جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

تاریخ جهان امپراتوری بزرگ بیزانس

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته تاریخ جهان توسط aliasghar با نام امپراتوری بزرگ بیزانس ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 480 بازدید, 30 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته تاریخ جهان
نام موضوع امپراتوری بزرگ بیزانس
نویسنده موضوع aliasghar
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط aliasghar
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
سلسله تراسی(۵۱۸-۴۵۷میلادی)

وضع امپراتوری، خواه به سبب تهدید بربرها و خواه به علت شورش‌ها و توطئه‌هایی که درواقع بلای حقیقی مشرق بود، تعریفی نداشت (دولاندلن، ۱۳۷۰ ،ص ۳۴۹).بعد از مرگ مارسیان، یکی از فرماندهان نظامی به نام لئون که متولد تراس بود، به امپراتوری انتخاب شد. وی از سـ*ـیاست مارسیان دست برداشت و از فشار وارد کردن بر کسانی که از مقررات کالسدوان د ناراضی بودند خودداری کرد. مارسیان، ۴۵۱ میلادی، چهارمین شورای مذهبی را در کالسدوان شهری در کنار بو سفر و جنوب اسکدار امروزی و رو به روی قسطنطنیه، تشکیل داد. نمایندگان پاپ نیز در این مجلس حضور داشتند. در مجمع کالسدوان، با آن‌که اسقفها اسکندریه شکست خوردند. مصر و سوریه و حتی قسمتی از آسیای صغیر به اصول مونوفیزیست وفادار ماندند و به‌فوریت کلیساهای مونوفیزیست به ضد مجمع کالسدوان متحد شد. به‌این‌ترتیب، لئون سـ*ـیاست تسامح با آنان را در پیش گرفت.
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
او، با استفاده از ایزوری های بیرحم، مخالفان را از میان برداشت و تا ابد به نفوذ گتها در قسطنطنیه خاتمه داد، در دفع خطر بزرگی که ناشی از نهضت‌های عمیق نژادی بود و روسای جاه‌طلب آنان نیز از آن نسبت به نفع خود استفاده می‌کردند چندان کار آسانی نبود. کما اینکه، با کمک زنون فرمانده سپاه ایزوریها، نیز، که با آریادن، دختر امپراتوری ازدواج کرده بود، باز نتوانست امپراتوری را از هجوم توده‌های ژرمنی نجات دهد( مویدی، حسنقلی، ۱۳۴۵،صص ۴۴). لئون اول، بنیان‌گذار سلسله تراشی، در سال ۴۵۷ میلادی، پس از جنگ‌های مختلف با واندالها و دیگر اقوام بربر، به سال ۴۷۴ میلادی درگذشت. پس از دامادش زنون اول( ۴۹۱_ ۴۷۱)بر تـ*ـخت نشست.

در زمان زنون، زمام امور مملکت فوق‌العاده مختل و در شرف انحطاط و انقراض بود و در زمان او دولت روم غربی منقرض گردید. ازنظر مذهبی، امپراتور در برابر مخالفان کالسدوان بیش از سلف خود خیال همکاری و مساعدت را داشت و می‌خواست که آنان را دوباره به‌کلیسا بازگرداند و، برای آنکه به‌منظور خود برسد، در سال ۴۸۲میلادی، بیانیه‌ای به نام هنوتیکون صادر کرد که اساساً برای کلیسای مصر نوشته‌شده بود و از بحث صریح راجع به دو طبیعت مسیح احتراز می‌کرد.
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
در این بیانیه آشکارا جان مخالفان کالسدوان نگاه داشته شده و شرایطی پیشنهادشده بود که مخالفان با آن موافقت کنند (مویدی، حسنقلی، ۱۳۴۵،ص ۴۶). زنون در سال ۴۹۱ میلادی درگذشت و آناستاز جانشین او گردید. وی مردی باتدبیر ولی فاقد قدرت و نیروی کار بود دولاندلن، ۱۳۷۰،ص ۳۴۹). وی مالیات‌ها را کاهش داد، نبرد انسان و درندگان را در نمایش‌های عمومی غدغن کرد، شهر قسطنطنیه را با ساختن دیواری به طول چهل مایل از دریای مرمره تا دریای سیاه، تقریبا تسخیر ناپذیر کرد و بودجه امپراتوری را به مصرف کارهای عام‌المنفعه رسانید( نوذری، ۱۳۷۳،ص ۸۶). این امپراتور در ۵۱۸ میلادی درگذشت (دولاندلن، ۱۳۷۰،ص ۳۴۹). در این دوره فکر امپراتوری واحد تحت نظر یک شورای امپراتوری همواره پابرجا بود.

اما مخالفت شرق و غرب (روم غربی و روم شرقی) ادامه داشت و در این صفت مهم دوره‌ای است که هدف بحث ماست، این مخالفت چندین علت داشت: (لومرل، ۱۳۲۹،ص ۴۴) قوای حیاتی امپراتوری همه در مشرق بودند، این همان چیزی بود که کنستانتین با بنای قسطنطنیه تایید کرد و توسعه سریع شهر درست بودن نظر او را نشان داد. شهر به‌قدری با سرعت توسعه یافت که به‌زودی در میان دیوارهای خود به تنگنا افتاد و در زمان سلطنت تئودوز دوم مجبور شدند که برای آن حصار جدید طولانی‌تر و محکم تری از طرف خشکی از سه خط دفاعی تشکیل یافته بود بسازند. این حصار رخنه ناپذیر بود و چون قسطنطنیه را تا اختراع توپخانه قلعه کوب از حملات وحشیانه در امان داشت و در تاریخ بیزانس نقشی اساسی بازی کرد.
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
در همین اوان، تئودور دوم در شهر مذکور دانشگاهی تأسیس کرد که سی‌ویک کرسی تدریس داشت و این کرسی‌ها، تقریبا بالسویه، میان زبانه‌ای یونانی و لاتینی تقسیم‌شده بود. این سازمان جدید از دو لحاظ جالب‌توجه بود: از طرفی اداره قسطنطنیه را به اینکه ضمناً پایتخت فرهنگی امپراتوری باشد تایید می‌کرد و از طرف دیگر از همان موقع برای زبان یونانی نسبت به لاتینی نوعی برابری قائل می‌شد که به‌زودی به برتری مبدل گردید.۲. مسیحیت در شرق و غرب با تفاوت توسعه یافت. در قرن چهارم(امبرواز)، اسقف میلان، استقلال قوه روحانی را نسبت به قوه دنیوی اعلام کرد، درحالی‌که، در همان موقع، تئودوز اول مسیحیت را به مذهبی دولتی مبدل می‌کرد. و در قرن پنجم، پاپ (لئون کبیر)، اولویت مرکز روم را اعلام کرد و در همان موقع بیست و هشتمین قانون شورای روحانی (کالسدوان) مشرق را از سلطه به خارج کرد و در اختیار خلیفه قسطنطنیه گذاشت. ۳.تصادم استیلا های وحشیان به طور غیر مساوی میان مشرق و مغرب تقسیم‌شده بود. مشرق زیردست تر و قوی‌تر بود، به همین علت عدم تعادل روزافزون میان دو قسمت امپراتوری به قطع روابط منجر گردید.
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
جدال با ایران تا عصر ژوستینین

