جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

نقد شورا نقد شورا کابوس افعی

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته نقد شورا توسط DELVAN. با نام نقد شورا کابوس افعی ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 451 بازدید, 5 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته نقد شورا
نام موضوع نقد شورا کابوس افعی
نویسنده موضوع DELVAN.
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط سادات.82
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
موضوع نویسنده

DELVAN.

سطح
5
 
ارشد بازنشسته
نویسنده ادبی انجمن
ارشد بازنشسته
نویسنده انجمن
Dec
3,958
24,796
مدال‌ها
6
مجموعه: کابوس افعی
جلد دوم: وحشت در تنهایی
نویسنده: فاطمه السادات هاشمی نسب ( سادات.۸۲ )
ژانر: #فانتزی #ترسناک #عاشقانه #هیجانی #معمایی
عضو گپ نظارت: (S.O.W (8
خلاصه:
الان همه چیز رو می‌دونیم اما انگار هنوز هم حقیقت ماجرا تنها این نیست! پس از سقوط قصر آزتلان و تولد آن آتش سیاه سرنوشت آزتلان تغییر کرد. پرنسس به دنبال راهی برای فرار می‌گردد تا خود را از بار عذاب وجدان آزاد کند. اما این‌بار موجوداتی جدید به دنیا آمده‌اند و این شاید از قدرت تازه متولد شده هایدراست. پرنسسی ورتلس زاده که قدرتی بیشتر از بریل زادگان در اختیار دارد! اما چرا؟ به راستی او کیست؟ اصلاح می‌کنم، بهتر است بپرسیم او واقعا چیست!
 
موضوع نویسنده

DELVAN.

سطح
5
 
ارشد بازنشسته
نویسنده ادبی انجمن
ارشد بازنشسته
نویسنده انجمن
Dec
3,958
24,796
مدال‌ها
6
Negar_۲۰۲۳۰۱۰۴_۱۲۲۱۵۸.png


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

نویسنده عزیز ضمن درود و عرض وقت‌بخیری خدمت شما
سپاس‌گذاریم بابت اعتماد شما از نقد آثار خود در انجمن رمان بوک
منتقد رمان شما: @کهن دل؛
*لطفا تا قبل از قرار‌گیری نقد توسط منتقد در این تایپک چیزی ارسال نکنید!
*همچنین پس از ارسال نقد این تاپیک به مدت دو روز باز خواهد بود تا شما نظر خود را نسبت به نقد اعلام نمایید!
*در صورتی که از نقد خود ناراضی بودید یا شکایتی از تالار نقد داشتید، می‌توانید شکایت خود را در تاپیک زیر ثبت کنید تا مورد بررسی قرار گیرد!
🔷️
تایپک جامع انتقادات، پیشنهادات و شکایات

به امید موفقیت روز افزون شما
مدیریت تالار نقد| @DELVIN.
 
ونلوپه فون شویتز🍫
نویسنده حرفه‌ای
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
کاربر رمان‌بوک
May
2,987
21,634
مدال‌ها
15
و ای خدای نور بزرگ و کرسی بلند.
و ای فرو فرستنده تورات و انجیل و زبور.

عنوان: کابوس افعی
عنوان از دو کلمه تشکیل شده بود. کابوس و افعی در کنار هم به معنی خواب دشمن یا آدمی زورگو خواهد بود.
رمان به دلیل چند جلد بودنش نام دیگری هم داشت.
وحشت+در+تنهایی
نام دوم رمان شما از سه بخش تشکیل شده بود.
کابوس افعی با ژانر ترسناک و هیجانی و معمایی و فانتزی کاملا مطابقت داشت ولی با ژانر عاشقانه فقط کمی هم معنی بود.
همچنین وحشت در تنهایی، با ژانر ترسناک و معمایی و فانتزی و عاشقانه مطابقت داشت و با ژانر دیگر نه.
نام‌ها با بدنه و پیرنگ مشکلی نداشتند و حس معما گونه در ذهن مخاطب ایجاد می‌کردند.

ژانر‌ها:
فانتزی، ترسناک، عاشقانه، معمایی، هیجانی:
به دلیل فضای رمان این ژانرها کاملا مناسب انتخاب شده بود‌ند. بدنه و پیرنگ مشکل خاصی با ژانرها نداشتند.
توضیح دیگری در این باره نیست.

خلاصه:
خلاصه از ده خط تشکیل شده بود حالتی استاندارد داشت.
خلاصه کاملا مناسب یک شروع قصه بود و برای مخاطب تصمیم می‌گرفت که رمان را بخواند یا نخواند. خلاصه بدون ایراد نگارشی، و با ژانرها مطابقت داشت.

