
عنوان: یُسری |
نویسنده: @delban |
ژانر: عاشقانه |
خلاصه: رمان یُسری رمانی است که از دل نوشته شده است برای دل. یُسری حنیفا دختری ۱۸ ساله که پدر بزرگش اصرار بر ازدواجش دارد و اما او بیعشق تن به هیچ وصلتی نمیدهد. تا اینکه همه چیز از یک جشن شروع میشود؛ جشنی که سر آغاز اتفاقاتی است که به او میآموزند پس از هر سختی، آسانی هست! |
تکهای از اثر: دوباره خیره شدم به عکس یاسین، داداش فکر میکردن میخوام مثل همیشه مخالفت کنم. وقتی حاج مظاهر خودش رو برای هر نوع مخالفتی از جانب من آماده کرده بود و من با خجالت گفتم: -مشکلی ندارم. چشم هاش گرد شده بود؛ پیرمرد طفلی باورش نمیشد نمیدونست من با حرفهایی که اون شب زدی قانع شدم. راستی فهمیدم اون مورد آخری که اون شب قبولش داشتی کی بود. پسر حاج سید. امشب قراره بیان خواستگاری اعتراف کنم پیشت داداش؟ یادته گفتی وقتی دو نفر قسمت هم باشن خدا یه حس هایی رو تو دلشون به وجود میاره؟ |
دانلود |
آخرین ویرایش: