جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

برگزیده {آرانیا} اثر ▪︎عسل کاربر انجمن رمان بوک▪︎

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته اشعار و دکلمه کاربران توسط STARLET با نام {آرانیا} اثر ▪︎عسل کاربر انجمن رمان بوک▪︎ ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 1,089 بازدید, 29 پاسخ و 6 بار واکنش داشته است
نام دسته اشعار و دکلمه کاربران
نام موضوع {آرانیا} اثر ▪︎عسل کاربر انجمن رمان بوک▪︎
نویسنده موضوع STARLET
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط STARLET
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
موضوع نویسنده

STARLET

سطح
4
 
⁦⁦୧⁠(⁠ارشد بخش ادبیات)⁠୨⁩
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
طراح آزمایشی
شاعر آزمایشی
کپیست انجمن
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
Feb
3,663
16,277
مدال‌ها
10
«وتر هنوز ز توست»

وتر هنوز ز توست، ای وطن، هنوزم هست
طنین تیرِ مناجات بر کمانِ شکست

تو در رگِ نخِ زه، ریشه کرده‌ای آرام
که هر کشش، نفس است و هر نفس، سرِ مسـ*ـت

زمان نماند و من، با توام هنوز ای خاک
که مهرِ توست نهان در شکستِ پشتِ دست

ز هر تبع، از هر ترک، هنوز زخمی‌ام
ولی تویی که به خون، داده‌ای مرا شَبَه‌ست

من آن کمان‌کشم، گرچه قامتِ من رفت
تو مانده‌ای به انحنای تیغِ سرنوشت
 
موضوع نویسنده

STARLET

سطح
4
 
⁦⁦୧⁠(⁠ارشد بخش ادبیات)⁠୨⁩
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
طراح آزمایشی
شاعر آزمایشی
کپیست انجمن
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
Feb
3,663
16,277
مدال‌ها
10
«صدا میان صُلاب»


صدایمان، ترکید از بلورهای سکوت
شکستمان، نوشتند با قلم‌زنوت

به دوشِ نسلِ ما، خواب‌های سنگین بود
هزار خوابِ نان، پشتِ تاق‌های هبوط

نفس کشید درونِ غبارِ ما تاریخ
به روی گرده‌ی ما، نشست گردِ سقوط

ولی تویی که هنوز، در رگِ زمین جاری
و ایستاده‌ای از خویش، چون درختی تابوت

نه مرده‌ای، نه هنوزی، که بودنت جاری‌ست
تو، صبرِ سرخ‌ترین قوم در دلِ یاقوت
 
موضوع نویسنده

STARLET

سطح
4
 
⁦⁦୧⁠(⁠ارشد بخش ادبیات)⁠୨⁩
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
طراح آزمایشی
شاعر آزمایشی
کپیست انجمن
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
Feb
3,663
16,277
مدال‌ها
10
«سطرِ روانِ وطن»

من رود بوده‌ام که ز خود ریشه می‌تراوَم
در بندِ خار و خس، به وطن ریشه می‌تراوَم

در من صدای صخره و نجوای کوه هست
از هر شکست، شعله به اندیشه می‌تراوَم

در چهره‌ام تلاطمِ تاریخ می‌دود
با اشک‌های مرز، سبک‌ریشه می‌تراوَم

تا شُعره‌های خاک، به من برفشانده‌اند
از هر مسیرِ دور، تجلّی‌شه می‌تراوَم

من رود نیستم، سخنِ زنده‌ی وطن
از بطنِ خامشی، خطی ریشه می‌تراوَم
 
موضوع نویسنده

STARLET

سطح
4
 
⁦⁦୧⁠(⁠ارشد بخش ادبیات)⁠୨⁩
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
طراح آزمایشی
شاعر آزمایشی
کپیست انجمن
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
Feb
3,663
16,277
مدال‌ها
10
«در گوش سنگ‌نوشته»

با باد همسفر شد و از خشت‌ها گذشت
آوازِ تو، که در نفسِ دشت‌ها گذشت

خواند از خطوطِ سنگ، زبانِ فرامُشان
از رمزهای سربه‌مهرِ پشت‌ها گذشت

در لابلای مرثیه‌ی مرزها نشست
در اشکِ سروها، به سَمِ دشت‌ها گذشت

آهی شبیه مرز، شکافید سی*ن*ه‌ام
با طَیِّ خاک، خنده‌ی سرگشت‌ها گذشت

ای میهنم، تویی که نفس در نسیم توست
هر واژه از تو، قافیه‌ی هست‌ها گذشت
 
موضوع نویسنده

STARLET

سطح
4
 
⁦⁦୧⁠(⁠ارشد بخش ادبیات)⁠୨⁩
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
طراح آزمایشی
شاعر آزمایشی
کپیست انجمن
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
Feb
3,663
16,277
مدال‌ها
10
«به‌سانِ ققنوس»

