ZAHHRA
سطح
2
{ارشد بخش عمومی}
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
همیار سرپرست ادبیات
همیار سرپرست کتاب
ویراستار انجمن
منتقد ادبیات
ناظر کتاب
ناظر تایید
گوینده آزمایشی
- Nov
- 2,855
- 12,658
- مدالها
- 5
ورود کسی که اسمش تا به امروز در لیست مفقودیها بوده، دلیلی برای گردشدن چشمان مالکوم شد و نگاهش بین هلن و جیمز در چرخش بود. در نگاه هلن یک خونسردی موج میزد که برای مالکوم متعجبکننده بود ولی جیمز خیلی راحت حضور مرد غریبه را در کنارش همسرش در خانهاش پذیرفت:
- تو همون کارگاه معروف هستی که مسئول جنازهی باغچس؟
مالکوم سری تکان داد و کوتاه جواب داد:
- بله!
جیمز دستی به ته ریشش کشید و نگاه مالکوم هم به همان قسمت رفت. نگاهش قفل زخم سمت راست خط فکش افتاد. زخم تازه بود و در یک آن، نگاهش برگشت سمت ناخنهای تازه کوتاه شدهی هلن و نگاه به اطرافش. از هلنی که همیشه مدل خاصی از ناخن بلند را داشت، این کوتاهی عجیب بود. هرچند حرفهی مالکوم به او خیلی چیزا یاد دادهبود ولی سعی کرد مسائل را با هم ترکیب نکند:
- شما اسمتون در لیست مفقودی بود و ... .
جیمز که انگار این سوال برایش عادی بود و به حالت روتین و رباتی جواب داد:
- من سفر کاری برام پیش اومدهبود که هلن خبر نداشت ازش... .
بعد برای طبیعی کردن اوضاع و حرفش، دستش را دور گردن هلن موذب که برای اولینبار در حضور مالکوم ساکت بود انداخت و ادامه داد:
- بابت مزاحم همسرم برای پر کردن فرم مفقودیم برای پلیس واقعا متاسفم.
لحن مودبانهی جیمز، باعث شد تا گارد مالکوم هم پایین بیاید:
- خواهش میکنم، هرچند پلیس نتونست کمک خاصی برای پیداشدنتون بکنه ولی دوست داشتم بدونم برای سفر کاری کجا رفته بودین؟
برق چشمان هلن را حس کرد و نگاهش به سمتش برگشت که صدای آمیخته با حرص جیمز آمد:
- الان من بگم جزیره وایت*، شما میدونین کجاس؟
نگاهش از هلن به سمت مردی که اگر توانایی داشت الان از کله و بدنش، آتش به سمت مالکوم پرتاب میکرد و مالکوم با بازی نگاه میدانست دقیقاً حرفهای این مرد یکجایی غلطه که اینگونه گارد در برابر سوالات معمولی دارد:
- امکان داره کسی بزرگترین جزیرهی انگلستان رو نشناسه؟
* Isle of Wight) یکی از شهرستانها و بزرگترین جزیره انگلستان است که در کانال مانش به طور میانگین در فاصله ۵ تا ۷ کیلومتری کرانه همپشر قرار گرفتهاست. این جزیره در 123 کیلومتری لندن و 319 کیلومتری منچستر قرار دارد. پرچم جزیره وایت در ژانویه ۲۰۰۹ پذیرفته شد. از شهرهای معروف و پربازدید این جزیره می توان به شنکلین و راید و سنداون اشاره کرد. چارلز دیکنز نویسنده مشهور متولد این جزیره می باشد. 97 درصد مردم این جزیره سفید پوست ، یک درصد آسیایی و بقیه دورگه می باشند.
- تو همون کارگاه معروف هستی که مسئول جنازهی باغچس؟
مالکوم سری تکان داد و کوتاه جواب داد:
- بله!
جیمز دستی به ته ریشش کشید و نگاه مالکوم هم به همان قسمت رفت. نگاهش قفل زخم سمت راست خط فکش افتاد. زخم تازه بود و در یک آن، نگاهش برگشت سمت ناخنهای تازه کوتاه شدهی هلن و نگاه به اطرافش. از هلنی که همیشه مدل خاصی از ناخن بلند را داشت، این کوتاهی عجیب بود. هرچند حرفهی مالکوم به او خیلی چیزا یاد دادهبود ولی سعی کرد مسائل را با هم ترکیب نکند:
- شما اسمتون در لیست مفقودی بود و ... .
جیمز که انگار این سوال برایش عادی بود و به حالت روتین و رباتی جواب داد:
- من سفر کاری برام پیش اومدهبود که هلن خبر نداشت ازش... .
بعد برای طبیعی کردن اوضاع و حرفش، دستش را دور گردن هلن موذب که برای اولینبار در حضور مالکوم ساکت بود انداخت و ادامه داد:
- بابت مزاحم همسرم برای پر کردن فرم مفقودیم برای پلیس واقعا متاسفم.
لحن مودبانهی جیمز، باعث شد تا گارد مالکوم هم پایین بیاید:
- خواهش میکنم، هرچند پلیس نتونست کمک خاصی برای پیداشدنتون بکنه ولی دوست داشتم بدونم برای سفر کاری کجا رفته بودین؟
برق چشمان هلن را حس کرد و نگاهش به سمتش برگشت که صدای آمیخته با حرص جیمز آمد:
- الان من بگم جزیره وایت*، شما میدونین کجاس؟
نگاهش از هلن به سمت مردی که اگر توانایی داشت الان از کله و بدنش، آتش به سمت مالکوم پرتاب میکرد و مالکوم با بازی نگاه میدانست دقیقاً حرفهای این مرد یکجایی غلطه که اینگونه گارد در برابر سوالات معمولی دارد:
- امکان داره کسی بزرگترین جزیرهی انگلستان رو نشناسه؟
* Isle of Wight) یکی از شهرستانها و بزرگترین جزیره انگلستان است که در کانال مانش به طور میانگین در فاصله ۵ تا ۷ کیلومتری کرانه همپشر قرار گرفتهاست. این جزیره در 123 کیلومتری لندن و 319 کیلومتری منچستر قرار دارد. پرچم جزیره وایت در ژانویه ۲۰۰۹ پذیرفته شد. از شهرهای معروف و پربازدید این جزیره می توان به شنکلین و راید و سنداون اشاره کرد. چارلز دیکنز نویسنده مشهور متولد این جزیره می باشد. 97 درصد مردم این جزیره سفید پوست ، یک درصد آسیایی و بقیه دورگه می باشند.