به نام حق
نویسنده: حیدر.ر
عنوان:
گذاشتن اسم شخصیت اصلی به عنوان نام رمان و همچنین مطابقت داشتن با ژانر خیلی خوبه و به جذابیت رمان کمک کنه.
ژانر:
ژانر ترسناک طبق داستان میتونه به تنهایی بخش ژانر رو پر کنه و همین کافیه.
خلاصه:
خلاصه در اول خواننده رو تا جایی از رویداد آگاه میکنه ولی گنگ و هنرمندانه هست و انگار دو شخصیت با نام مشابه اما با هویت متفاوت رو به هم وصل میکنه.
مقدمه:
دیالوگ نویسی درون مقدمه میتونه خیلی خوب باشه و حتی این دیالوگ چندین سوال رو درون ذهن به وجود میاره و یکم قابل درک نیست که این اشخاص کی هستند ولی در ادامه داستان جایی برای سوالات باقی نمیمونه، مقدمه با ژانر هم هماهنگ هست.
ایده اصلی رمان:
ایده کاملاً تازه و نو هست که این هیجان کار رو بالا میبره.
شروع:
شروع به دور از کلیشهای و نو که نشون میده قضیه از اینجا شروع میشه و همین باعث میشه خواننده جذب بشه.
میانه:
اینکه معانی کلمات گفته شده خیلی خوبه و خواننده رو نسبت به داستان سرد نمیکنه ولی بهتره تمام کلمات رو در آخر داستان بیارید متوقف کردن داستان نمیتونه وجه خوبی داشته باشه، ادامه ندادن اتفاقهایی که خیلی جالب نیستن به خواننده یادآوری میکنه این یه داستانه و وقت رو طلا دونستید بیهوده چیزی رو توضیح ندادید.
پایان:
در حال تایپ
دیالوگ و منولوگ: در کنار دیالوگهای شخصیت مقابل اسمی ندیدم ولی منولوگ خواننده رو آماده میکرد و کیفیت داستان بالا میمونه، گفتار داستان از ادبی خارج نشده و دیالوگها دقیقا عین یک مکالمه عادی بین افراد هست و باور پذیری پایینی نداره.
پیرنگ داستان:
این یه داستانِ، تقریباً باید رویداد کمی سریع باشه تا وجه رمانی نسازه و هر چیزی طولانی ادامه پیدا نکنه ولی حد وسط رو هم نگه داره که رعایت کردنش درون داستانتون خیلی عالی بود.
جزر و مد رمان:
کشمکش ذهنی درگیریها خاموش بین افراد جزر و مد خوبی رو میسازن.
شخصیت پردازی:
من فقط چهره یک شخص درون ذهنم تجسم شد ولی با بیان کردن حالت همزمان یک وجه کوچک از چهره هم میشد تصور کرد.
فضا سازی:
پرش های زمانی به گفته شدن منطقه خیلی خوب صورت گرفته و به رمان هیجان میبخشه.
حالت رمان:
حالات شخصیت از ترس گرفته تا شجاعت همه هنرمندانه بیان شده بودند.
بافت رمان:
پرش زمانی به موقع رخ داده بود و خواننده رو سردرگم نمیکرد سوالات پیش اومده درون ذهن رو تا جایی بی جواب نذاشته بودید و بافت تمیزی بود.
گفتار رمان:
بافت ادبی برای این ژانر و این ایده میتونه بافت خوبی باشه.
باور پذیری:
مکانهایی که همه وجود دارند دیالوگهای عادی باور پذیری رو بالا میبرن و درون ژانر ترسناک دست شما باز هست فقط باید به کار هیجان ببخشید.
اطلاعات:
بیان کردن منطقه و زمان و سالی که رویداد درون اون رخ داده خیلی خوب بودن.
پروبال داده شدن:
داستان روی یک موضوع متمرکز شده ولی با همین یک موضوع ذهن خواننده به چالش کشیده میشه.
جذابیت داستان:
فضاسازی حرفهای و جدید، چهرهپردازی جدید و دور از کلیشه، دیالوگهای جذاب ساختهی ذهن خودِ نویسنده، اسمهای انتخابی جذاب و جدید، وادار کردن خواننده به خواندن صفحات بعد، استفادهی به جا درست از آرایههای ادبی.
هدف داستان:
هیجان هست و هدف مشخصی نداره و صرفا جهت ارائهی داستان جذاب به خواننده هست ولی هدفها، نصیحتها و پندهای زیادی در داستان نهفته هست.
درست نویسی:
نیمفاصلهها، حشونویسی، تنوین کلمات، تکرار نکردن و نکشیدن کلمات همه این ها به درست نویسی کمک کردند.
قلمتان مانا