مقدمه:
مقدمه از چهارده خط تشکیل شده بود و مانند خلاصه برای مقدمه یک قصه مناسب بود. کار مقدمه این است که قصه را شروع کند.
مثلا در کتاب دختری که ماه را نوشید در اولین صفحه مقدمه‌ای مبهم نوشته شده که مخاطب را کنجکاو می‌کند.
مقدمه شما کاملا قوی، بدون ایراد نگارشی بود و با ژانرها مطابقت داشت.

جلد:
فونت‌ و عکس اژدها در جلد، حس ترس و هیجان و معماگونه به مخاطب القا می‌کرد و به همین دلیل با این دو ژانر ارتباط خوبی داشت و نقش کم‌رنگی از فانتزی بودن جلد را می‌توان دید.
ولی اثری از ژانر عاشقانه در جلد دیده نمی‌شد.
جلد و تکست با نام و پیرنگ رمان مطابقت داشت.

آغاز:
برای درک شروع قصه باید مخاطب جلد قبلی را بخواند.
یک زن یا شاید یک فرد که جنسیتش مشخص نیست، به همراه چند نفر دیگر در یک جنگل ایستاده است و شاید منتظر فردی دیگر یا اتفاق خاصی‌ست.
مخاطب از شروع قصه نتیجه می‌گیرد که جادوگر یا فردی که ماورایی است برای نجات خودش و بقیه به جنگلی رفته و از او می‌خواهند برگردد.
آغاز بدون کلیشه بود و قدری مبهم که مخاطب را وادار به خواندن می‌کرد.

زاویه دید:
زاویه دید در اوایل قصه کمی مبهم بود و گیج کننده. ولی با پردازش خوب توانستید زاویه دید را درست کنید و مخاطب، گیج نشود.
در پارت اول نوشته بودید که زاویه دید سوم شخص است. ولی این‌گونه نبود.
به این متن توجه کنید:
«زاویه دید سوم شخص (Third Person) همون نوشتن از دید دانای کل یا خالق داستانه که به همه اتفاقات داستان و درونیات شخصیت های رمان، آگاهی و تسلط داره. این زاویه دید از ضمیر سوم شخص «او» استفاده میکنه که میتونه داستان رو از دید چند شخصیت مختلف هم روایت کنه.»

ایرادات نگارشی:
ایرادات نگارشی تقریبا زیاد بود.
ان❌
آن✅
می کنم❌
می‌کنم✅

پیرنگ:
داستان در مورد دختری به نام هایدرا بود که از نژاد بریل است اما رنگ جسم اژدهایی او، قرمز نیست. در دنباله جلد اول و سقوط قصر آزتلان پدر و مادرش را از دست میدهد و خودش، به دلیل مشکلات سلطنتی فراری میشود. در همین حین با پزشکی اشنا می‌شود که قدرت فعال شده‌اش رو پیدا می‌کنند و متوجه می‌شوند که اسید خاصیت به شدت مخربی دارد و در واقع هایدرا قوی ترین موجوده، ولی نژاد واقعیش هنوز مشخص نیست. اما مشکل اینجا بود که او با اینکه قدرت زیادی داشت اما نمی توانست آن را کنترل کند و باعث میشد مردم به دلیل اسید بمیرند. حیوونای جهنمی به حومورا می‌آمدند و همش بخاطر اسید بود.
پیرنگ کلیشه‌ای نبود و باعث جذب بیشتر مخاطب میشد.
پیرنگ پردازش خوبی داشت و با ژانرها مطابقت داشت.

احساسات:
مخاطب می‌توانست با یک‌دور خواندن رمان متوجه تیپ شخصیتی و احساسات شخصیت بشود.

فضا سازی:
فضاسازی کاملاً مناسب بود.
اینکه شخصیت کجا ایستاده، قصر چه شکلی‌ست و چه کسی حرف می‌زند.
لباس شخصیت قرمز است یا زرد؟ چشم‌های شخصیت چه شکلی‌است؟
و...

آواها و صداها:
برای اینکه مخاطب تصور کند که در قصر و قصه ایستاده، باید صداها به کمک او بیایند.
زیر بم صدای مردانه و زیر صدای زنانه، صدای ترک خوردن دیوار‌های قصر به هنگام زلزله در پارت‌های اولیه، صدای پرنده‌ها، باد و صدای اطراف و شخصیت‌ها از جلو و پشت سر همه این‌ها به خوبی پردازش شده بود.

سیر:
سیر رمان متوسط بود و اتفاقات پشت سر هم نمی‌افتاد. مخاطب می‌توانست اتفاق قبلی را درک کند و بعد به اتفاق بعدی روی صفحه نگاه کند. تمامی ماجراها با هم ارتباط داشتند و یک‌رمان کامل را تشکیل می‌دادند.

