جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

مطالب طنز *جوک کده*

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته مطالب طنز توسط دلارای با نام *جوک کده* ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 1,838 بازدید, 32 پاسخ و 1 بار واکنش داشته است
نام دسته مطالب طنز
نام موضوع *جوک کده*
نویسنده موضوع دلارای
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط iso
موضوع نویسنده

دلارای

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
163
873
مدال‌ها
4
بدون مقدمه
هر چی جک دارین تو دست و بالتون رو کنین!
فقط مورد دار نباشن
مرسی🌹
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: estefa
موضوع نویسنده

دلارای

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
163
873
مدال‌ها
4
داشتم زردالو میخوردم توش کِرم دیدم جیغ کشیدم
بابام گفت بخاطر کرم سالم ناراحت نشو
هروقت کرم نصفه دیدی ناراحت شو...
قانع شدم رفتم باقی زردالوهارو خوردم...
 
  • خنده
واکنش‌ها[ی پسندها]: estefa
موضوع نویسنده

دلارای

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
163
873
مدال‌ها
4
دم عابر بانك يارو با سوييچِ ماشينش دكمه ها رو ميزد
گفتم:
دمش گرم رعايت ميكنه كرونا نگيره
بعد همونو كرد توى گوشش شروع كرد به چرخوندن درآورد ماليد به كُتش
 
موضوع نویسنده

دلارای

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
163
873
مدال‌ها
4
عمم پست گذاشته:
آدم داغون از اول داغون نبوده عزیز
داغونش کردن
آدم آرومم همینطور!
آدم عصبی هم همینطور
مامانمم زیرش کامنت گذاشته:
ولی آدم بیشعور از اولش بیشعور بوده
 
موضوع نویسنده

دلارای

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
163
873
مدال‌ها
4
یادش بخیر یه زمانی میخواستن به
یکی بگن خیلی میخوانش و براش هر کاری
میکنن میگفتن سرتا پاهات رو طلا می گیرم
الان چی باید بگن
میبرمت طلا فروشی نگاه کنی
 
موضوع نویسنده

دلارای

سطح
2
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
163
873
مدال‌ها
4
زنه گریه میکرد.

شوهرش اومد گفت چته؟ چرا گریه و زاری میکنی ؟

مادرش گفت:چه انتظار داری از زنی که طلاقش دادی؟!
شوهره گفت : کی طلاقش دادم ؟
مادرش گفت : پیام براش فرستادی که تو را طلاق دادم !
شوهره گفت : من از صبح گوشیمو گم کردم، شاید همونی که گوشیمو پیدا کرده پیام فرستاده ، گوشیتو بده بش زنگ بزنم .
زنگ زد به گوشیش بش گفت تو پیام فرستادی که زنم رو طلاق دادی ؟!
دزد گفت : بله از صبح تا حالا مخمو خورده ، پیام داده گوجه بخر، خیار بخر ، سبزی بخر، اونو بخر ، اینو بخر ، خواهرت اینجوریه ، مادرت اینجوری گفت ، بابات اونجوری گفت و ...
من هم بجات طلاقش دادم و راحتت کردم
صاحب گوشی به دزد گفت : گوشیم حلالت
 

Alien

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
123
641
مدال‌ها
2
ای بابا از دست این شاعرا،میگه
برخیز مخور غم جهان گذرا
تا پامیشم میگه
بنشین و دمی به شادمانی گذران
فعلا نیم خیز موندم تا
تکلیفم تو بیت بعدی مشخص بشه!
 

Alien

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
123
641
مدال‌ها
2
مامانم صبح زود اومده تو اتاقم میگه آفرین چه زود بیدار شدی بعد رو میکنه به بابام میگه
حالا هی بگو اینترنت بده ببین چه سحرخیز شده…
خبر ندارن که تا صبح تو اینترنت بودم اصن نخوابیدم!!
 

Queenie

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
25
31
ﯾﻪ همکلاسی داشتیم اﺳﻤﺶ ﺑﺎﻗﺮ ﺑﺎﻗﺮی ﺑﻮد استاد همیشه اول ﻓﺎمیلو می گفت ﺑﻌﺪ اسمو.

وﻗﺘﯽ اوﻟﯿﻦ بار ﺻﺪاش ﮐﺮد ﮔﻔﺖ ﺑﺎﻗﺮی ﺑﺎﻗﺮ ﺑﯿﺎد!!! با ﺣﺮﮐﺖ زﯾﮕﺰاﮐﯽ رفت ﭘﺎی ﺗﺨﺘﻪ!! استاد گفت:چته؟

ﭘﺴر :ﺧﻮدﺗﻮن ﮔﻔﺘﯿﻦ ﺑﺎﻗﺮی ﺑﺎ.. ﻗﺮ ﺑﯿﺎد!! ﻫﯿﭽﯽ دﯾﮕﻪ! ﮐﻞ ﮐﻼس ﻣﻨﻔﺠﺮ ﺷﺪ!
 
بالا پایین