عنوان رمان: حس+رویایی
عنوان رمان: عنوان رمان از دو بخش تشکیل شده است و از دو نوع واژه استاندارد است اما ۷۰درصد کلیشهای است.
حس ۵۰درصد دارای کلیشه و رویایی ۲۰درصد دارای کلیشه است اما نیاز نیست که عنوان را تغییر دهید. همچنین عنوان با ژانر عاشقانه مرتبط است اما با ژانر درام و جنایی خیر، مرتبط نیست. عنوان با بدنه مرتبط است.
ژانرها: ژانرهای انتخابی عاشقانه، جنایی، درام است ولی در آغاز تا اواخر رمان هیچ عاشقانهای وجود نداشت اما نویسنده میتوانست در رمان عشق میانِ آنا و آرتا را به تصویر بکشد و یا جوری شخصیت پردازی و احساسات را بیان کند تا خواننده تا حدی متوجه شود که عاشقانهای پنهانی یا آشکار میان آنا و آرتا وجود دارد یا در ادامهی رمان این اتفاق خوب و عاشقانه رخ خواهد داد. در رمان هیچ متن غمانگیزی یا شوخ طبعی به کار و نوشته نشده بود که نویسنده بتواند برای رمان خود از ژانر درام استفاده کند. البته ناگفته نماند که آغاز و تا اواخر رمان از ماموریت و پلیس مخفی که نقش دختر یک خلافکار را بازی میکرد به تصویر کشیده شده اما از ژانر (پلیسی) استفاده نشده است. حتی در زمان گذشته و حال هیچ کشت و کشتاری در رمان به بند کشیده نشده است پس باید ژانر درام+عاشقانه+ جنایی_ حذف شود. نویسندهی عزیز چنان چه میخواهید با این ژانرهای انتخابی خود رمان را ادامه دهید پیشنهاد میشود چند اتفاق عاشقانه و یک کشت و کشتار و قتل به رمانتان اضاف کنید. و برای بهتر شدن رمان از ژانر(عاشقانه، جنایی، پلیسی) استفاده کنید.
خلاصه: خلاصه اندازهی مناسبی دارد و میتوان گفت که شش خط است، اما خلاصه تمام سیر اتفاقات رمان را آشکار میکند و به خوبی به خواننده لو و انتقال میدهد، پس پیشنهاد میشود که خلاصهی رمان را ویرایش کنید و از کلمات دیگری استفاده و با سایر کلمات بازی کنید.
جلد: جلد تصویر عاشقانه را به بند میکشد اما در عین حال در رمان هیچ عاشقانهای وجود نداشته است پس، زمانی که ژانرها را تغییر دهید جلد انتخابی و طرح آن درست است اما باز هم با این وجود تصویر جلدی را انتخاب کنید که با ژانرهای انتخابی هماهنگی داشته باشد. بهتر است جلد را تغییر دهید که هم عاشقانه و هم جنایی و پلیسی باشد. در ادامه فونت و چینش با جلد رمان ارتباط دارد و به درستی انتخاب شده است. و رمان روی جلد با بدنه و عنوان و ساختار داستان در ارتباط است.
مقدمه: رمان دارای مقدمهی مناسب و زیبایی است ولی با ژانرهای انتخابی مرتبط نبود و فقط به ژانر عاشقانه ربط پیدا میکرد اما با ژانر جنایی و درام هیچ ارتباط معنایی نداشت. و همانطور که در قسمت خلاصه گفته شد سیر اتفاقات رمان را آشکار و به خواننده لو میدهد. همچنین در آغاز رمان دارای توصیفات مکان، آواها و صداها بوده به همینخاطر توصیه و پیشنهاد میشود مقدمه را طوری بنویسید که با ژانرها ارتباط معنایی و ربط داشته باشد تا مقدمه زیباتر شود.
