گفتم مشکوک میزنید...!خودمو میزنم به اون راه
با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشتهباشید.
اکنون ثبتنام کنید!گفتم مشکوک میزنید...!خودمو میزنم به اون راه
با کمال میل به سوالاتش پاسخ میدمچندتا سوال میپرسم
میذارم توی مهمونیهایی که سالی یه بار حضور پیدا میکنم کنارم بشینه و صحبت کنهبا کمال میل به سوالاتش پاسخ میدم
آرش کمانگیر..میگویم تو کی هستی
پوکر نگاش میکردم و در اخر فرار.آرش کمانگیر..
بهش میگفتم تو هر سنی که باشی، برای خودت ارزش قائل باش نه آنچنان خودت رو کوچیک و نه بزرگ بین باش!
وایسا وایسا کارت دارم من بچه بیازارمپوکر نگاش میکردم و در اخر فرار.
تنهاش میزارمخوش و بش میکنم
ما که پول نداشتیم دماغمان را عمل کنیم و گونه بکاریم، ما که خط لب نداشتیم و مژه مصنوعی نداشتیم، ما که موی بلوند و قد بلند نداشتیم، ما که چشمهایمان رنگی نبود؛ رفتیم و کتاب خواندیم! و با هر کتابی که خواندیم، دیدیم که زیباتر شدیم، آنقدر که هربار که رفتیم در آینه نگاه کردیم، گفتیم: خوب شد خدا ما را آفرید وگرنه جهان چیزی از زیبایی کم داشت. میدانی آن جراح که هرروز ما را زیباتر میکند، اسمش چیست؟ اسمش "کتاب" است! چاقویش درد ندارد، امّا همهاش درمان است. هزینهاش هرقدر هم که باشد به این زیبایی میارزد. من نشانی مطب این پزشک را به همه ی شما می دهم: رمان بوک! بی وقت قبلی داخل شوید! این طبیب مشفق، اینجا نشسته است، منتظر شماست!
*ثبت نام*
سلام مهمان عزیز
برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر آثارتان به خانواده رمان بوک بپیوندید:
کلیک برای: عضویت در انجمن رمان بوک