در شعله‌ای شکسته ز خاکستر وطن،
رویش گرفت باز، به خون، بال و پر وطن

هر پاره‌اش سرود شد از استخوانِ درد،
پیچید تا به قافِ زمان، نایِ سر وطن

از برقِ آسمان و تگرگِ هزار سال
آموخت بُردن آتش و خاکستر وطن

هرچند خصم، تیشه‌زد و رود را برید،
رویید در دلِ صخره‌ها، سنگ‌تر وطن

ققنوس‌وار، قصه‌ی خود را نگاشته‌ست:
از سوختن، شکفت، چو برگِ سحر وطن
 
موضوع نویسنده

STARLET

سطح
4
 
⁦⁦୧⁠(⁠ارشد بخش ادبیات)⁠୨⁩
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
طراح آزمایشی
شاعر آزمایشی
کپیست انجمن
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
Feb
3,663
16,277
مدال‌ها
10
«خاکِ سُرودخیز»

ای کوهپاره‌های شکیب از تبارِ خاک،
مهر تو می‌دمد به رگِ روزگارِ خاک

هر واژه‌ام شکفته ز دامانِ کوی توست،
شعرم، صدای رود درونِ مزارِ خاک

با هر طنینِ نام تو، بیدار می‌شود
توفانِ خفته در نفسِ شرمسارِ خاک

از دشت و کوه، مرکبِ رویا بساختم،
پوینده مانده‌ام به مسیرِ غبارِ خاک

تا پرچمت به قله‌ی تاریخ، بنگری،
خورشید می‌دمد به دلِ بی‌قرارِ خاک
 
موضوع نویسنده

STARLET

سطح
4
 
⁦⁦୧⁠(⁠ارشد بخش ادبیات)⁠୨⁩
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
طراح آزمایشی
شاعر آزمایشی
کپیست انجمن
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
Feb
3,663
16,277
مدال‌ها
10
«از نخ صدایم بگذر»


از نخ صدایم بگذر، اگر که می‌شنوی
پیچیده در حنجر، خاکِ شهرِ مثنوی

آوازِ من، ترک‌خورده در گلو، وطن
بوی تو را نچیده‌ست، سطرِ واژه‌گوی

در سجده‌های غربتِ دورم، گریستم
با گریه‌های گمنامِ قنطره، به‌سوی

موی سپید و تار به تارم، روایت است
از خاکِ گرمِ تفته‌ی آن سی*ن*ه‌پوشِ خوی

یک کوزه‌ام، ترک‌خورده از سال‌های دور
با اشک پر شدم، ولی از تو، آب‌جوی
 
موضوع نویسنده

STARLET

سطح
4
 
⁦⁦୧⁠(⁠ارشد بخش ادبیات)⁠୨⁩
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
طراح آزمایشی
شاعر آزمایشی
کپیست انجمن
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
Feb
3,663
16,277
مدال‌ها
10
«خاکِ مقدّس»


ای خاستگاهِ بارشِ آیاتِ آفتاب
نامت، طنینِ روشنِ یک سوره در کتاب

در ریشه‌های سبز تو، افسانه دم‌زده‌ست
از تیغ و تاج و تاول و تسبیحِ پیچ‌تاب

کوهت، حماسه‌ریخته در استخوانِ سنگ
دریات، شعرِ جاریِ خون در شبِ خراب

بر دوشِ باد، پرچم تو را بوسه می‌زند
خورشید، هر سحر، به لبت می‌زند گلاب

ای در تو بغض و بوسه و بانگ و بزم، جمع
از مهرِ مادرانه‌ات، آوازِ مستیاب
 
آخرین ویرایش:
موضوع نویسنده

STARLET

سطح
4
 
⁦⁦୧⁠(⁠ارشد بخش ادبیات)⁠୨⁩
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
طراح آزمایشی
شاعر آزمایشی
کپیست انجمن
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
Feb
3,663
16,277
مدال‌ها
10
«نامی که باد بُرد، به یاد ماند»

نامی نداشت سایه‌ام آن‌گاه که فتاد
بر خیمه‌گاهِ میهن و آتش درونِ باد

بی‌نام‌تر ز بارقه‌ی شعله‌ در کبود
اما فغانِ من، به درختان وطن، نهاد

با خاک آشنا شدم، آن‌قدر در سکوت
تا استخوان من، به در و دشت، ریشه داد

در من هزار صورتِ تاریخِ رفته بود
چشمی که خون گریست، زنی که نغمه‌زاد

اکنون به سنگِ سردِ مزارم اگر رسی
خطی نخوانده‌ مانده‌ام از شعله‌های باد
 
موضوع نویسنده

STARLET

سطح
4
 
⁦⁦୧⁠(⁠ارشد بخش ادبیات)⁠୨⁩
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
طراح آزمایشی
شاعر آزمایشی
کپیست انجمن
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
Feb
3,663
16,277
مدال‌ها
10
«خوابِ مرا به نیزه نیارای!»
ای پاره‌پاره از نفس و خاک و استخوان
ای در من آرمیده‌، ولی جاودانه‌ جان

من سی*ن*ه‌ای‌م که موجِ هزاران نوا در اوست
از لحنِ رستم و غمِ آرش، به‌هم‌سران

شمشیر و شانه، برف و تبر، دشت و شعله‌ها
در من نشسته‌اند، چه بی‌تاب و هم‌زبان

یک عمر خواب دیدم و هر خواب، خنجری‌ست
که شقه می‌کند دلِ خاکِ پرآشیان

آه ای مسافر وطن، ای شکسته‌بال
خوابم مبَر، به نیزه نیارای استخوان
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا پایین