از دیرباز تقریبا چهار سده شاهنشاهی ساسانی را که از جلوس اردشیر یکم در سال‌های دهه بیستم سده سوم میلادی آغاز می‌گردد و به برافتادن یزدگرد سوم در سده هفتم می‌رسد، دوره دشمنی تلخ و تند میان امپراتوری‌های ایران و روم دانسته‌اند. برآمدن دودمان ایرانی ساسانی را به واکنش پیروزمندانه خشم شرقی در برابر تسلیم و مصالحه اشکانیان زیاده یونانی گرا تعبیر کرده‌اند.این تعبیر برخاسته از دعوای سنتی میان ساسانیان و رومیان بود. ساسانیان خود را نوادگان شاهنشاهان باستان ایران می‌دانستند و رومیان نیز دودمان تازه را وارث هخامنشیان و دشمنان سنتی جهان باستان و به‌طریق‌اولی دشمن خودشان می‌دانستند.
باوجوداین اعلام دشمنی آشکار دو امپراتوری در مقام دولت‌هایی همپایه در کنار هم به زندگی ادامه دادند (تاریخ ایران کمبریج،۱۳۷۳،ص ۶۸۳).دشمنی دو امپراتوری را از هم جدا نساخت. با از میان رفتن دولت‌های مرزی ن ناهمگن نیمه مستقل در سوریه و بین‌النهرین، مانند پالمیرا، الحضر، والدها(ادسا)در پایان سده سوم میلادی یا تقسیم کشورحایل ارمنستان در ۳۸۷ میلادی و جذب نهایی شهربان نشینهای مستقل امتداد فرات، از رانیاس در ۵۳۶ میلادی، که یوستی نیانوس به نوسازی اداری قلمرو خود پرداخت، مرزها با گذشت قرون رفته‌رفته ثابت و استوار شد.
همچنین هنگامی‌که امپراتور به بازسازی سلسله ظریف استحکامات مرزی پرداخت و بنابر رساله پروکوپیوس درباره «بناهای» امپراتوری، که در همان ایام نوشته شد، ایرانیان نیز به اقدامات مشابهی دست زدند و همین نتیجه به دست آمد.بااین‌همه،این استواری تدریجی مرزها هرگز نتوانست دو طرف را آن چنان از هم جدا سازد که نتوانند در قلمرو یکدیگر رخنه کنند. جنگ در دوره‌ای که موضوع بحث ماست عملیات ثابتی که در یک جا متمرکز باشد نبود، بلکه تک وپاتکهای متحرکی بود که پای سپاهیان ایران راتا انطاکیه، اورشلیم، وشارستان قسطنطنیه باز کرد وسربازان بیزانس در عملیات تلافیجویانه تا نزدیکی تیسفون، تختگاه ایران، پیش رفتند.
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
جنگ‌های مکرر سبب شد که نواحی حاشیه مرزها، ازجمله شهرهای مرزی دارا، امیدا و نصیبین و بخش بزرگی از ارمنستان تقسیم ‌شوند و بارها میان دو امپراتوری دست‌به‌دست شوند (تاریخ ایران کمبریج، ۱۳۷۳،ص ۶۸۴). در سراسر این مدت جنگ میان ایران و امپراتوری قسطنطنیه، آسیای صغیر را قطعه‌قطعه کرده بود. مسیحیت گسترده شده و در بعضی جاها پیروانش شکنجه می‌شدند و رنج می‌دیدند.
زیرا پس از مسیحی شدن روم، پادشاه ایران تنها «پادشاه –خدای» روی زمین بود و در دیده ی او مسیحیت تنها وسیله تبلیغ حکومت بیزانس بود که با او رقابت و هم‌چشمی داشت. پشتیبان مسیحیان و ایران پشتیبان زرتشتیان شد. در پیمانی به سال ۴۲۲ میلادی، یکی پذیرفت در برابر مسیحیان و دیگری در برابر زرتشتیان مسامحه کند و شکیبا باشد(جورج ولز، ۴۳۷۶،ص ۷۰۹ ). اردشیر، پادشاه ساسانی، پس از غلبه بر رقبای داخلی درصدد تحکیم سرحد های کشور خود برآمد و، بنابراین، تلاقی او با رومیان اجتناب‌ناپذیر بود.
ایرانیان، پس از چند شکست، مجدداً دو شهر مستحکم و مهم‌ نصیبین و حران را فتح کردند(گیرشمن، ۱۳۶۸،ص ۳۴۸). در زمان شاهپور جانشین اردشیر، مجدداً جنگ با روم آغاز شد و با موفقیتی پر هیاهو تو این بود: شاهپور تعداد زیادی از شهرهای تابع روم ، منجمله سوریه و انطاکیه، را تسخیر کرد. در ۲۶۰ میلادی، امپراتور والریانوس را به هفتاد هزار لژیونر رومی اسیر گرفت و آنان را به ایران فرستاد.
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
این عده در شهرهایی که خود آنان، طبق طرح اردوگاه‌های نظامی رومی بنا کردند، استقرار یافتند. ایشان در مقام متخصص، معمار، مهندس و اهل‌فن در حقیقت تحقق دادن کارهای عظیم عام المنفعه، مخصوصاً بنای پلها، سدها وطرق به ایرانیان مساعدت کردند و از خدمات آنان ایالت پرثروت خوزستان فواید بسیار برد (گیرشمن، ۱۳۶۸،ص ۳۵۰). در باب دوره های کوتاه سلطنت دو پسر شاهپور، هرمزد اول و بهرام اول، اطلاعات اندکی موجود است. در عهد بهرام دوم ( ۲۹۳- ۲۷۶ میلادی)، در عین حال که اغتشاشی شدید در سرحدهای شرقی شاهنشاهی ایجادشده بود، جنگی جدید با دولت روم آغاز شد. وی برای نجات تاج‌وتخت خویش و برای تصفیه کار برادر که قیام کرده بود، باعجله صلحی با رومیان امضا کرد و بین‌النهرین شمالی و ارمنستان را به آن‌ها تسلیم نمود. بهرام سوم، پس از چند ماه سلطنت، به دست نرسی، پسر شاهپور اول، خلع شد و پادشاه اخیر تاج‌وتخت ساسانی را به شعبه صغرای سلسله منتقل ساخت.
