- Feb
- 3,616
- 17,022
- مدالها
- 10
بود و نبود روزگار را بیخیال!
من حق دارم که چشمانت را صاحب شوم؛ آخر آنها روزی ثمرهی عشقم بودند.
نگاهت آدم را به غفلت میکشاند. در فکر های ریز و درشتم که پرسه میزدی، دیگر در این مکان و زمان نیستم. مکانی ساخته شدهبود برای تمام لیلاهایی که وصال و هجران را در ذهنشان پروراندهبودند... .
وصال و هجرانی که بوی محنتش آدم را پشیمان از هر عشق میکند.
من حق دارم که چشمانت را صاحب شوم؛ آخر آنها روزی ثمرهی عشقم بودند.
نگاهت آدم را به غفلت میکشاند. در فکر های ریز و درشتم که پرسه میزدی، دیگر در این مکان و زمان نیستم. مکانی ساخته شدهبود برای تمام لیلاهایی که وصال و هجران را در ذهنشان پروراندهبودند... .
وصال و هجرانی که بوی محنتش آدم را پشیمان از هر عشق میکند.
آخرین ویرایش توسط مدیر: