جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

نوشته‌های نمایه جدید

سلام خوش اومدین به انجمن
سوالی بود درخدمتم🧡
  • لبخند
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: حیات و اوین
اوین
اوین
چقدر خوبه که هستی توکیو جان
  • گل
واکنش‌ها[ی پسندها]: توکـیو
توکـیو
توکـیو
عزیزی!
از وقتی از مقام ارشدم استفاده دادم شرایط پیش نیومد دوباره فعالیت کنم و رنک بگیرم و حداقل کاری که از دستم بر میاد راهنماییه.
  • گل
واکنش‌ها[ی پسندها]: اوین
اوین
اوین
روح زندگی را دمیدی به انجمن
این پستت یعنی هنوز هستیم

خیلی به دلم نشست خیلی
  • لبخند
واکنش‌ها[ی پسندها]: توکـیو

دلی که شکسته، نه تنها احساس درد می‌کند، بلکه در درونش چیزی عمیق‌تر از درد وجود دارد: احساس بی‌پناهی و سرگشتگی. وقتی قلبت شکسته می‌شود، انگار تمام چیزی که از آن ساخته بودی، فرو می‌ریزد. تمام باورها، امیدها، و رویاها به یکباره از هم می‌پاشد و تو در میانه‌ی این آوار تنها می‌مانی. گویی همه‌چیز حول یک نقطه‌ی تاریک می‌چرخد و هیچ نوری نمی‌بیند.
به طور ناخودآگاه، می‌خواهی از این وضعیت بیرون بیایی. اما وقتی که دل شکسته است، زمانی که قلبت به خود اجازه نمی‌دهد که باور کند که روزی خوب خواهد شد، آن روز به تعویق می‌افتد. هر روز که می‌گذرد، انگار بیشتر در باتلاق این درد غرق می‌شوی. و نکته‌ی عجیب این است که این درد، خود به نوعی وابستگی می‌شود؛ یک وابستگی به احساس رنج، که به مرور زمان از بیرون به درون می‌رود و تبدیل به بخشی از هویت می‌شود. انگار نه تنها آنچه که از دست داده‌ای، بلکه آنچه که با آن رنج زندگی کرده‌ای را هم نمی‌خواهی از دست بدهی.
در این شرایط، ذهن انسان شروع به شبیه‌سازی شرایط می‌کند، یعنی به دنبال علت‌هایی می‌گردد که شاید توجیهی برای این درد و این شکست باشد. این شبیه‌سازی می‌تواند به ما کمک کند که با واقعیت کنار بیاییم، ولی در عین حال این تلاش‌ها برای درک علت‌ها و به دست آوردن «پاسخ» به بحران، در نهایت بیشتر ما را از حقیقت دور می‌کند. حقیقت این است که بسیاری از ما در شرایطی قرار می‌گیریم که نمی‌توانیم هیچ چیزی را کنترل کنیم و حتی خودمان را در مواجهه با درد تنها می‌یابیم.
شکست یک تجربه است، نه هویت. اما گاهی در میانه‌ی این رنج، فراموش می‌کنیم که هیچ چیزی جز این درد نمی‌بینیم. شاید بزرگترین چالش این باشد که یاد بگیریم، حتی در اوج شکست، ارزش و شخصیت خود را از دست ندهیم. چون آنچه که ما را می‌سازد، نه آنچه که از دست می‌دهیم، بلکه آن چیزی است که دوباره پس از شکست انتخاب می‌کنیم.
اوین
اوین
چیزی به عنوان شکست وجود ندارد.
این احساسمون هست که وقتی نتونیم کنترلش کنیم بر ما مسلط میشه.
اگر به شرایط نامساعد به عنوان تجربه نگاه کنیم و از آن بگذریم و راه مناسب را برای ادامه مسیر انتخاب کنیم می بینیم آن چیزی که بهش عنوان شکست داد پایان مت نیست.

باور کن توانمندی تو خیلی بیشتر از این حرف هاست...
  • گل
واکنش‌ها[ی پسندها]: Nirvana
Nirvana
Nirvana
(:
Nirvana
Nirvana
اره قبول دارم..
  • بزن قدش
واکنش‌ها[ی پسندها]: اوین
آدم‌ها گاهی با یک نگاه، یک کلام، یا حتی یک سکوت، دلِ آدم رو می‌شکنند. گاهی فکر می‌کنم، شاید اگر بتوانم همه‌چیز را فراموش کنم، قلبم سبک‌تر می‌شود، اما نمی‌شود. هر لحظه یادآوری می‌شود، هر خاطره‌ای مثل زخم تازه‌ای است که نمی‌توانم از آن عبور کنم.
چطور ممکن است دل‌تنگ کسی باشی که هیچ وقت با تمام وجودت نتواستی باور کنی؟ چطور می‌شود که کسی را به اندازه‌ای دوست داشته باشی که وقتی از تو دور می‌شود، انگار از دنیا رفته است؟ شاید همین است که دل‌های شکست‌خورده به هر چیزی و هر کسی که می‌رسند، هنوز امید دارند.
می‌دانم که شاید روزی همه چیز خوب شود و این زخم‌ها هم خوب شوند، اما در این لحظه هیچ چیز نمی‌تواند دلِ شکسته‌ی مرا التیام دهد. هنوز هم منتظر یک روز معجزه‌ام، یک روز که بفهمم، شاید راهی هست که دوباره بتوانم به دل‌خوشی‌های ساده‌ای که روزی داشتم، برسم.
بالا پایین