آغاز سلطنت پادشاه جدید سعادت‌آمیز نبود: جدال با روم به شکستی انجامید که درنتیجه آن همه افراد خانواده نرسی به دست دشمن افتاد. براثر صلحی که منعقد شد ایران از ارمنستان صغیر و مجموعه‌ ایالات واقع در مشرق دجله محروم گردید. در مدت چندین قرن که خصومت بین روم و ایران دوام داشت، هیچ گاه روم منافعی چنین سرشار از ایران به دست نیاورده بود و، چون از توسعه کشور خویش راضی بود، ازآن‌پس دیگر صلح را تا مدت چهل سال بر هم نزد گیرشمن، ۱۳۶۸،ص ۳۵۳). در دوره سلطنت شاپور دوم، که مدت هفتاد سال (از ۳۰۹ تا ۳۷۹). حکومت کرد، جنگ بین ایران و روم از سر گرفته شد. نزاع بین ایران و روم به‌صورتی بی‌سابقه درآمد.
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
از زمانی که قسطنطین کبیر مسیحیت را پذیرفت و ارمنستان به کیش مزبور گروید، کشور اخیر علاقه ای جدید و قوی به بیزانس نشان داد. بااین‌حال، گروهی از نجبای ارمنستان مایل بودند که روابط قدیم خود را با ایران- که تمدن آن در طی قرون در تمدن ارمنستان تأثیرات عمیق به‌جا گذاشته بود- حفظ کنند. بدین ترتیب، ارمنستان، که کانون جنگ‌های ایران و روم بود، در این زمان در دست دو فرقه از سکنه خود پاره پاره شد: طرفداران ایران و طرفداران روم (گیرشمن، ۱۳۶۸،ص ۳۵۵).عاقبت شاپور، پس‌ازآنکه بنیان قدرت خود را مستحکم ساخت، درصدد جنگ با روم برآمد. و در آن مملکت وقایع مهمی رخ داده بود. قسطنطین کبیر به دین عیسی در آمده بود.
نفوذ دیانت عیسی در ارمنستان، که مقارن آن احوال به دست تردت و جانشینان او انجام گرفت، موجب شد که بین روم و ارمنستان ارتباط محکمتری ایجاد شود. این بار نیز منازعات داخلی ارمنستان به دست شاهپور بهانه داد که جنگ را از سر گیرد، و به این امید که شاید آنچه مرسی از دست داده مجدداً به کف آورد. شاهپور به‌آسانی ارمنستان را گرفت و پس‌ازآن در بین‌النهرین با رومیان مصادف شد.
قسطنطین تازه مرده بود و جانشین او کنستانس دوم شخصیت سپهسالاری سپهسالار لشکر روم رابرعهده داشت. قلعه نصیبین در مقابل حملات مکرر ایرانیان ایستادگی کرد و رومیان در سنجار فاتح شدند، اما پس‌ازآن پی‌درپی شکست خوردند. در ۳۶۱ میلادی، با مرگ کنستانس، یولیانوس امپراتور رومیان شد و لشکرهای را به جنگ ایران برد.قوای رومیان و متحدان آنان به‌جانب تیسفون پیش رفتند، لکن راه پیشرفت آن‌ها را لشکری نیرومند از ایرانیان، به فرماندهی سرداری از دودمان مهران، فرو بست و، در خلال جنگهایی که وقوع یافت، یولیانوس در سال ۳۶۳ میلادی کشته شد. جانشین او،یوویانوس، (eovien) لشکر روم را از سرحد بازگرداند و به‌زودی صلحی به مدت سی سال بین طرفین منعقد گشت.
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
به‌موجب این معاهده، ایرانیان نصیبین و سنجار و ولایات ارمنستان صغیر را، که جنگ بر سر آن‌ها بود، پس گرفتند( کریستنسن، ۱۳۷۸ ،ص ۳۳۲). در پی توافقی که حاصل شد بیشتر سرزمین ارمنستان بهره ساسانیان گردید و رومیان ناگزیر شدند به گرفتن ناحیه کوچکی که عمدتاً در اطراف کوه آرارات قرار داشت قناعت کنند. اما ارمنستان همچنان به‌صورت مایع نفاق میان دو امپراتوری باقی ماند (تاریخ ایران کمبریج، ۱۳۷۳،ص ۲۳۸). جانشینان شاهپور، یعنی اردشیر دوم( ۸۹-۳۸۳ میلادی). و دو پسر شاهپور سوم( ۸۸- ۳۸۳ میلادی)و بهرام چهارم( ۹۹- ۳۸۸ میلادی). شاهزادگان ضعیف‌النفس بودند.
در سنوات اول سلطنت بهرام چهارم، ایران و روم ارمنستان رابین خود به نحوی تقسیم کردند که قسمت شرقی آن ، که از ناحیه دیگرش بسیار وسیع تر بود، تحت حمایت ایران و بخش غربی آن تحت تسلط رومیان قرار گرفت (کریستنسن، ۱۳۷۸،ص ۳۴۹). با مرگ بهرام، پسرش، یزدگرد دوم ،در ۴۳۹ میلادی جانشین او گردید و بی‌درنگ جنگ با بیزانسی‌ها را آغاز کرد. اما تئودوسیوس دوم، که نمی‌خواست در مرزهای شرقی آشفتگی بروز کند و آرامش این نواحی از میان برود، آنتالیوس را که فرمانده سپاهیان مصدق بود لشکر گاه یزدگرد فرستاد و به‌موجب صلحی که برقرار گشت وضع موجود حفظ گردید، با این شرط تازه که هیچ یک از دو طرف قلاع جدیدی در نواحی مرزی نسازند( تاریخ ایران کمبریج، ۱۳۷۳ ،ص ۲۴۵). قباد، پادشاه ساسانی، در اوت ۵۰۲میلادی در بخش شمال‌غربی امپراتوری خود عملیات جنگی با بیزانس را آغاز کرد.
تئودوپولیس یا ارزروم کنونی به تصرف ایرانیان درآمد. سپس قباد رهسپار جنوب گردید و آمیدا (آمد) را محاصره کرد. این شهر، پس از دفاع جانانه، سرانجام در ژانویه ۵۰۳ میلادی سقوط کرد. بیزانسی‌ها، با فرستادن چندین سپاه به مشرق دست به حمله متقابل زدند و جنگ بی‌آنکه به پیروزی بزرگی بیانجامد با رجزخوانی‌های دو طرف ادامه داشت. سرانجام، در ۵۰۳ میلادی، قباد ناگزیر شد برای مقابله با هجمهای که به قلمرو او در ماورای قفقاز شده بود عملیات جنگی را متوقف سازد
 
موضوع نویسنده

aliasghar

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Sep
659
1,150
مدال‌ها
2
. در ۵۰۴ میلادی، بیزانسی‌ها از غیبت قباد بهره جستند و دست به حمله زدند، اما نتوانستند آمیدا را پس بگیرند. در ۵۰۶ میلادی میان دو دولت صلح برقرار گردید که به‌موجب آن غباد، برخلاف توافق دیرپای میان دو امپراتوری، مقداری پول به عنوان غرامت استحکامات بیزانسی‌ها در شهر دارا از دولت بیزانس گرفت. مدتی که برای صلح تعیین شد هفت ساله بود، اما درواقع بیش از هفت سال به درازا کشید( تاریخ ایران کمبریج، ۱۳۷۳ص ۲۵۰)
در پایان بحث لازم است به سـ*ـیاست بیزانس در ارمنستان اشاره ای کوتاه کنیم. ارمنستان برای بیزانس نه تنها دولتی حایل، بلکه در حقیقت، سپر بلایی بود یکی از حساس‌ترین مرزهای امپراتوری را در برابر خطرهای شرق حمایت می‌کرد. خطرهایی که یکی پس از دیگری به‌صورت ایران ساسانی، اعراب و، بالاخره، تورانیان، بیزانس را تهدید می‌کردند. از همان آغاز قرن پنجم، بیزانس در زمان حکومت سلسله تئودوزیها ارمنستان را با ساسانیان تقسیم کرد. با این کار، هم رقبای خود را تقویت کرد و هم موقعیت خود را به نحوی به ضعف کشاند که در تمام طول قرن‌های ششم و هفتم حالت زیر دست نسبت به حریف پیدا کرد.
سکه های رومی متعلق به ۱۴۱ میلادی نشانگر امپراتور ارمنستان ، آنتونیون پویوس است که یک تاج روی سر دارد
 
بالا پایین