(به نام خالق قلم)
نقد داستانک:
عدل و ستیز
عنوان:
عدل و ستیز
عدل و ستیز (عدالت و جنگ) عنوان، کلیشهای و از دو واژه تشکیل شده است و نمیتواند جذب زیادی داشته باشد. عنوان به خوبی میتواند ساختار داستان را نشان دهد. عنوان با ژانر اجتماعی مرتبط است اما با ژانر طنز تلخ مرتبط نیست.
ژانرها:
طنز تلخ، اجتماعی
از دو ژانر استفاده شده است. ژانر اجتماعی با داستان مرتبط است؛ اما ژانر طنز تلخ اصلاً در داستان مشاهده نمیشود؛ و بهتر است نویسنده ژانر یا بدنه را جایگزین کند.
خلاصه:
خلاصه از نظر حجم استاندارد است و با بدنه مطابقت دارد. با ژانر اجتماعی مرتبط است؛ اما با ژانر طنز مرتبط نیست. خلاصه تمام داستان را لو میدهد، و خواننده از همان ابتدا میداند قرار است با چه چیزی در داستان روبرو شود و این باعث پس زدن داستان توسط خواننده میشود.
جلد:
نیمه طوفانی و صاف روی جلد، در ذهن خواننده تصویر خاصی را ایجاد نمیکند. جلد با ژانرها در ارتباط نیست.
دلنوشته روی جلد با بدنه، عنوان و ساختار داستان در ارتباط است.
مقدمه:
میتوان گفت:
مقدمه، مقدمه خوبی است و میتواند خواننده را جذب کند. مقدمه با ژانر اجتماعی و بدنه مطابقت دارد؛ اما با ژانر طنز تلخ مرتبط نیست و بیشتر به ژانر عاشقانه مرتبط است .
آغاز:
آغاز، آغاز خوبی بود. نویسنده از جملات تکراری و کلیشهای استفاده نکرده بود، و این باعث کنجکاوی خواننده برای ادامه داستان میشود. آغاز دارای توصیفات مکان بود، اما از توصیف تن صدا استفاده نشده بود.
میانه:
میانه اطلاعات را به خوبی به خواننده منتقل میکند. میانه با عنوان، ژانر اجتماعی، خلاصه، مقدمه و آغاز مرتبط است و خواننده میتواند به راحتی پایان داستان را درک کند. در داستان باید چگونگی قتل همسر زهره آشکار میشد؛ ولی متأسفانه نویسنده هیچ توصیفی از مرگ همسر زهره نکرده است. بهتر بود نویسنده از شخصیت و دیالوگهای بیشتری در داستان استفاده میکرد.
این داستان دارای دو نقطه اوج بود. اولی زمانی بود که، طلبکار نادر(عباس) به خانه او میرود و باعث مرگ همسر نادر میشود. نقطه اوج دوم زمانی است که، نادر از زندان آزاد میشود، و دخترک معلول خود را در آغوش زهره میبیند.
لحن و بافت:
دیالوگها محاورهای و مونولوگها ادبی است، و این حالت تا آخر داستان حفظ شده است؛ اما متأسفانه دیالوگهای کمی در داستان استفاده شده است.
سیر رمان:
سیر داستان تقریباً متعادل بود. نه آنقدر سریع بود که اتفاقات و شخصیتها تندتند وارد داستان شوند و باعث گیج شدن خواننده شود و نه آنقدر آرام و آهسته بود که خواننده را از ادامه داستان خسته کند.
دیالوگها و مونولوگها:
دیالوگها و مونولوگها رعایت شده است و از محور ادبی بهکار رفته است و تا آخر رمان حفظ شده است. از دیالوگهای بسیار کمی در داستان استفاده شده است و بیشتر توصیفات را در برگرفته است. علائم نگارشی در برخی از پارتها رعایت نشده است. از فعل در برخی از دیالوگها و مونولوگها استفاده نشده است، و از سه نقطه اضافه میان یک کلمه و یک جمله استفاده شده است.
شخصیت پردازی:
شخصیت پردازی بهدور از کلیشه و بهصورت غیر مستقیم انجام شده است، و با صفات و شخصیتها تناسب دارد. میتوان گفت:
یکی از پوئنهای مثبت داستان همین شخصیت پردازی بوده است.
توصیف مکان:
توصیف مکان، غیر مستقیم و دارای اندازه مناسب است.
توصیف احساسات:
توصیف احساسات در داستان، بهصورت غیر مستقیم بیان شده است و خواننده بهخوبی میتواند احساس شخصیت داستان را درک کند.
زاویه دید:
زاویه دید در داستان اول شخص (زهره) بود ولی در چند پارت زاویه دید بهسمت یکی از شخصیتهای دیگر داستان انتقال یافت و این باعث گیجی خواننده ميشود.
کشمکش و تعلیق :
کشمکش و تعلیق در داستان کاملاً رعایت شده است و میتواند خواننده را برای ادامه داستان ترغيب کند. مشغلههای فکری شخصیتهای داستان گاهی بهخوبی و گاهی کمرنگ، دیده میشود.
ایده و پیرنگ:
ایده و پیرنگ که اسکلت و کلیت ساختار داستان بر اثر آن شکل میگیرد و به داستان شاخ و برگ میدهد، در داستان بهخوبی دیده میشود.
ایرادات نگارشی:
ایرادات نگارشی در داستان مشاهده شده و با ویرایش سطحی دیگر وجود نخواهد داشت.
نقاط قوت:
ژانر اجتماعی، مقدمه، آغاز، میانه، لحن و بافت، سیر رمان، دیالوگ و مونولوگها، شخصیت پردازی، توصیف مکان، توصیف احساسات، ایده و پیرنگ.
نقاط ضعف:
عنوان، ژانر طنز تلخ، خلاصه، دیالوگ کم، زاویه دید، ایرادات نگارشی.
سخن آخر منتقد:
نویسنده استعداد و توانایی بسیار زیادی در نوشتن و قلم در دست داشتن را دارد، و با کمی حوصله و تحقیق، و خواندن مطالب مفید میتواند به یکی از بهترین نویسندههای دنیا تبدیل شود.
خسته نباشید.
@Negin jamali