نقاط قوت:
سیر مناسب
عنوان مناسب
جلد
آغاز خوب و بدون کلیشه
زاویه دید تقریبا مثبت
پیرنگ جدید و ایده نوع
میانه عالی
فضا سازی نو
پردازش آواها و صداها
مقدمه و خلاصه مناسب
و...

ضعف‌ها:
نبودن ارتباط میان ژانر عاشقانه و جلد.
ایرادات نگارشی.

سخن آخر:
ز هوشیاران عالم هرکه را دیدم غمی دارد
دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد

@سادات.82
 

سادات.82

سطح
2
 
نویسنده افتخاری انجمن
نویسنده افتخاری انجمن
کاربر ویژه انجمن
May
358
2,053
مدال‌ها
3
و ای خدای نور بزرگ و کرسی بلند.
و ای فرو فرستنده تورات و انجیل و زبور.

عنوان: کابوس افعی
عنوان از دو کلمه تشکیل شده بود. کابوس و افعی در کنار هم به معنی خواب دشمن یا آدمی زورگو خواهد بود.
رمان به دلیل چند جلد بودنش نام دیگری هم داشت.
وحشت+در+تنهایی
نام دوم رمان شما از سه بخش تشکیل شده بود.
کابوس افعی با ژانر ترسناک و هیجانی و معمایی و فانتزی کاملا مطابقت داشت ولی با ژانر عاشقانه فقط کمی هم معنی بود.
همچنین وحشت در تنهایی، با ژانر ترسناک و معمایی و فانتزی و عاشقانه مطابقت داشت و با ژانر دیگر نه.
نام‌ها با بدنه و پیرنگ مشکلی نداشتند و حس معما گونه در ذهن مخاطب ایجاد می‌کردند.

ژانر‌ها:
فانتزی، ترسناک، عاشقانه، معمایی، هیجانی:
به دلیل فضای رمان این ژانرها کاملا مناسب انتخاب شده بود‌ند. بدنه و پیرنگ مشکل خاصی با ژانرها نداشتند.
توضیح دیگری در این باره نیست.

خلاصه:
خلاصه از ده خط تشکیل شده بود حالتی استاندارد داشت.
خلاصه کاملا مناسب یک شروع قصه بود و برای مخاطب تصمیم می‌گرفت که رمان را بخواند یا نخواند. خلاصه بدون ایراد نگارشی، و با ژانرها مطابقت داشت.

مقدمه:
مقدمه از چهارده خط تشکیل شده بود و مانند خلاصه برای مقدمه یک قصه مناسب بود. کار مقدمه این است که قصه را شروع کند.
مثلا در کتاب دختری که ماه را نوشید در اولین صفحه مقدمه‌ای مبهم نوشته شده که مخاطب را کنجکاو می‌کند.
مقدمه شما کاملا قوی، بدون ایراد نگارشی بود و با ژانرها مطابقت داشت.

جلد:
فونت‌ و عکس اژدها در جلد، حس ترس و هیجان و معماگونه به مخاطب القا می‌کرد و به همین دلیل با این دو ژانر ارتباط خوبی داشت و نقش کم‌رنگی از فانتزی بودن جلد را می‌توان دید.
ولی اثری از ژانر عاشقانه در جلد دیده نمی‌شد.
جلد و تکست با نام و پیرنگ رمان مطابقت داشت.

آغاز:
برای درک شروع قصه باید مخاطب جلد قبلی را بخواند.
یک زن یا شاید یک فرد که جنسیتش مشخص نیست، به همراه چند نفر دیگر در یک جنگل ایستاده است و شاید منتظر فردی دیگر یا اتفاق خاصی‌ست.
مخاطب از شروع قصه نتیجه می‌گیرد که جادوگر یا فردی که ماورایی است برای نجات خودش و بقیه به جنگلی رفته و از او می‌خواهند برگردد.
آغاز بدون کلیشه بود و قدری مبهم که مخاطب را وادار به خواندن می‌کرد.

زاویه دید:
زاویه دید در اوایل قصه کمی مبهم بود و گیج کننده. ولی با پردازش خوب توانستید زاویه دید را درست کنید و مخاطب، گیج نشود.
در پارت اول نوشته بودید که زاویه دید سوم شخص است. ولی این‌گونه نبود.
به این متن توجه کنید:
«زاویه دید سوم شخص (Third Person) همون نوشتن از دید دانای کل یا خالق داستانه که به همه اتفاقات داستان و درونیات شخصیت های رمان، آگاهی و تسلط داره. این زاویه دید از ضمیر سوم شخص «او» استفاده میکنه که میتونه داستان رو از دید چند شخصیت مختلف هم روایت کنه.»

