- Jan
- 956
- 3,349
- مدالها
- 2
انتشارات صدای معاصر منتشر کرد: «ربهكا» داستانیست عادی؛ ولی به هیچوجه عادی نیست. از هر سرگذشت پر حادثهای بیشتر خواننده را مجذوب میكند. در زندگانی روزمره بشری، بسیاری حوادث رخ میدهد كه ظاهرا قابل اهمیت به نظر نمیرسد، اما اثری عمیق و جاویدان بر روح انسان باقی میگذارد. ربهكا تمام این نامحسوسات حیات آدمی را محسوس كرده، پرده از روی رازهای ناگفتنی برداشته و جلوههایی از تلخیها و ناكامیهای زندگی زناشویی را برابر چشم خواننده مجسم كرده است. ربهكا با قلب و روح خواننده كار دارد و او را به دنبال خود به داخل قصری باشكوه و اشرافی، آنجا كه هر دختر و پسری آرزوی دیدن و داشتن آنرا دارد، میبرد؛ اما وقتی به آنجا وارد میشود، میبیند كه سعادت واقعی آنجا نیست. این كتاب در قبال داستانی مهیج و خیالانگیز، پند و اندرزهایی به زنان و شوهران جوان میآموزد كه از آن طریق چگونه میتوانند سعادت خود را قبل از پیوند دائمی تامین كنند.
چه خوب بود وسیلهای اختراع میشد که خاطرات را مثل عطر در بطری نگه میداشت. از آن پس دیگر محو و یا کهنه نمیشدند و آدم هر وقت میخواست، درِ بطری را باز میکرد و مثل این بود که لحظات را بار دیگر زندگی میکند.
دیگر هرگز نمیتوانیم برگردیم؛ در این شکی نیست. گذشته هنوز بسیار نزدیک است. چیزهایی که میخواهیم فراموش کنیم و پشت سر بگذاریم، بار دیگر زنده میشوند و آن احساس ترس و ناآرامی مرموزی که رفتهرفته به وحشتی کور و نامعقول منتهی میشد، ممکن است مثل گذشته بهنحوی غیرمنتظره، بههمراه همیشگیمان تبدیل شود.
چه خوب بود وسیلهای اختراع میشد که خاطرات را مثل عطر در بطری نگه میداشت. از آن پس دیگر محو و یا کهنه نمیشدند و آدم هر وقت میخواست، درِ بطری را باز میکرد و مثل این بود که لحظات را بار دیگر زندگی میکند.
دیگر هرگز نمیتوانیم برگردیم؛ در این شکی نیست. گذشته هنوز بسیار نزدیک است. چیزهایی که میخواهیم فراموش کنیم و پشت سر بگذاریم، بار دیگر زنده میشوند و آن احساس ترس و ناآرامی مرموزی که رفتهرفته به وحشتی کور و نامعقول منتهی میشد، ممکن است مثل گذشته بهنحوی غیرمنتظره، بههمراه همیشگیمان تبدیل شود.