جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

روانشناسی خانواده وراثت و خلق و خو

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته روانشناسی توسط اوین با نام وراثت و خلق و خو ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 114 بازدید, 4 پاسخ و 3 بار واکنش داشته است
نام دسته روانشناسی
نام موضوع وراثت و خلق و خو
نویسنده موضوع اوین
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط اوین
موضوع نویسنده

اوین

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
715
8,211
مدال‌ها
2
نگرش و خلق افراد، به‌عنوان جنبه‌های اصلی زندگی روانی، تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله ژنتیک و محیط قرار دارند. ژن‌ها می‌توانند بر گرایش‌های عاطفی، سطح ثبات روانی و میزان حساسیت به استرس یا افسردگی تأثیرگذار باشند. با این حال، این اثرات در تعامل با تجربیات محیطی و شرایط زندگی شکل می‌گیرند و تنوع گسترده‌ای را در ویژگی‌های رفتاری و احساسی ایجاد می‌کنند. مطالعه این موضوع به درک بهتر رابطه‌ی ژن و محیط در شکل‌گیری خلق‌وخو کمک می‌کند.
 
موضوع نویسنده

اوین

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
715
8,211
مدال‌ها
2
ثبات عاطفی

ثبات عاطفی به توانایی فرد برای حفظ ثبات و تعادل اشاره دارد. ثبات عاطفی ارتباط بسیار مستقیمی با سلامت روان دارد. افرادی که دارای ثبات عاطفی بالا هستند عموما شخصیت‌هایی قابل پیش‌بینی دارند. ثبات عاطفی پایین یا روان رنجوری به این معناست که فرد تمایل دارد به‌راحتی احساسات منفی را تجربه کرده و به محرک‌های بیرونی پاسخ مثبت دهد. او از نظر احساسی بسیار واکنش‌پذیر است. این افراد غالباً دچار تزلزل در خلق و رفتارشان می‌شوند و به‌اصطلاح دمدمی‌مزاج هستند. آنها در ارتباطات و تعاملاتشان دچار مشکلات زیادی شده، تنش‌های زیادی را در کار و موقعیت مختلف تجربه می‌کنند و در نهایت سلامت روانشان آسیب می‌بیند. افرادی که با یک عامل خوشحالی در لحظه بسیار خوشحال می‌شوند و بعد از مدتی با یک محرک ناراحت‌کننده خیلی غمگین می‌شوند ثبات عاطفی پایینی دارند. آنها این احساسات را در طول روز ممکن است بارها تجربه کنند. این افراد واکنش احساسی به رویدادهایی خواهند داشت که تأثیر زیادی بر اکثر مردم نمی‌گذارد. آنها ممکن است کنار آمدن با استرس برایشان مشکل باشد.

افرادی که ثبات عاطفی بالایی دارند از نظر احساسی کمتر به‌اتفاق‌های پیش‌آمده واکنش نشان می‌دهند و به‌راحتی ناراحت نمی‌شوند. آنها تمایل دارند از نظر عاطفی پایدار و آرام باشند و احساسات منفی را به طور پیوسته تجربه نکنند. این واقعیت که این افراد کمتر احساسات منفی را تجربه می‌کنند به این معنی نیست که آنها لزوماً احساسات مثبت زیادی دارند.

اگر شما از لحاظ ژنتیکی ثبات عاطفی کمی داشته باشید، شانس بیشتری برای تحت تأثیر محیط قرارگرفتن یا داشتن روحیه بد در شرایط عادی برای شما وجود دارد. شما می‌توانید پس از آگاهی از این ویژگی ژنتیکی در خود، تأثیر محرک‌های بیرونی را با آموزش‌ها و مشاوره درست کم کنید.
 
موضوع نویسنده

اوین

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
715
8,211
مدال‌ها
2
تکانشگری:

به‌طورکلی تکانشگری یا یک رفتار تکانشی، به اقداماتی گفته می‌شود که در آن ها دوراندیشی وجود ندارد. این اقدامات بدون تأمل و عجولانه بروز داده می‌شود. در واقع این ویژگی باعث می‌شود فرد در واکنش به محرک‌های بیرونی به طور لحظه‌ای تصمیم بگیرد و عمل کند. این واکنش‌ها اکثراً دچار خطای زیادی میشوند و نتایج مطلوبی را به همراه نخواهد داشت. افراد با تکانشگری بالا صبور نیستند. آن ها برایشان دشوار است که برای هر اقدامی در آرامش صبر، تامل و بعد اقدام کنند.

اگر شما حرفی می‌زنید که از آن پشیمان می‌شوید؛ خریدی می‌کنید که در لحظه اشتیاق آن را دارید ولی بعد از مدت کوتاهی دیگر از آن استفاده نمی‌کنید؛ و اگر با اشتیاق فراوان برای رسیدن به هدفی برنامه‌ریزی می‌کنید و در همان ابتدا راه رهایش می‌کنید اینها همگی رفتارهای تکانشی در شما محسوب می‌شود.

خوشبختانه روش‌های درمانی متفاوتی وجود دارد که می‌تواند به کنترل تکانشگری کمک کند؛ از جمله روان‌درمانی، آموزش ذهن و استفاده از دارو. اما پیش از آن باید بررسی کنید که تا چه اندازه از این ویژگی در شخصیت شما به‌صورت ژنتیکی وجود دارد؟ یادمان نرود که علاوه بر محیط، ژن‌های ما تعیین‌کننده و تأثیرگذار در عادت‌ها، رفتارها و در مجموع شکل‌دهنده شخصیت ما هستند.
 
موضوع نویسنده

اوین

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
715
8,211
مدال‌ها
2
ریسک افسردگی

مدیر شرکتی در دفترش را باز می‌کند. وارد سالن می‌شود و با عصبانیت رو به افرادی که پشت میزهایشان مشغول کار هستند می‌گوید: “این‌همه خرجتان می‌کنم ولی بازهم هیچ نتیجه‌ای برایم ندارید! واقعاً متأسفم”. سالن را با عصبانیت ترک می‌کند و در اتاقش را محکم می‌بندد!

واکنش چند دسته از افراد حاضر در سالن شرکت را به این اتفاق در نظر بگیرید:

گروه اول: تصورشان این است که فشارهای روانی برای مدیرشان زیاد است و عصبانیت او ناشی از تحریک شدن توسط این فشارهاست. آن ها در موقعیتی مناسب، به او نقد می‌کنند یا به او دلگرمی می‌دهند.

گروه دوم: از او ناراحت می‌شوند، اما بعد از چند روز فراموش می‌کنند و همانند قبل به فعالیت‌هایشان ادامه می‌دهند.

گروه سوم: بسیار ناراحت هستند و حال بد آنها ممکن است تا مدت‌ها ادامه پیدا کند و با اتفاق‌های بد مشابه، این حال تشدید می‌شود. این افراد ممکن است با خود فکر کنند: “حتماً مخاطب اصلی مدیر من بودم! چون من چیزی بلد نیستم این را گفت”. هر روز ناامیدتر می‌شوند. نمی‌توانند روی کارشان تمرکز کنند. با کوچک‌ترین صحبت و حرفی برداشت‌های متفاوت می‌کنند و شاید در نهایت از شغلشان هم استعفا دهند.

در حقیقت احساس عمیق ناراحتی که در گروه سوم است به ژن و زمینه افسردگی آنها برمی‌گردد. فردی که در این گروه است اگر خودش و یا اطرافیانش به این زمینه ژنتیکی آگاه نباشند، متوجه نمی‌شود که این حال بد تنها به موضوعات شغلی ختم نمی‌شود. بارها این فرد در موقعیت‌های مختلف حال بد خود را یدک می‌کشد و این حال در وجودش پررنگ‌تر می‌شود. حال بد او ممکن است گاهی به افسردگی شدید، مصرف دارو، ازدست‌دادن کسانی که دوستش دارند و حتی خودکشی منجر شود.

توجه به این نکته لازم است که برخی افراد که دارای ژن افسردگی هستند سریع‌تر و با تعداد محرک‌های کمتری دچار افسردگی می‌شوند. برعکس کسانی که پتانسیل افسردگی آنها به‌صورت ژنتیکی پایین است دچار افسردگی کمتری میشوند. نکته مهم این است که کم کردن تأثیر ژن افسردگی با مهارت‌هایی آموختنی و تغییر محیط امکانپذیر است.

