- May
- 2
- 0
- مدالها
- 2
تو ماهِ منی، ماهِ منیرم…
تو ماهِ شبِ چهاردهی عزیزِ من
تو ای مستانهی زندگیام…
نمیدانم مستانه چیست،
اما تو برای من، حالِ خوبِ بیدلیلِ منی
تو مسکنِ تمامِ دردهای منی
و من… دردِ تو
اما تو برای من، مورفینِ تمامِ غمهایم هستی
با عشقت درمانم کن…
نقصهایم را بپوشان
راهی که از آن بالا آمدم تا به اینجا رسیدم را
گاهی فراموش میکنم
اما تو…
در هیچکدام از رویاهایی که ساختیم، نبودی…
تو ماهِ شبِ چهاردهی عزیزِ من
تو ای مستانهی زندگیام…
نمیدانم مستانه چیست،
اما تو برای من، حالِ خوبِ بیدلیلِ منی
تو مسکنِ تمامِ دردهای منی
و من… دردِ تو
اما تو برای من، مورفینِ تمامِ غمهایم هستی
با عشقت درمانم کن…
نقصهایم را بپوشان
راهی که از آن بالا آمدم تا به اینجا رسیدم را
گاهی فراموش میکنم
اما تو…
در هیچکدام از رویاهایی که ساختیم، نبودی…
امضا:زهرا حق شناس
رمان :درحال تایپ؛گل لیلیوم دلبر من