آغاز رمان: آغاز رمان دارای کلیشهی زیادی است و با ژانرها مرتبط نیست. آغاز رمان اینطور بود که جناب سرگرد به آنا میگوید که باید برای یک ماموریت به ایران برود و در رابطه با فوت مادرش با آندرا به صحبت میپردازد و بعد از آن سوار ماشینش میشود و به خانهاش باز میگردد و بعد از گذشت چند ساعت تصمیم میگیرد اقدامات لازم را برای اعزام شدن به ایران انجام دهد. و بعد از اینکه به ایران اعزام میشود برای او میهمانی میگیرند که در آن میهمانی شخصهای مهمی دعوت شده بودهاند.
آنا در میهمانی دختری به نام کلارا که دو سال پیش توسط پدرش برای ماموریت به ایران اعزام شده بود را میبیند و سعی میکند که اول جان او را نجات دهد و بعد از به اتمام رساندن ماموریت و پیروزی و موفقیتش به کشور خود بازگردد. در ادامه به علت اینکه آغاز دارای کلمات کلیشهای است خواننده را کنجکاو نمیکند و خواننده را وادار به خواندن ادامهی داستان نمیکند.
میانه: میانه دارای کلیشهی زیادی است و اطلاعات را به صورت آرامآرام به خواننده منتقل نمیکند، پرشها به گذشته و حال مناسب است و باعث پیچیدگی رمان و گیجی خواننده نمیشود ولی ماموریت و پلیس مخفی بودن و برای ماموریت به ایران اعزام شدن دارای کلیشه است.
لحن و بافت: لحن دیالوگها هم ادبی و هم محاورهای است و گاه تغییر لحن و بافت داده است و دیالوگها و مونولوگها به صورت ادبی و محاورهای نوشته شده است.
نقطه اوج: نقطهی اوج میتوان به آنجا که آنا خود را به جای دختر سهراب (سارا) جا زده است و به عنوان دختر سهراب نقش بازی میکند ولی در عین حال هویت اصلی او یک مامور مخفی و پلیس است که نام اصلی او آناست، پیدا کردن گوشیای که در حیاط پشتی عمارت در چالهای بوده است که تمام اطلاعات سهراب در آن نهفته شده است، رو شدن حقیقت که کلارا همسر سهراب است و...
سیر رمان: سیر رمان و اتفاقات پشت سر هم و پی در پی رخ داده است و همین امر باعث میشود تا خواننده جذب رمان نشود پس پیشنهاد میشود رمان در اسرع وقت ویرایش شود و اتفاقات به آرامی و سرعت کم رخ دهد.
اتفاقات پی در پی و پشت سر هم باعث میشود خواننده خسته شود. زیرا بعضی از اتفاقات با گذشت زمان طولانی و زیادی رخ خواهد داد پس باید اتفاقات کمی دیرتر و آرامتر در رمان رخ دهد.
دیالوگها و مونولوگها: تناسب میان دیالوگها و مونولوگها به خوبی رعایت نشده است و به صورت یکدست و یکنواخت نیست. و پستهای تماماً دیالوگ ادبی یا تماماً مونولوگ ادبی نیست بلکه رمان دارای پستهای دیالوگ و مونولوگ ادبی و محاورهای است. پس پیشنهاد میشود پستهای دیالوگ و مونولوگ برای بار دیگری ویرایش شود.
شخصیت پردازدی: شخصیت پردازی کلیشهای است و به صورت مستقیم ذکر شده و صفات اخلاقی و شخصیتها با هم تناسب ندارند و توصیفات باید آنطور که ذکر شود نشده است. پس پیشنهاد میشود شخصیت پردازی را به صورت غیر مستقیم بیان کنید.
به طور مثال:
●در دو چشمان آغشته به اشکش خیره شدم
●موهای قهوهای رنگش در هوا میرقصید
●در چشمان آبی رنگش که برای من ساحل کوچکی بود خیره ماندم و ... همچنین بهتر است شخصیتها را به آرامی با خواننده آشنا کنید چون وارد کردن سریع و اضاف کردن هر شخصیت بیموقع به رمان باعث گیجی خواننده میشود.
توصیف مکان: توصیف مکان به صورت مستقیم و دارای اندازهی نامناسب است.
توصیف احساسات: احساسات به خوبی ذکر نشده است و از کلمات به اندازهی کافی استفاده نشده است پیشنهاد میشود توصیفات را به خوبی بیان کنید.
زاویه دید: زاویه دید حالت اول شخص و بعد از گذشت آن حالت دوم شخص دارد و حالت سوم شخص هم دارد و میتوان گفت که در رمان حالت زاویهی دید تغییر کرده است و به صورت سه زاویه دید( اول شخص و دوم شخص و سوم شخص) است.
کشمکش و تعلیق: اتفاقات و تعلیق داستان از همان ابتدا و آغاز شروع شده است اینکه آیا آنا برای ماموریت از کشور فعلی خود به ایران اعزام میشود یا خیر آیا سهراب متوجه میشود که آنا دختر او نیست و یک پلیس مخفی است یا خیر آیا آرتا به سهراب که رئیسش است میگوید که او آنا دخترش نیست و دارد نقش دخترش (سارا) را بازی میکند یا خیر.
کشمکش میان یک شخصیت که آنا باشد و میان چند شخصیت دیگر که اطراف آنا میباشد صورت گرفته است. و از نوع بیرونی میباشد. که شامل، کنجکاوی و بحثها و ... میشود.
ایده و پیرنگ: ایده دارای کلیشه است اما نمیتوان گفت که همهی نوشتهها دارای کلیشه است. پس میتوان گفت ایده و پیرنگ از نوع نسبتاً کلیشه و بد است ولی پردازشش تا حدودی خوب است. طبق گفتههای قبل که ذکر کردم ایده کلیشه و تا حدی بد است چون نویسنده ایدهی بد و کلیشه را انتخاب کرده است، و در قسمتهای قبل هم به این گزینهها اشاره کردم. ایدهی کلیشهای باعث میشود خواننده مخاطب و طرفدار رمان نباشد و خواننده خسته شود و باعث ترغیب نشدن خواننده به ادامهی داستان میشود. در حین حال به سبب پردازش خوب نویسنده، کلیشهای بودن ایده و نوشتن رمان.
پس پیشنهاد میشود نویسنده ایدهی خود را کمی تغییر دهد تا درصد کلیشه هم کمتر شود و در نتیجه رمان بهتر میشود.
ایرادات نگارشی: ایرادات نگارشیای بسیار زیادی در رمان دیده میشد. که باید در اسرع وقت رمان از آغاز تا جایی که نوشته شده است ویرایش شود. همچنین املای درست نویسی به درستی نوشته نشده است، نیم فاصلهها و کلمات تنویندار اصلاً ویرایش و رعایت نشده است. پس پیشنهاد میشود باری دیگر نیم فاصلهها را ویرایش کنید و اکنون کلمات را به درستی بنویسید. علائم نگارشی را در دیالوگها و مونولوگها رعایت کنید.
نقاط قوت: جلد و چینش زیبا، شخصیت پردازی خوب، ایدهی نسبتاً خوب ولی باید بیشتر روی ایده کار بشود. اتفاقات هیجان انگیز و خوب، قلم نسبتاً خوب، رعایت کردن بعضی از علائمهای نگارشی و به خوبی با کلمات بازی کردن و توصیف خوب.
نقاط ضعف: ایدهی کلیشهای، پردازش بد، خلاصهای که رمان را به خوبی و کامل به خواننده لو میدهد، آغاز و میانهای که دارای کلیشهای بسیاری است. سیر اتفاقات پشت سر هم و پی در پی، ژانرهای انتخابیِ اشتباه. استفادهی بیش از حد از کلمات فیلترینگ و ۱۸+
سخن آخر منتقد با نویسندهی گرامی و خوش قلم🌹🌹نویسندهی عزیز، استعداد و توانایی خوبی در رابطه با نوشتن رمان دارد ولی با رعایت علائم نگارشی و ایدهی نو و خواندن رمانهای دیگر و بازی کردن با کلمات و پردازش عالی، میتواند در آینده با تلاش و کوشش و در رمانهای دیگرش به نویسندهی خوبی تبدیل شود و انشالله که موفق و سربلند باشید و همیشه در رماننویسی بدرخشید؛ قلم زیبایت ماندگار نویسندهی خوش قلم🌹🌹
@.MANA