پس اگر فرد با نتیجه تست خود به این ویژگی ژنتیکی شود، می‌تواند با کمک مشاور یا به‌تنهایی به محرک‌هایی که می‌توانند این پتانسیل افسردگی را تشدید کنند بها نداده و به ریشه‌های اصلی آن بپردازد. در واقع او می‌تواند با بهتر کردن محیط، سبک زندگی، تغذیه و نگرش تأثیر این ویژگی ژنتیکی را در شخصیت خود تعدیل و کنترل کند.
 
موضوع نویسنده

اوین

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
715
8,211
مدال‌ها
2
یادگیری از تجربیات

یادگیری از تجربیات یا یادگیری اجتنابی به واکنش فرد برای اجتناب از شرایط ناخوشایند یا استرس‌زا گفته می‌شود. یادگیری اجتنابی فرایندی است که طی آن فرد برای اجتناب از موقعیت استرس‌زا یا ناخوشایند، رفتار یا پاسخی را می‌آموزد. در واقع فرد سعی می‌کند یا از موقعیت پیش‌آمده اجتناب کرده و یا علت آن را از بین ببرد.

طبیعی است انسان معمولاً از ورود به حیاطی که در آن سگ پارس می‌کند اجتناب می‌کند. این یادگیری به‌ویژه در افرادی که مورد حمله سگ قرار گرفته‌اند بسیار قوی‌تر است. فردی که در اثر خوردن غذای خاص چند بار واکنش آلرژیک نشان می‌دهد، سرانجام یاد می‌گیرد که از آن غذا اجتناب کرده و به‌هیچ‌وجه آن را نخورد. این یادگیری اجتنابی است.

این موارد طبیعی هستند و تشخیصشان برای ما بسیار راحت است. بهتر است بگوییم بدون نیاز به بررسی از آنها دوری می‌کنیم. اما آیا می‌توان از همه اتفاقات بد و ناگوار و چالش‌های دشوار به‌راحتی درس گرفت و ریشه آن ها را پیدا و تفکیک کرد؟ هرکدام از ما تا چه میزان قادر هستیم از این تجربیات استفاده کنیم، الگوهای مشابه را تشخیص دهیم و در تله‌های تکراری نیافتیم؟

وقتی یک فرد بارها وارد رابطه‌هایی می‌شود که در هرکدام خ*یانت می‌بیند و از تجربیات آن در رابطه بعدی استفاده نمی‌کند، شاید به اهمیت ژنتیکی خود نسبت به استفاده از تجربیات آگاه نیست. اگر بر این ویژگی ژنتیکی خودآگاه بود می‌توانست با ایجاد مسیر مناسبی برای ارتقای این ویژگی در خود تلاش کند.

برخی از افراد به علت شرایط ژنتیکی هورمون‌های خاصی را یا اصلاً و یا کم تر ترشح می‌کنند؛ بنابراین افراد از تجارب منفی خود نمی‌آموزند. آنها علاوه بر مواجه شدن با پیامدهای منفی مجدداً آنها را تکرار می‌کنند. اما برخی دیگر به‌محض مواجه شدن با این پیامدها توانایی پایان‌دادن به رفتارهایی که نتایج منفی ختم می‌شود را دارند. فردی را تصور کنید که توانایی یادگیری از تجربیات پایینی دارد و به علت مصرف زیاد سیگار دچار سکته قبلی شده است. ممکن است اگر اصرار و ممانعت پزشک نباشد، خود به‌تنهایی از این اتفاق بد درس نگیرد و به مصرف سیگار ادامه دهد. ولی افرادی که توانایی بالایی در یادگیری تجربیات دارند به این چرخه معیوب پایان می‌دهند.

دانستن توانایی ژنتیکی ما در یادگیری از تجربیات به ما کمک می‌کند تا بفهمیم تا چه اندازه قابلیت این را داریم تا در تله‌های تکراری گرفتار نشویم. ما به‌وسیله این آگاهی می‌توانیم از طریق آموزش و تغییر محیط، جلوی رخ‌دادن اتفاقات ناگوار و تکراری زندگی‌مان را بگیریم و بتوانیم با یادگیری بهتر از تجربیاتمان کیفیت روابط، تعاملات و فعالیت‌هایمان را افزایش دهیم.
 
بالا پایین