- Feb
- 3,616
- 17,022
- مدالها
- 10
زن، پنجرهایست که جهان را از پشت قاب دید،
اما هیچگاه خودش قاب نشد.
چشمانش، کوه را میدید و صبر میکرد،
زبانش، رودخانه بود،
که جز به سنگ، کسی جوابش نداد.
لبهایش، سطرهایی از کتابی ممنوع،
که تنها باد، از رویشان ورق زد.
اما هیچگاه خودش قاب نشد.
چشمانش، کوه را میدید و صبر میکرد،
زبانش، رودخانه بود،
که جز به سنگ، کسی جوابش نداد.
لبهایش، سطرهایی از کتابی ممنوع،
که تنها باد، از رویشان ورق زد.