جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

اشعار درحال تایپ {اتفاق اشتباهی} اثر ▪︎معصومه بخشی/آفل جور کاربر انجمن رمان بوک▪︎

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته اشعار و دکلمه کاربران توسط Afeljor با نام {اتفاق اشتباهی} اثر ▪︎معصومه بخشی\/آفل جور کاربر انجمن رمان بوک▪︎ ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 2,067 بازدید, 35 پاسخ و 15 بار واکنش داشته است
نام دسته اشعار و دکلمه کاربران
نام موضوع {اتفاق اشتباهی} اثر ▪︎معصومه بخشی\/آفل جور کاربر انجمن رمان بوک▪︎
نویسنده موضوع Afeljor
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط Afeljor
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
موضوع نویسنده

Afeljor

سطح
1
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
368
3,987
مدال‌ها
3
در دلم جنگ جهانی شده است!
عقل و منطق روانی شده است!
کودکی در تبانی عشق انتحاری شده است!
قاتل بالغش است که عصبانی شده است!
 
موضوع نویسنده

Afeljor

سطح
1
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
368
3,987
مدال‌ها
3
یا رب تو می‌دانستی نمی‌شود!
چرا آنقدر او در خاطرم عزیز کردی!
چه حکمتی در این شکستن است
که مرا از چشم خودم ذلیل کردی!؟
خواستی بگویی گل خار دارد؟
یا عشق در آستینش یک مار دارد!؟
اصلا عاشق شدن چه سود!
که حکمتت آنقدر رمز و راز دارد!
 
موضوع نویسنده

Afeljor

سطح
1
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
368
3,987
مدال‌ها
3
انگار زندگی با ما سرلج دارد!
برخلاف خواسته‌هایمان می‌چرخد
کاش از سر کچلمان دست بردارد!
در تلاش است که بگوییم اشتباه کردیم
زندگی را ساده گرفتیم عمرمان را تباه کردیم
زندگی به سادگی پیچیده است
ما را می خنداند...
ناگه خنده را از روی لب می‌چیند!
زندگی لطف کن بیا آشتی کن!
همین یک‌بار یک اشتباهی کن!
بگذار، بگذار آنچه می‌خواهم بشود
رویاهایم با دست پر از کنارت برود...
 
موضوع نویسنده

Afeljor

سطح
1
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
368
3,987
مدال‌ها
3
آمدم شراب شوم مستت کنم
کز می‌خانه بیرون آمدی، توبه کردی
آمدم باران شوم لمست کنم
چتر گرفتی و رد مرا خشک کردی
آمدم ناجی شوم الستت کنم
از قصه بیرون کشیدی راوی شدی!
آخر آمدم همچون تو شوم
که خودت به خودت هم پشت کردی


✍️#آفل‌جور
 
موضوع نویسنده

Afeljor

سطح
1
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
368
3,987
مدال‌ها
3
دگر به دنبال رد پایم در قلبت نمی‌گردم
آن در را ببند هر چند خوشحال برنمی‌گردم
گفتی بود و نبودم برایت مهم نیست، باشد
خدایم دوسم دارد بهتر از تو نصیب باشد!
#آفل_جور✍
 
موضوع نویسنده

Afeljor

سطح
1
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
368
3,987
مدال‌ها
3
خواستم عاشق شوم...
از شیطان پرسیدم عشق چیست!؟
دوست داشتن یک غریبه به چه شکلیست!؟
بی‌درنگ گفت عشق چون شعله‌ایست
که می‌رقصد و می‌سوازند...
وصفش در یک جمله نیست!
گفتم یارب توصیفش بکن
بهتر از مابقی تعریفش بکن؟
گفت آدمیزاد دنبال چه می‌گردی؟
به کسی که نمی‌شناسی دل می‌بندی!؟
گفتم دل در اینجا بی‌تقصیر است!
او را که می‌بیند تسلیم است!
از گناه عشقش نمی‌ترسم
اگر بسوزم هم باز نمی‌لرزم!
گفتا که خوب تحلیف کردی
خودت پاسخت را تکمیل کردی!
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا پایین