- Sep
- 659
- 1,150
- مدالها
- 2
منبع: تاریخ ما
هنگامیکه امپراتوری روم غربی، درنتیجه عصیانهای بردگان و اجتماعات و یورشهای بربرها از پای درآمد، امپراتوری روم شرقی به وجود آمد. قسطنطنیه ، پایتخت روم شرقی، در جای کلنی قدیم یونان، بیزانس پا گرفت. تمام قلمرو امپراتوری روم شرقی را به جهت نام پایتختش امپراتوری بیزانس یا بهاختصار، بیزانس نامیدند( آگیبالووا و دنسکوی، ۱۳۵۷،ص ۵۷) .با جدایی امپراتوری، اختلاف میان بخشهای شرقی و غربی آن شدت یافت.
عامل بروز این اختلافات، تمرکز تمامی فعالیتهای انسانی، سـ*ـیاسی و فرهنگی در شرق و فروپاشی سنگ بنای اصلی تمدن قدیم لاتین در غرب بود. مسیحیت، با تفاوتهایی در شرق و غرب توسعه مییافت و استقلال قوه روحانی در مقایسه با قوه دنیوی، از رشد بیشتری برخوردار بود (نوذری، ۱۳۷۳،ص ۸۳).در اروپای غربی تنها ویرانهها بود که عظمت و شکوه شهرهای ادوار گذشته را به یاد میآورد، درحالیکه شهرهای بیزانس به رشد و پیشرفت خود ادامه میداد، جمعیت شهرهای مانند قسطنطنیه و اسکندریه و انطاکیه، سر به صدها هزار نفر میزد.
در خیابانها و بازارهای این شهرها، مغازهها و کارگاههای زیادی وجود داشت. پیشه وران، ساز و برگ جنگی گرانبها، پارچههای ابریشمی فاخر و جواهر و ظروف بلورین میساختند. شهرت پیشه وران ماهر پایتخت بیزانس در دورترین کشورها پیچیده بود. یکی از نویسندگان، قسطنطنیه را « کارگاه بزرگ اشیاء تجملی »نامیده است آگیبالووا و دنسکوی، ۱۳۵۷،ص ۸-۵۷). آنچه اهمیت بیزانس را افزون ساخته بود، پایداری آن در برابر یورشهای پیگیری بود که بهویژه از سوی آسیا برمیخاست.
هنگامیکه امپراتوری روم غربی، درنتیجه عصیانهای بردگان و اجتماعات و یورشهای بربرها از پای درآمد، امپراتوری روم شرقی به وجود آمد. قسطنطنیه ، پایتخت روم شرقی، در جای کلنی قدیم یونان، بیزانس پا گرفت. تمام قلمرو امپراتوری روم شرقی را به جهت نام پایتختش امپراتوری بیزانس یا بهاختصار، بیزانس نامیدند( آگیبالووا و دنسکوی، ۱۳۵۷،ص ۵۷) .با جدایی امپراتوری، اختلاف میان بخشهای شرقی و غربی آن شدت یافت.
عامل بروز این اختلافات، تمرکز تمامی فعالیتهای انسانی، سـ*ـیاسی و فرهنگی در شرق و فروپاشی سنگ بنای اصلی تمدن قدیم لاتین در غرب بود. مسیحیت، با تفاوتهایی در شرق و غرب توسعه مییافت و استقلال قوه روحانی در مقایسه با قوه دنیوی، از رشد بیشتری برخوردار بود (نوذری، ۱۳۷۳،ص ۸۳).در اروپای غربی تنها ویرانهها بود که عظمت و شکوه شهرهای ادوار گذشته را به یاد میآورد، درحالیکه شهرهای بیزانس به رشد و پیشرفت خود ادامه میداد، جمعیت شهرهای مانند قسطنطنیه و اسکندریه و انطاکیه، سر به صدها هزار نفر میزد.
در خیابانها و بازارهای این شهرها، مغازهها و کارگاههای زیادی وجود داشت. پیشه وران، ساز و برگ جنگی گرانبها، پارچههای ابریشمی فاخر و جواهر و ظروف بلورین میساختند. شهرت پیشه وران ماهر پایتخت بیزانس در دورترین کشورها پیچیده بود. یکی از نویسندگان، قسطنطنیه را « کارگاه بزرگ اشیاء تجملی »نامیده است آگیبالووا و دنسکوی، ۱۳۵۷،ص ۸-۵۷). آنچه اهمیت بیزانس را افزون ساخته بود، پایداری آن در برابر یورشهای پیگیری بود که بهویژه از سوی آسیا برمیخاست.