جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

ترجمه شده کتابخانه سیار شبانه

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته کمیک های ترجمه نشده توسط توکـیو با نام کتابخانه سیار شبانه ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 156 بازدید, 4 پاسخ و 1 بار واکنش داشته است
نام دسته کمیک های ترجمه نشده
نام موضوع کتابخانه سیار شبانه
نویسنده موضوع توکـیو
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط توکـیو
موضوع نویسنده

توکـیو

سطح
6
 
[ ارشد بخش عمومی ]
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سرپرست فرهنگ و هنر
Jan
6,410
11,122
مدال‌ها
11

معرفی کتاب کتابخانه سیار شبانه​

آدری نیفنگر در کتاب کتابخانه سیار شبانه که اولین‌بار در گاردین به چاپ رسیده و پخش شد، داستان زن جوانی را روایت می‌کند که یک شب با یک کتابخانه‌ی سیار مرموز روبه‌رو می‌شود. آقای اُپن‌شاو، کتابدار مجموعه از او دعوت می‌کند که داخل برود و بعد زن جوان خیلی زود متوجه می‌شود هر کتابی را که در زندگی‌اش خوانده، در قفسه‌ها می‌بیند. او با دیدن تاریخچه‌ی مطالعه‌ی خود در این کتابخانه، حالا حسابی وسوسه شده و در روزهای بعد باز هم به‌دنبال آن کاروان سیار می‌گردد تا جایی‌که جست‌وجوی او به یک وسواس تبدیل می‌شود. گفتنی‌ست این اثر در سال 2021 به‌عنوان نامزد جایزه‌ی گودریدز در بخش رمان‌های گرافیکی و کمیک انتخاب شد.
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: Minosa
موضوع نویسنده

توکـیو

سطح
6
 
[ ارشد بخش عمومی ]
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سرپرست فرهنگ و هنر
Jan
6,410
11,122
مدال‌ها
11

درباره‌ی کتاب کتابخانه‌ی سیار شبانه​

آیا تمام کتاب‌هایی را که در زندگی‌تان خوانده‌اید به خاطر می‌آورید؟ مجله‌هایی که در کودکی یا نوجوانی عاشقشان بودید و جمعشان می‌کردید، کتاب‌هایی که شاید از کتابخانه‌ی محله، مدرسه‌ یا دوستانتان قرض می‌گرفتید، تکه‌های کوتاه اخبار در روزنامه‌ها، حتی آگهی‌های تبلیغاتی و توضیحات روی بسته‌های کتاب، کدام‌یک را به‌خاطر دارید؟ اگر از شما بپرسند که رمان موردعلاقه‌تان چیست، قطعاً یک یا چند عنوان را بر زبان می‌آورید، اما کدام بخش از قصه را به‌خاطر دارید و اسامی شخصیت‌ها را چقدر دقیق به ذهن سپرده‌اید؟ تصور کنید مغزتان به یک کتابخانه تبدیل می‌شد و بعد می‌توانستید تمامی کتاب‌ها یا هرآنچه را که تابه‌حال خوانده‌اید، در آنجا ببینید. حتی فکرش نیز لذت‌بخش و هیجان‌انگیز است، مگر نه؟!
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: Minosa
موضوع نویسنده

توکـیو

سطح
6
 
[ ارشد بخش عمومی ]
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سرپرست فرهنگ و هنر
Jan
6,410
11,122
مدال‌ها
11

کتاب کتابخانه‌ی سیار شبانه برای چه کسانی مناسب است؟​

اگر طرفدار کتاب‌های کمیک و داستان‌های تخیلی و فانتزی هستید، قطعاً داستان آدری نیفنگر را دوست خواهید داشت!
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: Minosa
موضوع نویسنده

توکـیو

سطح
6
 
[ ارشد بخش عمومی ]
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سرپرست فرهنگ و هنر
Jan
6,410
11,122
مدال‌ها
11

در بخشی از کتاب کتابخانه سیار شبانه می‌خوانیم​

کتابخانه‌ی سیار شبانه را اولین‌بار ساعت چهار صبح و در انتهای خیابان ریونزوود دیدم. اواخر تابستان بود. در آن ساعات آرام صبحگاهی نه از زنجره‌ها صدایی درمی‌آمد و نه پرنده‌ها هنوز شروع به آواز خواندن کرده بودند. یک ساعتی بود که قدم می‌زدم. از خیابان بلمانت راه افتاده بودم و حالا در جاده‌ی اروینگ پارک بودم. از خیابان ریونزوود دو قطار عبور می‌کند: شیکاگو، شمال غربی و ریونزوود ال، و آن موقع شب مدام یکی از آن‌ها بدون مسافر، از مقابل یا پشت سرم می‌گریخت. کم‌کم احساس آرامش می‌کردم و کمی هم خسته شده بودم، برای همین به قدم زدن ادامه دادم.

همه‌چیز خیلی تمیز و اندکی خیس بود؛ چون از حدود ساعت سه صبح، درست همان موقع که من و ریچارد دعوا کرده بودیم، باران می‌بارید. برای همین بیرون بودم و در خنکای پایانی شب راه می‌رفتم که کتابخانه‌ی سیار شبانه را دیدم.

سر پیچ ریونزوود و بل پلین جا خوش کرده بود. البته آن موقع نمی‌دانستم کتابخانه‌ی سیار شبانه است. کاروان کهنه‌ی خیلی بزرگی که همه‌ی چراغ‌هایش روشن بود و آهنگ «من به کلانتر شلیک کردم» با صدای خیلی بلند از داخلش پخش می‌شد. من هم مثل خیلی‌ها از باب مارلی خوشم می‌آید، اما شنیدن صدای خیلی بلند آن آهنگ در آن ساعت شب در خیابانی خلوت در شیکاگو تا حدی عجیب و تقریباً ترسناک بود.
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: Minosa
بالا پایین