جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

آموزشی توصیف در داستان‌نویسی

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته آموزش نقد توسط Tara Motlagh با نام توصیف در داستان‌نویسی ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 141 بازدید, 26 پاسخ و 1 بار واکنش داشته است
نام دسته آموزش نقد
نام موضوع توصیف در داستان‌نویسی
نویسنده موضوع Tara Motlagh
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط Tara Motlagh
موضوع نویسنده

Tara Motlagh

سطح
6
 
مدیر تالار نقد
پرسنل مدیریت
مدیر تالار نقد
منتقد کتاب انجمن
مخاطب رمان برتر
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده انجمن
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Dec
7,505
44,370
مدال‌ها
7
قدم اول:
از هر منبعی که دسترستان بود (کتاب، مجله، PDF، اینترنت ...) یک نمونه برای توصیف داستانی و یک نمونه برای تمثیل شاعرانه پیدا کنید.
 
موضوع نویسنده

Tara Motlagh

سطح
6
 
مدیر تالار نقد
پرسنل مدیریت
مدیر تالار نقد
منتقد کتاب انجمن
مخاطب رمان برتر
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده انجمن
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Dec
7,505
44,370
مدال‌ها
7
قدم دوم:
حالا نوبت خودتان است که توصیف کنید. قبلا گفته شد که توی داستان می‌توان هر چیزی را توصیف کرد. دایره‌ی چیزهای توصیف‌کردنی زیاد است. تمرین توصیفات را به سه مورد کلی «توصیف یک شخصیت»، «توصیف یک موقعیت» و «توصیف یک حالت» دسته‌بندی می‌کنیم.
 
موضوع نویسنده

Tara Motlagh

سطح
6
 
مدیر تالار نقد
پرسنل مدیریت
مدیر تالار نقد
منتقد کتاب انجمن
مخاطب رمان برتر
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده انجمن
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Dec
7,505
44,370
مدال‌ها
7
قدم سوم:
مهم‌ترین تکنیک در توصیفات، تصور کردن است. این‌که داستان در چه حال و هوایی می‌گذرد و قرار است چه اتفاقی بیفتد را تنها تصورات نویسنده است که می‌سازد. برای تصور کردن خود را به‌جای شخصیت‌ها قرار دهید و وارد فضای داستان کنید.
 
آخرین ویرایش:
موضوع نویسنده

Tara Motlagh

سطح
6
 
مدیر تالار نقد
پرسنل مدیریت
مدیر تالار نقد
منتقد کتاب انجمن
مخاطب رمان برتر
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده انجمن
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Dec
7,505
44,370
مدال‌ها
7
چشمان خود را ببندید و گام‌به‌گام جلو بروید. چه چیزهایی را می‌بینید؟
چه چیزهایی را حس می‌کنید؟
چه چیزهایی را می‌شنوید؟
دقت و توجه در استفاده از تمام حواس پنج‌گانه‌تان می‌تواند شما را در توصیفات یاری کند.
 
موضوع نویسنده

Tara Motlagh

سطح
6
 
مدیر تالار نقد
پرسنل مدیریت
مدیر تالار نقد
منتقد کتاب انجمن
مخاطب رمان برتر
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده انجمن
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Dec
7,505
44,370
مدال‌ها
7
قدم چهارم:
تا می‌توانید کتاب‌های خوش‌خوان و مشهور را بخوانید؛ چه تألیفی و چه ترجمه شده. اما آن ترجمه‌شده‌هایی را بخوانید که ترجمه‌شان روان و خوانا باشد نه آن‌هایی که نخواندنشان به خواندشان می‌ارزد!
 
موضوع نویسنده

Tara Motlagh

سطح
6
 
مدیر تالار نقد
پرسنل مدیریت
مدیر تالار نقد
منتقد کتاب انجمن
مخاطب رمان برتر
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده انجمن
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Dec
7,505
44,370
مدال‌ها
7
خواندن کتاب‌هایی با قلم قوی شما را در شناخت توصیفات درست یاری می‌کند. در هنگام خواندن آن‌ها قلم و کاغذی در کنار خود داشته باشید و آن‌چه در توصیفات توجه شما را به خود جلب می‌کند یادداشت کنید.
خواندن کتاب‌های خوب به نویسنده در گسترش دایره لغات و نحوه استفاده از آن‌ها کمک می‌کند.
 
موضوع نویسنده

Tara Motlagh

سطح
6
 
مدیر تالار نقد
پرسنل مدیریت
مدیر تالار نقد
منتقد کتاب انجمن
مخاطب رمان برتر
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده انجمن
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Dec
7,505
44,370
مدال‌ها
7
«محمود دولت‌آبادی» در کتاب «جای خالی سلوچ» احساس سرما را نه تنها به ما نشان می‌دهد بلکه آن را برایمان قابل لمس می‌کند:
 
موضوع نویسنده

Tara Motlagh

سطح
6
 
مدیر تالار نقد
پرسنل مدیریت
مدیر تالار نقد
منتقد کتاب انجمن
مخاطب رمان برتر
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده انجمن
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Dec
7,505
44,370
مدال‌ها
7
«انگشت‌هایش از سرما به ناله درآمده‌اند. دست‌ها را زیر بازوهایش فرو برد و بازوها را به پایین فشرد، بعد دست‌هایش را بیرون آورد و به هم مالاندشان. اما پنجه‌های خشکیده و یخ‌زده به این چیزها گرم نمی‌شدند. همین قدر پنجه‌ها بسته و باز شوند بس بود. مِرگان چنگ به دستگیرۀ پیمانه انداخت، آن را بر دوش گرفت و پا از خاک سرد و چغر کند.»
 
موضوع نویسنده

Tara Motlagh

سطح
6
 
مدیر تالار نقد
پرسنل مدیریت
مدیر تالار نقد
منتقد کتاب انجمن
مخاطب رمان برتر
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده انجمن
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Dec
7,505
44,370
مدال‌ها
7
و یا به این نمونه دقت کنید که چطور «صادق چوبک» داستانش را آغاز می‌کند:
 
موضوع نویسنده

Tara Motlagh

سطح
6
 
مدیر تالار نقد
پرسنل مدیریت
مدیر تالار نقد
منتقد کتاب انجمن
مخاطب رمان برتر
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده انجمن
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Dec
7,505
44,370
مدال‌ها
7
و حالا دیگر آفتاب پاییزی کم‌کم داشت می‌چسبید. تابستان هُرم و شیرۀ آن را مکیده بود و رنگ و رخش را لیسیده بود و ولش کرده بود. همان چنار و افراهایی که از دیوارهای باغ، ردیف راه افتاده بودند و گرداگرد استخر عظیم آن، به هم رسیده بودند و تابستان یک سکه از نور خورشید را به زمین راه نمی‌دادند؛ اکنون رنگ پریده و تنک برگ، خسته و ناکام، زیر زَرَک آفتاب بامدادی پاییزی، کرخت و بی‌حس، به دیوار آسمان لم داده بودند و هرم ولرم آن را مک می‌زدند و توانایی آن را نداشتند که زیر تابش نور بی‌رمق آن چادر برگی پهن کنند.
 
بالا پایین