جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

درخواست 『تعیین ناظر و تأیید اثر』

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته تالار رمان توسط SHAHDOKHT با نام 『تعیین ناظر و تأیید اثر』 ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 6,367 بازدید, 73 پاسخ و 6 بار واکنش داشته است
نام دسته تالار رمان
نام موضوع 『تعیین ناظر و تأیید اثر』
نویسنده موضوع SHAHDOKHT
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط ساناز هموطن
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Sep
2
1
مدال‌ها
2
وقت بخیر درخواست ناظر دارم
عنوان رمان : عکس فردا
ژانر : روانشناختی
خلاصه اثر : آرمان یقه‌ی کاپشنش را بالا کشید و وارد مغازه‌ی کوچکی شد که تقریباً نیمی از ویترینش با وسایل قدیمی پر شده بود؛
پارت نخستین :
باران از صبح شروع شده بود و تا عصر، خیابان‌های شهر را به سطحی براق و بی‌رنگ تبدیل کرده بود. نور چراغ ماشین‌ها روی آسفالت خیس کش می‌آمد و هر چند ثانیه یک‌بار، صدای عبور لاستیک‌ها از روی آب، سکوت خیابان را می‌شکست.

آرمان یقه‌ی کاپشنش را بالا کشید و وارد مغازه‌ی کوچکی شد که تقریباً نیمی از ویترینش با وسایل قدیمی پر شده بود؛ ساعت‌های خراب، رادیوهای قدیمی، چند دستگاه ضبط صوت، کتاب‌های زردشده و تعداد زیادی دوربین که بعضی از آنها حتی لنز نداشتند.
 
همیار سرپرست کتاب
پرسنل مدیریت
همیار سرپرست انجمن
منتقد ارشد کتاب
ناظر کتاب
ناظر تایید
کاربر ممتاز
Jul
1,046
18,218
مدال‌ها
3
وقت بخیر درخواست ناظر دارم
عنوان رمان : عکس فردا
ژانر : روانشناختی
خلاصه اثر : آرمان یقه‌ی کاپشنش را بالا کشید و وارد مغازه‌ی کوچکی شد که تقریباً نیمی از ویترینش با وسایل قدیمی پر شده بود؛
پارت نخستین :
باران از صبح شروع شده بود و تا عصر، خیابان‌های شهر را به سطحی براق و بی‌رنگ تبدیل کرده بود. نور چراغ ماشین‌ها روی آسفالت خیس کش می‌آمد و هر چند ثانیه یک‌بار، صدای عبور لاستیک‌ها از روی آب، سکوت خیابان را می‌شکست.

آرمان یقه‌ی کاپشنش را بالا کشید و وارد مغازه‌ی کوچکی شد که تقریباً نیمی از ویترینش با وسایل قدیمی پر شده بود؛ ساعت‌های خراب، رادیوهای قدیمی، چند دستگاه ضبط صوت، کتاب‌های زردشده و تعداد زیادی دوربین که بعضی از آنها حتی لنز نداشتند.
درود، با درخواست شما موافقت شد.
ناظر شما: @ساناز هموطن
چنانچه پس از هفت روز ناظر با شما خصوصی تشکیل نداد به کادر مدیریت اطلاع دهید.
@SHAHDOKHT
@Sanai_paiiz[/USE[/B][/CENTER]
​
 

Nargess86

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
141
1,172
مدال‌ها
2
نام رمان: گادیم «جلد دوم ساکت نمی‌نشیند.»
ژانر: جنایی، پلیسی، معمایی، عاشقانه.
نویسنده: سیده نرگس مرادی خانقاه.

خلاصه:
من قاتلی ملقب به گادیم هستم. وقتی‌که می‌خواهی فردی باشی که دستت برای خطرناک‌ترین کار یعنی خون ریختن نشود، این است که آدم اجبارت می‌کند که به چنین قتلی بزرگ دست بزنی. آن‌ها بودند که مرا تبدیل به قاتلی بی‌رحم و حرفه‌ای کردند. آن‌ها بودند که احساس مرا به خوفناک‌ترین احساس دنیا ترجیح دادند. حالا با این چنین وضع هیبتی، مأموری زیرک آمده است که شاهد تنها رقیب‌ام در این زمینه است. او است که دشمن روزهایم شده است. او است که می‌خواهم تا خرخره گلوی او را بجوم تا بلکه کاخ آرزوهایم را به ویرانی تبدیل نکند. من آمدم تا بایستی کارم را تازه آغاز نمایم و تا کارم را به اتمام نرسانم، همچنان کابوس تاریکی در سراسر جهان خواهم بود.

سخن نویسنده:
" این رمان فصل دوم ساکت‌ نمی‌نشیند است؛ ولی خواندن این رمان داستان محمد و آیلار را بازگو نمی‌کند. این داستان درمورد دخترعمه‌ی آیلار است. جلو که بروید متوجه‌ی آن خواهید شد."

مقدمه:
لقب‌اش گادیم بود! گادیمی که واقعاً یک شیطان و خودساخته بود! او بی‌رحم بود!
کسی که دلش را از جنس سنگ نمود و از تمامی کیهان، منفور گشت! او قاتل همه‌چیز و همه‌ک.س است که گویی فردی را در بطن او از جنسی گرگ جایگزین کرده‌اند. شاید قتل را در چنگال خود حریص نموده است، حریص و حریص و حریص! حریص یک الماس خونین و سرخ!
اما... اما به ناگهانی فردی زیرک که پابه عرصه‌ی زندگی او گذاشته است، آرزوهای محال و خیال‌انگیزش به ویرانی مبدل گشت!
ولی او آمده، تا تو و بقیه را در گرداب قتل خود جمع کند و نیز کرده است! به تو این فرصت را می‌دهم که این رمان را بخوانی تا بلکه متوجه‌ی داستان مهیج و معمایی و همین‌طور جنایی و عاشقانه بشوی!

سلام درخواست تأیید رمان رو داشتم.
 
همیار سرپرست کتاب
پرسنل مدیریت
همیار سرپرست انجمن
منتقد ارشد کتاب
ناظر کتاب
ناظر تایید
کاربر ممتاز
Jul
1,046
18,218
مدال‌ها
3
نام رمان: گادیم «جلد دوم ساکت نمی‌نشیند.»
ژانر: جنایی، پلیسی، معمایی، عاشقانه.
نویسنده: سیده نرگس مرادی خانقاه.

خلاصه:
من قاتلی ملقب به گادیم هستم. وقتی‌که می‌خواهی فردی باشی که دستت برای خطرناک‌ترین کار یعنی خون ریختن نشود، این است که آدم اجبارت می‌کند که به چنین قتلی بزرگ دست بزنی. آن‌ها بودند که مرا تبدیل به قاتلی بی‌رحم و حرفه‌ای کردند. آن‌ها بودند که احساس مرا به خوفناک‌ترین احساس دنیا ترجیح دادند. حالا با این چنین وضع هیبتی، مأموری زیرک آمده است که شاهد تنها رقیب‌ام در این زمینه است. او است که دشمن روزهایم شده است. او است که می‌خواهم تا خرخره گلوی او را بجوم تا بلکه کاخ آرزوهایم را به ویرانی تبدیل نکند. من آمدم تا بایستی کارم را تازه آغاز نمایم و تا کارم را به اتمام نرسانم، همچنان کابوس تاریکی در سراسر جهان خواهم بود.

سخن نویسنده:
" این رمان فصل دوم ساکت‌ نمی‌نشیند است؛ ولی خواندن این رمان داستان محمد و آیلار را بازگو نمی‌کند. این داستان درمورد دخترعمه‌ی آیلار است. جلو که بروید متوجه‌ی آن خواهید شد."

مقدمه:
لقب‌اش گادیم بود! گادیمی که واقعاً یک شیطان و خودساخته بود! او بی‌رحم بود!
کسی که دلش را از جنس سنگ نمود و از تمامی کیهان، منفور گشت! او قاتل همه‌چیز و همه‌ک.س است که گویی فردی را در بطن او از جنسی گرگ جایگزین کرده‌اند. شاید قتل را در چنگال خود حریص نموده است، حریص و حریص و حریص! حریص یک الماس خونین و سرخ!
اما... اما به ناگهانی فردی زیرک که پابه عرصه‌ی زندگی او گذاشته است، آرزوهای محال و خیال‌انگیزش به ویرانی مبدل گشت!
ولی او آمده، تا تو و بقیه را در گرداب قتل خود جمع کند و نیز کرده است! به تو این فرصت را می‌دهم که این رمان را بخوانی تا بلکه متوجه‌ی داستان مهیج و معمایی و همین‌طور جنایی و عاشقانه بشوی!

سلام درخواست تأیید رمان رو داشتم.
درود، با درخواست شما موافقت شد.
ناظر شما: @ساناز هموطن
چنانچه پس از هفت روز ناظر با شما خصوصی تشکیل نداد به کادر مدیریت اطلاع دهید.
@SHAHDOKHT
@Sanai_paiiz[/USE[/B][/CENTER]
​
 
بالا پایین