاتی که در آینده برای این دو عاشق آن هم در زمان‌های دور رقم می‌خورد باعث جذب خوانندگان علاقمند به داستان و رمان‌های تاریخی می‌شود و آن‌ها را به خوبی با خود همراه می‌سازد.


*ایرادات نگارشی رمان
خلاصه و مقدمه و همچنین میانه و اوباش رمان ایرادات و اشتباه نگارشی به چشم نمی‌خورد جز ده پارت‌ آخری که نویسنده به اشتراک گذاشته است.
یک قلم با کیفیت و سطح بالا باید از ایرادات نگارشی تهی باشد و بنده به عنوان منتقد از نویسنده‌ی عزیز خواهش می‌کنم به این نکات دقت کافی را داشته باشد و در این مورد از تایپ رمان کمال گرا بودن را در پیش بگیرد.
*با شنیدن سخنش شاهدخت حیران ماند:
*سخن
نمی توانست
*نمی‌توانست
می‌زد
*میزد ( کلمات چهار حرفی که با « می » شروع می‌شوند نیاز به رعایت نیم فاصله ندارند)
می‌شد
*میشد
علاقه‌ایی
*علاقه‌ای
می‌گه
*میگه
بزاره
*بذاره ( زار در واقع از زاری میاد)
وحشت‌ناک
*وحشتناک
بزار
*بذار
چی‌کار
*چیکار
چه‌طور
*چه طور


*نقاط ضعف رمان
جلد( خوانا نبودن عنوان)، ژانر ( درام اضافه شود)، ایرادات نگارشی ک و بیش در پارت‌های آخر ( کم بودند اما بالاخره برای کیفیت قلم بالای شما بهتر است تمام جوانب رو در نظر بگیرید)


*نقاط قوت
اغازین، خلاصه، میانه، توصیف مکان و توصیف آواها، همچنین تا حدود زیادی شخصیت پردازی و تعلیق و همچنین عنوان.


سخن منتقد:
نویسنده عزیز به یاد داشته باشید که هیچ مشکل و رنجی بزرگ‌تر از نهفته نگه داشتن یک داستان ناگفته در درون خود نیست." پس هرطور شده به نوشتن ادامه دهید و قلم در دست بچرخانید برای نوشته‌های آینده.
پیشنهاد‌ها و بیان ایرادات ریز شما تنها برای پرتاب به سکوی بالا‌تر است برای پیشرفت و نه هیچ چیز دیگر.
رمان بزرگ‌زاده‌ی متواری چشم‌نواز با محتوای زیبایی‌ست؛ امیدوارم تا اخر ادامه بدید :)❤️🦋
موفق باشید :)
قلمت مانا🌹
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا پایین