جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

همگانی سخت‌ترین جمله ای که میتونی به عشقت بزنی تا ولت کنه و بره و نخوای ناراحتش کنی چیه؟

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته متفرقه توسط پژواک خاموشی با نام سخت‌ترین جمله ای که میتونی به عشقت بزنی تا ولت کنه و بره و نخوای ناراحتش کنی چیه؟ ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 1,135 بازدید, 30 پاسخ و 5 بار واکنش داشته است
نام دسته متفرقه
نام موضوع سخت‌ترین جمله ای که میتونی به عشقت بزنی تا ولت کنه و بره و نخوای ناراحتش کنی چیه؟
نویسنده موضوع پژواک خاموشی
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط پژواک خاموشی
موضوع نویسنده
ناظر ادبیات
ناظر ادبیات
کاربر ممتاز
Jul
1,042
11,333
مدال‌ها
2
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Oct
17
55
مدال‌ها
2
موضوع نویسنده
ناظر ادبیات
ناظر ادبیات
کاربر ممتاز
Jul
1,042
11,333
مدال‌ها
2
ولی جدی یه سوالی دارم یعنی شما واقعا میخوای یه جمله به یکی بگی که دوستش داری تا بره ؟
آره خب
به کسی که واقعا قبلم و زخم زد حتما این حرف و میزنم به کسی که دردم و ندونست و راحت ولم کرد و نابودم کرد
 
موضوع نویسنده
ناظر ادبیات
ناظر ادبیات
کاربر ممتاز
Jul
1,042
11,333
مدال‌ها
2
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
May
83
547
مدال‌ها
3
چه جمله ای میتونه تو رو از شر کسی که دوسش داری خلاص کنه؟
هیچ جمله‌ای نمی‌تواند دل مرا بیان کند…
اما شاید، در آبان ماه دیگری،
کلمه‌ای پیدا شود که به جای من سخن بگوید.
اما بخشی از وجود من تا ابد ،برای نداشتن تو غمگین میشود.
 
موضوع نویسنده
ناظر ادبیات
ناظر ادبیات
کاربر ممتاز
Jul
1,042
11,333
مدال‌ها
2
هیچ جمله‌ای نمی‌تواند دل مرا بیان کند…
اما شاید، در آبان ماه دیگری،
کلمه‌ای پیدا شود که به جای من سخن بگوید.
اما بخشی از وجود من تا ابد ،برای نداشتن تو غمگین میشود.
کشته بود از عشق قربانیش داد

کار موسی را بسی غورش نمود

برتر از صد طور صد طورش نمود

از نبی داود را صد راز گفت

سر مکنون زبورش باز گفت
 
بالا پایین