جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

تاریخ جهان امپراتوری بزرگ بیزانس

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته تاریخ جهان توسط aliasghar با نام امپراتوری بزرگ بیزانس ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 480 بازدید, 30 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته تاریخ جهان
نام موضوع امپراتوری بزرگ بیزانس
نویسنده موضوع aliasghar
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط aliasghar
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
شهر به سبک و سلیقه رومی ساخته شد (آلبر ماله و ایزاک، ۱۳۴۵،ص ۳۳۹ ). قسطنطنیه، در طی دو قرن پس از پایتخت شدن،تبدیل به غنی ترین و زیباترین و متمدن‌ترین شهر جهان شد و تا ده قرن نیز به همان حال باقی ماند. در۳۳۷ میلادی، جمعیتی در حدود پنجاه‌هزار نفر داشت.در ۴۰۰میلادی، حدود صد هزار؛ و در سال ۵۰۰ میلادی، (دورانت،۱۳۷۳ ،ص۹).
در آن زمان، جمعیت پاریس به ۰۰۰/۱۰۰نفر هم نمیرسید(رنه گوئردان ،۱۹۷۳،ص۳۴). به‌این‌ترتیب، دنیای رومی پیش از کنستانتین یک پایتخت داشت که عبارت بود از روم.بعد از کنستانتین، علی الظاهر دو پایتخت داشت، روم و قسطنطنیه، ولی درواقع، در مقابل روم که در حال انحطاط بود، قسطنطنیه هر روز بزرگ‌تر می‌شد و هم اینکه مقر امپراتوری و مرکز ادارات بود، کافی بود که به پایتخت حقیقی مبدل شود. درنتیجه، می‌توان گفت که مغرب لاتینی روبه‌زوال بود و مشرق یونانی روبه‌پیشرفت. ثانیاً، بنای قسطنطنیه علامت غلبه مشرق و مغرب و غلبه شکل مخصوص بسیار شرقی تمدن یونانی بر تمدن لاتینی بود.این پیش درآمد تمدن جدیدی شد که شایسته است تمدن بیزانسی نامیده شود (لومرل،۱۳۲۹ ،ص ۳۱).
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
علل انتخاب قسطنطنیه

الف )سوق الجیشی : قسطنطنیه در مقابل اقوام ژرمنی و ایلیری از طرفی، تهدیدات شدید گتها و ایرانیها، از طرف دیگر، قلعه مستحکمی بود ، به‌ویژه ، با افزایش خطوط مستحکمی که از زمان تئودوز دوم از کناره های مرمره تا انتهای «شاخه زرین » ساخته شد و امروز هم آثار آن باقی است. قسطنطنیه به شهری نظامی و قلعه‌ای تسخیر ناپذیر مبدل شده بود به‌طوری‌که هجوم اقوام وحشی و متجاوزان اروپایی و آسیایی (هونها، آوارها، بلغارها ، روس‌ها ، پچنگها- اعراب )در برابر این دیوارهای مستحکم با شکست روبه‌رو شدند و نتوانستند به آن دیوار ها آسیب برسانند و رخنه کنند. درصورتی‌که موقعیت شهر روم، به علت دور بودن از صحنه‌های کارزار، این ارزش و اهمیت جغرافیای را نداشت. همچنان که پیشتر گفتیم قسطنطنیه در محل اتصال قاره آسیا و اروپا و در پای تپه های بنا شده بود که دفاع از آن آسان بود و نزدیک بندر بسیار مناسب «شاخه زرین » بود که می‌توانست بیش از هزار کشتی را پناه دهد. بنابراین، میتوان گفت که ازلحاظ سوق الجیشی و تامین قوای بری وبحری در مقابل مهاجمان شمالی وشرقی موقعیت مناسبی داشت
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
ب)اقتصادی: در روزهای جنگ و هرج‌ومرج شهر قسطنطنیه برای حمل و نقل خواربار و امور تجارتی شاهراه مناسب و امنی بود و منظور دولت امپراتوری را از این راه با دولتهای آسیای برآورده می ساخت. و ازاین‌رو، ازلحاظ تهیه تدارکات و بهبود اقتصادیات کشور نقش مهمی را بازی می‌کرد. در حقیقت، می‌توان گفت ارتباط بین دریای مدیترانه و ممالک ساحلی دریای سیاه و نیز اروپا و آسیا را برقرار می ساخت.

ج)سـ*ـیاسی: انحطاط عمومی ایتالیا، که در قرن دوم میلادی بسیار واضح بود، بیش از پیش شدت گرفته بود و روم دیگر اعتبار اولیه را نداشت و فعالیت‌های سـ*ـیاسی و اداری در آن شهر به‌کلی متوقف‌شده بود، کما اینکه در زمان حکومت چهارنفری دیوکلسین این شهر مرکزیت نداشت و پایتخت به شمار نمی‌آمد. درصورتی‌که شرق با ثروت و تمدن خود با نهایت وضوح همچون منطقه حساس وزنده امپراتوری عرض انـ*ـدام می‌کرد (مویدی ،۱۳۴۵ ،صص۲۶،۲۵). روم نیز که مغرورانه، به خیال امتیازات کهنه خود، به حال رکورد باقی‌مانده بود، شهر مرده ای به شمار می‌آمد (لومرل، ۱۳۲۹،ص ۲۹).
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
وجه‌تسمیه قسطنطنیه –استانبول
نخستین نامی که، با استناد به نوشته پلینیوس، برای این شهر آورده شده لیگوس و یا لیکوس است. این شهر در محلی که امروز به سرای بورنو معروف است، قرار داشته، و احتمالاً تا زمان تشکیل شهر بیزانتیون موجود بوده است؛ اما کهن‌ترین و معروف‌ترین نامی که از این شهر در مأخذ آمده بیزا نتیون و بوزانتیون است که از واژه تراکیایی بیزانس، بوزاس، یا ویزاس، که نام مشخص است، گرفته‌شده است( اینالحق، ۱۳۷۳ جلد هشتم ). پس از افتتاح بیزانتیوم، در ۱۱ مه ۳۳۰ میلادی، این شهر به نام بانی آن به کنستانتینو پولیس، یعنی شهر کنستانتین، معروف شد. کنستانتین به عربی و قسطنطین وکنستانتینو پولیس به قسطنطنیه معروف گردید.
این نام که در آغاز فقط برای تعریف و به مفهوم شهر کنستانتین به کار برده می‌شد، در سده‌های میانه، بیشتر از نام بیزانتیوم عمومیت پیدا کرد و به صورت‌های کنستانتینوبل، کنستانتینوپل، کنستنتینوپولی و اختصار کوپسولی نامیده شد. مردم شهر کنستانتینوپل برای راحتی آن را فقط «پولیس» می‌نامیدند
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
وجه‌تسمیه قسطنطنیه –استانبول
نخستین نامی که، با استناد به نوشته پلینیوس، برای این شهر آورده شده لیگوس و یا لیکوس است. این شهر در محلی که امروز به سرای بورنو معروف است، قرار داشته، و احتمالاً تا زمان تشکیل شهر بیزانتیون موجود بوده است؛ اما کهن‌ترین و معروف‌ترین نامی که از این شهر در مأخذ آمده بیزا نتیون و بوزانتیون است که از واژه تراکیایی بیزانس، بوزاس، یا ویزاس، که نام مشخص است، گرفته‌شده است( اینالحق، ۱۳۷۳ جلد هشتم ). پس از افتتاح بیزانتیوم، در ۱۱ مه ۳۳۰ میلادی، این شهر به نام بانی آن به کنستانتینو پولیس، یعنی شهر کنستانتین، معروف شد. کنستانتین به عربی و قسطنطین وکنستانتینو پولیس به قسطنطنیه معروف گردید.
این نام که در آغاز فقط برای تعریف و به مفهوم شهر کنستانتین به کار برده می‌شد، در سده‌های میانه، بیشتر از نام بیزانتیوم عمومیت پیدا کرد و به صورت‌های کنستانتینوبل، کنستانتینوپل، کنستنتینوپولی و اختصار کوپسولی نامیده شد. مردم شهر کنستانتینوپل برای راحتی آن را فقط «پولیس» می‌نامیدند
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
مورخان نیز گاه عنوان پولیس را برای این شهر به کار می برند. یونانی‌ها با افزودن پیشوند استین یا استن آن را استینپولیس یا استنپولیس که به معنی در شهر و یا به شهر است، نامیدند( اینالحق، ۱۳۷۳، جلد هشتم ). مسعودی ۱۳۷۴ ،جلد اول،ص ۳۰۹). در مروج الذهب می‌نویسد: « قسطنطین وقتی در روم پادشاه شد، بت‌پرست بود و اول ک.س از ملوک روم که از رومیه به بوزنطیا انتقال یافت او بود.
بوزنطیا همان شهر قسطنطنیه است که به ساخت و به نام خویش نامید و تا روزگار ما همان نام دارد.» این شهر با عظمت که در کنار بو سفر قرار دارد به چندین نام مشهور بوده است. اسلاوها آن را تزارگراد، یعنی شهر امپراتور، شمالیها میکلاگارد یا میکل کارت یعنی شهر با عظمت، می‌خواندند. یونانی‌ها و رومی‌ها آن را بوزانتیون و بوزانتیوم به نام قدیم این شهر و همچنین به نام روم جدید و بخصوص کنستانتینوپولیس می‌شناختند. کنستانتین (قسطنطین) در سال ۳۳۰ میلادی در آنجا پایتخت جدیدی برای امپراتوری خود بنا نهاد. مسلمانان آن‌سوی مرزهای شرقی و جنوبی امپراتوری این نام تازه را قسطنطنیه یا قسطنطنیه می‌گفتند. اهالی بیزانس معمولاً به‌سادگی به نام هه پولیس از پایتخت باشکوه خود یاد می‌کنند.
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
در وجه اشتقاق استانبول اختلاف است: نظری که بیشتر مقبول افتاده همان است که آن را از عبارت ایس تن پولین مشتق می داند و شاید مسلمانان آن را به همین سان از همسایگان یونانی خود در آسیای صغیر شنیده باشند. نام استانبول، باوجودی که ترک‌ها و دیگر مسلمانان آن را زیاد به کار می‌بردند، در دستگاه دولت عثمانی رسمیت نیافت و به‌جای آن کلمه اسلامبول که به معنای «سرشار از اسلام » از آن مراد گرفته می‌شود و به سکه‌ها و اسناد عثمانی نقش بست، لیکن بیشتر سلاطین عثمانی، از زمان فتح شهر تا سقوط امپراتوری، ترجیح دادند که نام قسطنطنیه را حفظ کنند یا عناوین شاعرانه‌ای چون قبه سلطنت و باب السعادت بر آن پیرایه بندند. نام قسطنطنیه تا سال ۱۹۳۰ میلادی همچنان باقی بود و از آن سال به بعد به طور رسمی و برای همیشه به استانبول مبدل شد. در عهد سلطنت سلجوقیان آناطولی و اوایل عثمانیان istinbol (استنبل)، istanbol (استنبل)، یاistanbul (استنبول)نامیده می‌شد. شیلتبرگر رواج نامistambili (استمبلی) را در اواخر قرن هشتم /چهاردهم تایید می‌کند. و صورت ارمنی این نامstampol )استمپل) است.

در شهر عثمانی به‌صورتs (i )tinbol (ستنبول) نیز به کار رفته است (اینا الحق، ۱۳۷۳ ،ص۱). مسعودی می‌نویسد: ((رومیان آنجا را بولن می گویند و چون خواهند معلوم کنند که آنجا پایتخت است آنجا را استنبولن گویند و قسطنطنیه نگویند بلکه این عنوان را عربان بکار برند (مسعودی، ۱۳۴۹،ص۱۲۷). قسطنطنیه به سرزمین وسیعی پیوسته که تا رومیه و دیار فرنگ و اندلس و سایر اقوام شمالی امتداد دارد و به سرزمین مشرق تو قلمرو ترک و خراسان تا هند و چین پیوسته است. خلیجی که از دریای مایطس که اکنون به نام خزری معروف است آغاز می‌شود و به دریای روم می‌ریزد، از سه سو به شهر احاطه دارد و جهت غربی و جنوبی خشکی دارد (مسعودی، ۱۳۴۹ ،ص۱۲۷). موریسن در اواخر قرن دهم /شانزدهم می‌نویسد که ساکنان یونانی stiboli (ستمبلی) و ترک‌ها stambol(ستمبل) می‌گفتند.
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
امروزدر مشتق شدن صورت ترکی آن: stanbol/ stinbolاز lstan(m)bol/lstin(m)bolازlstanmbul مأخوذ از استانپولین یونانی تردیدی نیست. نام اسلامبول (جای وفور اسلام)، به نوشته منابع ارمنی معاصر، ابداع خود سلطان محمد دوم، فاتح استانبول بوده است. این عنوان در اسناد قرن نهم /پانزدهم یافت می‌شود. فرمان ۱۱۷۴/۱۷۶۰مقرر داشته که در سکه‌ها ((اسلامبول)) جانشین قسطنطنیه شود. اما در میان مردم، استانبول یا استامبول متداول بود. تلفظ رسمی امروزی آن در ترکیه، lstanbul )استانبول) است.

درباره بیزانتیوم باید گفته شود، نام اصلی byzantion(بیزانتیون) که ریشه تراکیایی دارد، از متون عثمانی، گاه به عنوان نام پیشین شهر، و به صورت‌های گوناگون عربی و ارمنی (بزنطیه، بزندیه، پوزانتا، بوزانتیس ) ذکر می‌شود (اینالحق، ۱۳۷۳ ،صص۳-۲). در طول تاریخ پر فراز و نشیب شهر استانبول، آنجا را به عناوین و القابی متصوف کرده‌اند که نشان از اهمیت آن دارد. مانند: آنتوسا(اباد) در نخستین سده های امپراتوری بیزانس: تئوفیلاکتسthephylaktos به معنی خدایش نگهدارد، دارالسلطنه، در سعادت، آستانه سعادت، دارا الاسلام، دارا الخلافه و… برخی صفات ترکی نیز، که ابداعی سلطان محمد فاتح است، مانند بغازکستن (گلوبر)، ایل باسان (جماعت شکن) به کار رفته است (اینالحق، ۱
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
جانشینان کنستانتین
پس از مرگ کنستانتین در سال ۳۳۸میلادی، نزدیک به دو قرن، یعنی تا آغاز جلوس ژوستینین به تـ*ـخت سلطنت، وضع بیزانس مجدداً رو به خرابی گذاشت و با سلسله‌ای اغتشاش‌ها و هرج‌ومرج‌هایی توأم بود. در این مدت مهم‌ترین وظیفه جانشینان وی این بود که مشرق را از دستبرد و استیلای وحشیانه و مسیحیت را از نفوذ مشرکین حفظ و نگاهداری نمایند. در این دوره، که آن بیست امپراتور یکی پس از دیگری زمام حکومت را به دست گرفتند، فقط سلطنت چند نفر از آن‌ها طولانی و از بیشتری داشته است. جای کنستانتین دوم، پسر کنستانتین را پسرعموی او ژولین گرفت ( از سال ۳۶۱ تا ۳۶۳ میلادی). و با نامبرده چراغ دودمان(نظر تاریخی اهمیت کنستانس کلور).خاموش شد. پس‌ازآن، والان تین ین بر مغرب حکومت کرد و والانس بر مشرق، و جای والانس را امپراتور اسپانیایی تئودوز اول ملقب به کبیر گرفت( ۳۷۹- ۳۹۵ میلادی). تئودوز قبل از مرگ مملکت رابین دو پسر تقسیم کرد:

مشرق زمین به ارکادیوس پسر ارشد و مغرب زمین به هنریوس رسید. تقسیم مملکت روم، در ۳۹۵ میلادی، میان دو پسرتئودوز، بزرگ، دولت روم شرقی را به وجود آورد. دولت مزبور از ابتدای پادشاهی ارکادیوس، ۳۹۵، تا افتادن قسطنطنیه به دست ترک‌ها۱۴۳۵، ۱۰۵۸ سال دوام داشت. ارکادیوس ،پسر بزرگ تئودوز، ۳۹۵ تا ۴۰۸ میلادی قیصر روم شرقی بود. او خود را «سزار» یعنی «قیصر» و«اوگوستوس»، که عناوین اوکتاویوس، اولین قیصر روم بود، خواند. درباره آرکادیوس با دربار ساسانی رقابت می‌کرد. پادشاهان روم شرقی شهری را که کنستانتینوس بزرگ برای روم مسیحی، در سرحد اروپا و آسیا، بناکرده بود دارالملک قراردادند.
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
شهر مزبور استحکام طبیعی و حصاربندی بسیار مضبوط داشت و ازاین‌رو ،صدها سال از تهاجم دشمنان مصون ماند (شیبانی،۱۳۱۴،صص ۳۰-۱۲۹). بعد از ارکادیوس ، ( ۴۰۸میلادی) پسرش تئودوسیوس دوم در هفت سالگی به امپراتوری رسید.وی، بر اساس وصیت‌نامه پدرش ، تحت سرپرستی یزدگرد اول پادشاه ایران قرار گرفت. یزدگرد اول او را به فرزندی برگزید و سـ*ـیاست خارجی خویش را بر اساس صلح دائمی به دولت روم قرارداد. در این مدت نیز پولشریا خواهر بزرگ تئودوسیوس تربیت او را بر عهده گرفت. هنگامی‌که تئودوسیوس به سن رشد رسید، به دلیل عدم‌کفایتش در اداره امور کشور ، حکومت به خواهرش واگذار شد.
در این دوره، نه تنها بیمارستان‌ها و صومعه‌های فراوانی در روم ساخته شد، بلکه مجموعه قوانین تئودوری که از بدو حکومت قسطنطین اول وضع‌شده بود به همت گروهی از حقوقدانان تدوین و منتشر شد.مفاد این مجموعه قوانین ، تا هنگام تدوین مجموعه‌ای بزرگ‌تر در زمان ژوستینین، در دو بخش شرقی و غربی امپراتوری به اجرا درمی‌آمد. پس از تئودوسیوس دوم ،مارسیان همسر پولشریا، زمام امور را به دست گرفت وتوانست در برابر باج‌خواهی هونها ایستادگی کند. و با درگذشت مارسیان، در سال ۴۵۷ میلادی، سلسله تئودوری منقرض شد و سلسله تراسی زمام امور حکومت را به دست گرفت (نو ذری، ۱۳۷۳،ص ۸۴).
 
بالا پایین