ایرادات نگارشی:
ایرادات نگارشی تقریبا زیاد بود.
ان❌
آن✅
می کنم❌
می‌کنم✅

پیرنگ:
داستان در مورد دختری به نام هایدرا بود که از نژاد بریل است اما رنگ جسم اژدهایی او، قرمز نیست. در دنباله جلد اول و سقوط قصر آزتلان پدر و مادرش را از دست میدهد و خودش، به دلیل مشکلات سلطنتی فراری میشود. در همین حین با پزشکی اشنا می‌شود که قدرت فعال شده‌اش رو پیدا می‌کنند و متوجه می‌شوند که اسید خاصیت به شدت مخربی دارد و در واقع هایدرا قوی ترین موجوده، ولی نژاد واقعیش هنوز مشخص نیست. اما مشکل اینجا بود که او با اینکه قدرت زیادی داشت اما نمی توانست آن را کنترل کند و باعث میشد مردم به دلیل اسید بمیرند. حیوونای جهنمی به حومورا می‌آمدند و همش بخاطر اسید بود.
پیرنگ کلیشه‌ای نبود و باعث جذب بیشتر مخاطب میشد.
پیرنگ پردازش خوبی داشت و با ژانرها مطابقت داشت.

احساسات:
مخاطب می‌توانست با یک‌دور خواندن رمان متوجه تیپ شخصیتی و احساسات شخصیت بشود.

فضا سازی:
فضاسازی کاملاً مناسب بود.
اینکه شخصیت کجا ایستاده، قصر چه شکلی‌ست و چه کسی حرف می‌زند.
لباس شخصیت قرمز است یا زرد؟ چشم‌های شخصیت چه شکلی‌است؟
و...

آواها و صداها:
برای اینکه مخاطب تصور کند که در قصر و قصه ایستاده، باید صداها به کمک او بیایند.
زیر بم صدای مردانه و زیر صدای زنانه، صدای ترک خوردن دیوار‌های قصر به هنگام زلزله در پارت‌های اولیه، صدای پرنده‌ها، باد و صدای اطراف و شخصیت‌ها از جلو و پشت سر همه این‌ها به خوبی پردازش شده بود.

سیر:
سیر رمان متوسط بود و اتفاقات پشت سر هم نمی‌افتاد. مخاطب می‌توانست اتفاق قبلی را درک کند و بعد به اتفاق بعدی روی صفحه نگاه کند. تمامی ماجراها با هم ارتباط داشتند و یک‌رمان کامل را تشکیل می‌دادند.

نقاط قوت:
سیر مناسب
عنوان مناسب
جلد
آغاز خوب و بدون کلیشه
زاویه دید تقریبا مثبت
پیرنگ جدید و ایده نوع
میانه عالی
فضا سازی نو
پردازش آواها و صداها
مقدمه و خلاصه مناسب
و...

ضعف‌ها:
نبودن ارتباط میان ژانر عاشقانه و جلد.
ایرادات نگارشی.

سخن آخر:
ز هوشیاران عالم هرکه را دیدم غمی دارد
دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد

@سادات.82
ممنونم بابت زحمتتون، فقط در رابطه با سوم شخص اگر توجه کرده باشید یک سبک اختصاصی و جدید توی رمان و در واقع برای قلم بنده هستش. ترکیب سوم شخص و اول شخص که یعنی راوی یک شخصیت در داستان هستش.
 
ونلوپه فون شویتز🍫
نویسنده حرفه‌ای
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
کاربر رمان‌بوک
May
2,987
21,634
مدال‌ها
15
ممنونم بابت زحمتتون، فقط در رابطه با سوم شخص اگر توجه کرده باشید یک سبک اختصاصی و جدید توی رمان و در واقع برای قلم بنده هستش. ترکیب سوم شخص و اول شخص که یعنی راوی یک شخصیت در داستان هستش.
سلام
می‌تونستید توی پارت اول توضیح بدید تا مخاطب گیج نشه.
به همین دلیل بود که من یه ضعف در نظرش نگرفتم چون با چندبار خوندن فهمیدم زاویه دید چجوریه.
ولی بهتره یه توضیح توی پارت اول باشه.
خسته نباشید
امیدوارم تگ خوبی بگیرید
 

سادات.82

سطح
2
 
نویسنده افتخاری انجمن
نویسنده افتخاری انجمن
کاربر ویژه انجمن
May
358
2,053
مدال‌ها
3
سلام
می‌تونستید توی پارت اول توضیح بدید تا مخاطب گیج نشه.
به همین دلیل بود که من یه ضعف در نظرش نگرفتم چون با چندبار خوندن فهمیدم زاویه دید چجوریه.
ولی بهتره یه توضیح توی پارت اول باشه.
خسته نباشید
امیدوارم تگ خوبی بگیرید
ممنون عزیزم حتما ذکر می کنم💙
صحیح مرسی گل خسته نباشی.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا پایین