جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

مجموعه اشعار اشعار نظامی

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته اشعار شاعران توسط Mr. Sarmast با نام اشعار نظامی ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 7,878 بازدید, 233 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته اشعار شاعران
نام موضوع اشعار نظامی
نویسنده موضوع Mr. Sarmast
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط mobina01

آیناز

سطح
3
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
May
2,053
31,922
مدال‌ها
5
کان پیرزن بلا رسیده

دور از تو به هم نهاد دیده

رخت از بنگاه این سرا برد

در آرزوی تو چون پدر مرد
 

آیناز

سطح
3
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
May
2,053
31,922
مدال‌ها
5
مجنون ز رحیل مادر خویش

زد دست دریغ بر سر خویش

نالید چنانکه در سحر چنگ

افتاد چنانکه شیشه در سنگ
 

آیناز

سطح
3
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
May
2,053
31,922
مدال‌ها
5
می‌کرد ز مادر و پدر یاد

شد بر سر خاکشان به فریاد

بر تربت هر دو زار نالید

در مشهد هر دو روی مالید
 

آیناز

سطح
3
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
May
2,053
31,922
مدال‌ها
5
خویشان چو خروش او شنیدند

یک یک ز قبیله می‌دویدند

دیدند ورا بدان نزاری

افتاده به خاک بر به خواری
 

آیناز

سطح
3
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
May
2,053
31,922
مدال‌ها
5
خونابه ز دیده‌گاه گشادند

در پای فتاده در فتادند

هر دیده ز روی سست خیزی

می‌کرد بر او گلاب ریزی
 

آیناز

سطح
3
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
May
2,053
31,922
مدال‌ها
5
چون هوش رمیده گشت هشیار

دادند بر او درود بسیار

کردند به باز بردنش جهد

تا با وطنش کنند هم عهد
 

آیناز

سطح
3
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
May
2,053
31,922
مدال‌ها
5
آهی زد و راه کوه برداشت

رخت خود ازان گروه برداشت

می‌گشت به گرد کوه و هامون

دل پرجگر و جگر پر از خون
 

آیناز

سطح
3
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
May
2,053
31,922
مدال‌ها
5
مشتی ددکان فتاده از پس

نه یار ک.س و نه یار او ک.س

سجاده برون فکند از آن دیر

زیرا که ندید در شرش خیر
 

آیناز

سطح
3
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
May
2,053
31,922
مدال‌ها
5
زین عمر چو برق پای در راه

می‌کرد چو ابر دست کوتاه

عمری که بناش بر زوالست

یک دم شمر ار هزار سالست
 

آیناز

سطح
3
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
May
2,053
31,922
مدال‌ها
5
چون عمر نشان مرگ دارد

با عشوه او که برگ دارد

ای غافل از آنکه مردنی هست

واگه نه که جان سپردنی هست
 
بالا پایین