جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

مجموعه اشعار حمید مصدق

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته اشعار شاعران توسط ترنم مبینا با نام حمید مصدق ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 2,663 بازدید, 80 پاسخ و 0 بار واکنش داشته است
نام دسته اشعار شاعران
نام موضوع حمید مصدق
نویسنده موضوع ترنم مبینا
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط (:Shaparak

mobina01

سطح
4
 
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده ادبی انجمن
Mar
9,713
26,792
مدال‌ها
9
چه کسی میگوید من وتو ما نشویم

با من اکنون چه نشستنها، خاموشیها

با تو اکنون چه فراموشیهاست .

چه کسی می خواهد

من و تو ما نشویم

خانه اش ویران باد !

من اگر ما نشوم، تنهایم

تو اگر ما نشوی، خویشتنی...
 

mobina01

سطح
4
 
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده ادبی انجمن
Mar
9,713
26,792
مدال‌ها
9
کاشکی همچو حبابی در آب
در نگـاه «تـــو»
تهی میشدم از بودو نبود...!
 

mobina01

سطح
4
 
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده ادبی انجمن
Mar
9,713
26,792
مدال‌ها
9
من دراین شب که بلندست
به اندازه حسرت زدگی
شعر چشمان تو را می خوانم...
چشم تو، چشمه ی شوق...
چشم تو، ژرفترین راز وجود...
برگ بید ست که با زمزمه جاری باد
تن به وارستن عمر ابدی می سپرد...
 

mobina01

سطح
4
 
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده ادبی انجمن
Mar
9,713
26,792
مدال‌ها
9
من پذیرفتم شکست خویش را،
پندهای عقل دوراندیش را،

من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است

میروم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم

میروم از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو تنهاتر از من میشوی
آرزو دارم شبی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی برخوردهای سرد را

آرزو دارم خدا شادت کند
بعد شادی تشنه‌ی نامم کند
 

mobina01

سطح
4
 
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده ادبی انجمن
Mar
9,713
26,792
مدال‌ها
9
بی تو می‌رفتم
تنها ، تنها
وصبوریِ مرا
کوه تحسین می‌کرد

من اگر سوی تو بر می‌گردم
دست من خالی نیست
کاروانهای محبت با خویش
ارمغان آوردم...
 

mobina01

سطح
4
 
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده ادبی انجمن
Mar
9,713
26,792
مدال‌ها
9
تو بهاری؟
نه، بهاران از توست
از تو می‌گیرد وام
هر بهار این همه زیبایی را
هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ و بهارانم تو
 

mobina01

سطح
4
 
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده ادبی انجمن
Mar
9,713
26,792
مدال‌ها
9
گونه‌های تَر من،
دست پر از مِهر کسی را حس کرد
سر من ناز و نوازش‌ها دید
یک نفر نام مرا زیبا برد !
و به اندازه‌ی قلبم
دل او نیز تپید
 

mobina01

سطح
4
 
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده ادبی انجمن
Mar
9,713
26,792
مدال‌ها
9
کاشکی پنجه‌ی من
در شب گیسوی پر پیچ تو راهی می‌جست

چشم من چشمه‌ی زاینده‌ی اشک
گونه‌ام بستر رود

کاشکی همچو حبابی بر آب
در نگاه تو رها می‌شدم از بود و نبود ...!
 

mobina01

سطح
4
 
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده ادبی انجمن
Mar
9,713
26,792
مدال‌ها
9
گاهی چو آب هستم و گاهی چو آتشم
از این دوگانگی‌ست که بس درد می‌کشم

سویَم میا و روح پریشان من مخوان
اوراق کهنه‌ای ز کتابی مشوشم

پرهیز این زمان ز من ای نازینن که من
سر تا به پای شعله و پا تا سر آتشم

با پای خویش ز آتش عشق تو بگذرم
خویش آزمای خویشم و روح سیاوشم

دارد رواج سکه قلب هنر حمید
عیب من که کنون پاک و بی غشم
 

mobina01

سطح
4
 
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده ادبی انجمن
Mar
9,713
26,792
مدال‌ها
9
به من بتاب که سنگِ سردِ دره ام!
که کوچکم ...
که ذره ام ...
به من بتاب
مرا زِ شرم مهر خویش آب کن
مرا به خویش جذب کن!
مرا هم آفتاب کن ...
 
بالا پایین